مخدوش‌کردن تمام تابلوهای خیابان «محمد مصدق»!

آرمان- مرتضی خبازیان: تنها کسانی که از گذشته خود در رنج و عذاب هستند، آن را یکسر سیاهی می‌بینند. این افراد نمی‌توانند بین بخش‌های روشن و تاریک گذشته تمایز قائل شوند. نقد از جنس داوری است و در صورتی می‌توان چیزی را نقد کرد که نسبت به جوانب آن آگاه بود. کسی که نگاهی روشن و همه‌جانبه نسبت به گذشته ندارد، در هیچ زمینه‌ای از گذشته نمی‌تواند چون و چرا کند. از این زاویه است که کسانی حتی نمی‌توانند به آن بخش‌هایی از گذشته جامعه نگاه کنند که از قضا لایه‌های درخشانی دارد و در مواردی سرمشق دیگران هم بوده است. در یک سخن، کسانی که با انرژی تمام به نفی دکتر محمد مصدق نشسته یا برخاسته‌اند، بی‌آنکه بدانند یا بتوانند بدانند که حرکت دکتر مصدق چه تاثیری بر منطقه و جهان داشته، کودتای دردناک 28 مرداد سال 32 را تایید کرده‌اند. مساله‌ای که این افراد نمی‌توانند دریابند این است که آنچه در گذشته اتفاق افتاده، به تمامی قابل انتقال به امروز نیست. کسانی که تابلوهای خیابان «محمد مصدق» (نفت شمالی) را مخدوش کرده‌اند، دکتر مصدق را شخصیتی تاریخی و موثر ندیده‌اند. از نظر آنها دکتر محمد مصدق نخست‌وزیری نیست که با جنبش ملی کردن نفت پیوند خورده باشد، بلکه او را مانند سیاستمداری در قید حیات دیده‌اند و برخود واجب دانسته‌اند همانطور که مخالفان سیاسی خود را مورد هجمه قرار می‌دهند و حتی با مهر نماز و کفش به او حمله می‌کنند،‌ به مصدق هم حمله کنند و چون بعد از این تصمیم متوجه شده‌اند مصدق سال‌های سال است که دیگر در قید حیات نیست، به تابلوهای خیابانی حمله کرده‌اند که به اسم او بوده و تابلوها را مخدوش کرده‌اند. به نوشته آفتاب‌‌نیوز؛ تمام تابلوهای خیابان «محمد مصدق» (نفت شمالی) مخدوش شده است و ماموران شهرداری منطقه ۳ تهران، در محل حضور یافته و پیگیری‌های لازم را در این زمینه به عمل آوردند و در نهایت قرار بر این شد، تابلوهای جدید جایگزین تابلوهای مخدوش شده در این خیابان شود.

حقارت وندالیسم
نکته مهمی که در مخدوش کردن تابلوهای خیابان دکتر محمد مصدق در نظر گرفته نشده، علاوه بر اینکه چنین حرکتی از نظر کنش‌مندی بسیار سخیف و نازل محسوب می‌شود، ضربه به ثروت عمومی است. وندالیسم در حوزه رفتار اجتماعی همواره مورد توجه عالمان علوم انسانی بوده است اما کسانی که دست به چنین کاری زده‌اند، با کسانی که صندلی اتوبوس‌ها را با تیغ پاره می‌کنند یک تفاوت مهم دارند. این افراد از قضا دست به تخریب نمادی زده‌اند که تقریبا همه ادیان ابراهیمی به مومنان توصیه کرده‌اند که در آن دقت نظر داشته باشند. دو کتاب تورات و انجیل به کنار، در قرآن شریف، حدود یک‌پنجم سوره‌ها به گونه‌ای موثر به تدقیق در گذشته اشاره دارد. در این اشاره موضوع مثبت و منفی دربین نیست، مهم اهمیت آن چیزی است که انسان از نگاه به گذشته درمی‌یابد یا باید دریابد. کسانی که روی نام دکتر مصدق رنگ پاشیده‌اند، فقط کافی است لحظه‌ای به روزهای پرالتهاب دوران جنبش ملی شدن نفت فکر کنند. در روزهایی که انگلستان به تمامی عزم خود را جزم کرده بود که اجازه چنین کاری به ایرانیان ندهد و کار حتی تا آستانه پیاده کردن نیروهای نظامی در سواحل جنوبی کشور پیش رفت. دکتر مصدق حالا دیگر شخصیتی است که در تاریخ نشسته است و خواه ناخواه به تمثیل و نماد یکی از درخشان‌ترین دوره‌های مقاومت و ایستادگی این مردم تبدیل شده است. مولا علی(ع) در بخشی از سخنانش درباره اهمیت تاریخ و تفکر و تدبر در احوال گذشتگان به امام حسن(ع) می‌فرماید: در اثر آنچه از تاريخ به من رسيده، با همه آنان (گذشتگان) از اول تا آخر بوده‏ام. من قسمت زلال زندگى آنان را از قسمت تاريك و آلوده باز شناختم. اگرچه نمی‌توانیم به بینش و نگاه مولا علی(ع) برسیم، اگر چه نمی‌توانیم بخش‌هایی از تاریخ را که باب میل ما نیست حذف و یا برآن اضافه کنیم، حداقل این اطمینان وجود دارد که تخریب اموال عمومی کاری بس زشت و ناپسند است.