گلایه از رئیس‌جمهور

ریاست محترم جمهور
جناب آقای دکتر حسن روحانی
عرض سلام
اینطور شنیدم که در جلسه رای اعتماد وزیر پیشنهادی بهداشت در مجلس به پزشکان کنایه زده‌اید و گفته‌اید که در تربیت طبیبان تصور می‌شود که آنها تافته جدا بافته هستند و از تجربه خود در خارج از کشور گفته‌اید که گویا شاهد آن بوده اید که پزشکان در آنجا، خود بیماران را
راه می‌برده‌اند و غیره.
گفتن این سخنان توسط جنابعالی به عنوان نماینده ملت و ریاست جمهور به نظر بنده شایسته نبود. سرزنش کردن طبیبان برای انجام کارهائی که در مسئولیت آنها نمی‌باشد، بسیار غیرمنطقی است. اصولا در دانشکده طب به ما آموخته می‌شود که به کار خود بپردازیم و در کار دیگران دخالت نکنیم.‌ای کاش چنین آموخته‌ای ارزشمند در مدارس دیگر نیز تدریس می‌شد و آن وقت، هر عزیزی خود را عالم دهر نمی‌دانست و در کاری که تجربه‌ای در آن نداشت، اظهارنظر نمی‌کرد.
شاید به قرعه قسمت تجربه آن را داشتم که پس از اتمام تحصیلات پزشکی عمومی ام، دوره تخصصی را در دو کشور اروپائی بگذرانم. یکی از آنها کشوری بود با سابقه حضور پنجاه ساله تفکر کمونیستی که در بسیاری از مواقع، هنوز پس از چند دهه آثارش در رفتار مردم تا حدودی نمایان بود. اما هیچ وقت شاهد آن نبودم که طبیبی در کارهائی وارد شود که در حوزه مسئولیت سایر همکاران است. این به معنای غرور یا نخوت نیست که احترام به مقام و کار سایرین است. کاری که دیگر عزیزان و همکاران به طور قطع در آن بیشتر تبحر دارند.
تجربه دیگرم هم حضور در مرکزی بود که پروفسور سمیعی پزشک و جراح پیشکسوت مغز و اعصاب ایرانی در کشور آلمان، ریاست آن را برعهده داشت. در آنجا نیز ندیدم که ایشان چنین کارهائی را که در جلسه علنی مجلس فرمودید انجام دهند.
باری با خود فکر کردم که شاید در انگلستان یا اسکاتلند که جنابعالی تجربه حضور در آنجا را داشته اید، پزشکان، بیماران را برای شستن زخم تا کنار دستشوئی مشایعت می‌نمایند...
خوشبختانه به یمن شبکه‌ها‌ی اجتماعی و پس از سخنان جنابعالی، یکی از همکاران فیلمی‌از سرزنش شدید یکی از اساتید بخش احتمالا ارتوپدی (جراحی استخوان و مفاصل) به حضور دیوید کامرون، نخست وزیر وقت انگلستان برای بازدید از یک بیمار را فرستاد که عملا در آن پزشک مذکور به وی دستور داد، از بخش خارج شود و وی بدون هیچ مقاومتی، بر این اساس که حرف آن استاد منطقی و صحیح است، همراه با محافظانش، بخش بیمارستان را ترک کرد. تصور بفرمائید اگر در اینجا یکی از اساتید پزشکی چنین رفتاری با مقامی‌در حد نخست وزیر بکند، چه عکس العملی در مقابلش رخ خواهد داد!
کلام خود را کوتاه می‌کنم. به عنوان یک ایرانی و پزشکی کوچک در این جامعه از جنابعالی خواهشمندم که به کار خود بپردازید و از رنجش خاطر مردمان بپرهیزید. مملکت بیش از هر چیز به تدبیر و سیاست جنابعالی و سایرین که سکان مملکت را در دست دارید، نیازمند است. ما طبیبان در طول تاریخ این مرز و بوم حقانیت خود را ثابت کرده‌ایم. شاید تنها حکما و سخنوران بتوانند در گذشته با افتخارات طبیبان این مملکت برابری کنند و گرنه تا دلتان بخواهد تاریخ این مملکت سیاستمدار پراشتباه دیده
است. پس جنابعالی زیاد نگران تربیت طبیبان نباشید که همگی ما نگران دشمنان این مرز و بوم هستیم که از دور و نزدیک در طمع
لطمه زدن به ایران عزیزمان هستند.
باقی این غزل را ‌ای مطرب ظریف
زین سان همی‌شمار که زین سانم آرزوست

بنمای شمس مفخر تبریز رو ز شرق
من هدهدم حضور سلیمانم آرزوست