قاصدک 24

حافظ طنزپردازتر از عبید زاکانی

الهه آرانیان - می‌گوید شعر را با حافظ، یک‌جا شناخته است. طبیعی است که کلامش هم به روانی و شیواییِ شعر حافظ باشد؛ حتی ادب، مهر، تواضع و طنزش را هم از این رند شیرازی وام گرفته است. استاد بهاءالدین خرّمشاهی، یکی از برجسته‌ترین حافظ‌پژوهان کشورمان است که با وجود بیماری سختی که از سر گذرانده، باز هم تحقیق و پژوهش درباره حافظ را رها نکرده است. «ذهن و زبان حافظ» و «حافظ‌نامه»‌اش برای  دوستداران و دانشجویان ادبیات، آثاری آشنا هستند. آن‌چه می‌خوانید گفت‌وگوی ما با استاد خرّمشاهی به مناسبت ترجمه کتاب «حافظ» ایشان به انگلیسی است که ساعت 10 امروز از آن رونمایی خواهد شد.
 
چه شد که کتاب «حافظ» به انگلیسی ترجمه شد؟
ناشری به نام «طرح نو»، سلسله آثاری را درباره بنیان گذاران فرهنگ امروز، مانند سعدی، جامی و خیّام منتشر می‌کرد و من هم درباره حافظ نوشتم و منتشر شد. این کتاب در حجم کم، اطلاعات زیادی دارد و یک ناشر انگلیسی آن را پسندید و خواست ترجمه کند. برادر و خواهر بزرگواری به نام‌های مجتبی و لیلی حبیبی، ظرف یک سال این کتاب را به انگلیسی برگرداندند و در نهایت بعد از مشکلاتی که در راه چاپ پیش آمد، منتشر شد.  
علاقه‌تان به حافظ از چه زمانی شروع شد؟
من از کلاس چهارم ابتدایی تا الان با حافظ بوده‌ام. 9 را از 74 کم بکنید، می‌شود 65 سال که با حافظ بوده‌ و حدود 9 تا 10 کتاب درباره حافظ نوشته‌ام. شاید 30 سال فقط حافظ می‌خواندم و دیوانش را در جیبم می‌گذاشتم؛ خواندن مدام و تأمل کردن در شعر حافظ. تا این که در سال 1361، «ذهن و زبان حافظ» را با 15 مقاله نوشتم و نشر نو منتشر کرد. در سال‌های اخیر کتاب را مفصل کردم و 15 مقاله به 51 مقاله تبدیل شد. خواهرم که دو سال از من بزرگ تر و کلاس ششم ابتدایی بود، یک کتابی آورد که اول و آخرش افتاده بود. گفت: بیا حافظ بخوانیم. گفتم: حافظ؟ به نظرم عجیب آمد و بعد خواند: مرحبا طایر فرّخ پی فرخنده پیام/ خیر مقدم چه خبر دوست کجا راه کدام؟ این مطلع اولین غزلی بود که از حافظ برایم خواند و منِ 9 ساله به وجد روحی آمدم. شعر را با حافظ یک جا شناختم و رها نکردم. گاهی مشکلاتم را از خواهرم می پرسیدم و ایشان تا حدی که بفهمم جواب می‌داد. اولین کار حافظانه من، نقد بر«حافظ به روایت شاملو» است. در سال 52 ویراست اول مقاله بلندم را نوشتم؛ با شاملو اختلاف نظر داشتم ولی همیشه با احترام و ادب. او را شاعر بزرگ معاصر خطاب کردم که گفتند چرا تو که با او اختلاف داری، چنین می‌گویی؟ گفتم من که با شعرش مشکلی ندارم. چرا مسائل را با هم قاطی کنیم؟ حالا هم در حال آماده کردن یک کتاب کوچک هستم، با عنوان «شاملو به روایت بهاءالدین خرّمشاهی»، متشکل از 7-8 مقاله درباره شاملو که طی سال ها نوشته‌ام و مقدمه‌ای بر آن خواهم نوشت. شاملو یک شاعر نوپرداز محسوب می شود و مقایسه او با حافظ غلط است.

طنزپردازی شما هم از آشنایی‌تان با حافظ نشئت می‌گیرد؟
شاید. اولین کسی که به طنز حافظ نظر کرد، استاد ما مرحوم پرویز ناتل خانلری بود. استاد ابوالحسن نجفی در روزنامه اطلاعات، سه سال پیش این مطلب را بیان کردند و نمونه‌های زیادی هم از طنز حافظ آوردند. من از این‌ها خبر نداشتم و فکر می‌کردم اولین کسی هستم که طنز حافظ را پیدا کرده‌ام یا طنزم را از او گرفته‌ام. از طرفی، بنده حافظ را طنزپرداز تواناتری می‌دانم تا عبید زاکانی. عبید عفت کلام را در نصف آثارش رعایت نکرده است ولی در شعر حافظ به جز یکی دو مورد این طور نیست.
از نظر شما حافظ چه تاثیری بر ادبیات غرب گذاشته است؟
گوته تاثیر زیادی از حافظ پذیرفته است. او «حافظ نامه»، «قلندر نامه» و «رندی نامه» را نوشته و گفته کمال بی خردی است اگر کسی تصور برابری با حافظ در سرش بپروراند. نیچه هم به حافظ پرداخته و سخنان ارزشمندی درباره حافظ گفته است. آخرین کوشش من در عالم حافظ پژوهی یک کتاب چهار جلدی به نام «دانشنامه حافظ  و حافظ پژوهی» است که حدود 1800 مقاله نسبتا کوتاه دارد و 150 نویسنده در آن با من همراهی و همکاری کردند و ناشر آن «نُخُستان پارسی» است. این کتاب چهار جلدی درباره تاثیر حافظ بر غربی‌ها هم مقالاتی دارد.
به تازگی کتابی علیه شعر و هنر حافظ به نام «حافظ، پادشاه عریان شعر» منتشر شده است. چرا عده‌ای در پی نادیده گرفتن هنر این شاعر هستند؟
در دانشنامه حافظ و حافظ‌پژوهی مقاله‌ای نوشته‌ام با عنوان «مخالفان و منتقدان حافظ»  و از حدود 10 نفر نام برده‌ام که بعضی با حافظ  خصومت داشته‌اند و او را گمراه کننده و تبلیغ‌کننده خراباتی‌گری می‌دانسته‌اند و می‌گفتند او به جای این که جوان‌ها را به کار کردن، ساخت کشور، علم‌پژوهی و فرهنگ دعوت کند، به خرابات مغان می‌خواند! در حالی که می و خرابات و... در دیوان حافظ معنای دیگری دارد و حافظ از این‌ها استفاده کنایی می‌کند. خیام هم همین‌طور. این ها بیان کنایی و زیبایی آفرینی حافظ بوده است.