در گفت‏و‏گو با یک کارشناس مسائل آلمان مطرح شد جایگاه برلین در استراتژی بلند‏مدت ایران

گروه ایران و جهان - روابط ایران و آلمان در طول تاریخ 150 ساله خود روابطی آکنده از نزدیکی و اعتماد نسبی بوده است. این امر در پس از انقلاب اسلامی نیز تداوم داشت به‏طوری‏که آلمانی‌ها همواره به عنوان بزگ‏ترین شریک اقتصادی ایران در اروپا مطرح بودند.
در این میان در طول دولت‌های پس از جنگ ایران و عراق هر چند فراز و نشیب‌های مختلفی در روابط دو کشور ایجاد شد، اما روی کار آمدن دولت یازدهم و متعاقب آن منعقد شدن توافق هسته‌ای فصل نوینی را در استحکام روابط میان دو کشور رقم زد. به‏طوری‏که آنگلا مرکل صدراعظم آلمان طی نامه خود به مناسبت پیروزی حسن روحانی در انتخابات سال 92 خاطرنشان کرد که انتخاب جنابعالی نوید بارور شدن این امید را می‏دهد که مرحله نوین همکاری سازنده برای صلح و امنیت در منطقه و جهان را در پیش رو داشته باشیم.
همچنین وزیر اقتصاد و وزیر خارجه آلمان نیز از نخستین مقامات اروپایی بودند که در مسابقه آمد و شد به ایران پس از برجام به تهران سفر کرده و با مقامات ایران دیدار کردند. در همین راستا و با توجه به نقش و تاثیر آلمان در روند مناسبات بین‌المللی در گفت‏و‏گو با فریدون عسکری کارشناس مسائل آلمان، تاریخچه روابط دو کشور و دورنمای تحولات آتی آن را مورد بررسی قرار داده‌ایم.
لطفاً به عنوان نخستین پرسش‏، تاریخچه مختصری از روابط ایران و آلمان را تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بیان بفرمایید‏؟

روابط ایران و آلمان دارای قدمت طولانی بوده و به طور رسمی از سال 1873 میلادی و پس از سفر اول ناصرالدین‏شاه به آلمان در نخستین سفرش به اروپا آغاز شد.
در بین سال‏های 1870 تا 1917 که امنیت ایران از سوی بریتانیا و روسیه به خطر افتاده بود‏، از نظر سیاستمداران ایرانی‏، آلمان کشوری بود که می‏توانست به‏عنوان دولتی که دیدگاه استعماری به ایران نداشت‏، با ورود به عرصه ایران به عنوان قدرتی اروپایی و متحد کشور ما‏، خود را مطرح کرده و از ایران در برابر استعمارگران روسی و انگلیسی حمایت کند‏. آلمانی‏ها نیز بر این باور بودند که اجرای یک سیاست فعالانه در خاورمیانه‏، منافع آنان را تامین می‏کند‏.
در فاصله دو جنگ جهانی اول و دوم‏، زمانی که رضاشاه به قدرت رسید‏‏، آلمان برای پایداری حکومت پهلوی اول در زمینه‏های اقتصادی‏، فرهنگی و سیاسی همکاری کرد‏.
همچنین دولت‏های آلمان و ایران سه موافقتنامه (‏عهدنامه دوستی‏‏، قرارداد اقامت‏، توافق‏نامه گمرکی بازرگانی‏) را در 28 بهمن 1307 شمسی مطابق با 17 فوریه 1929 میلادی منعقد کرده و در زمینه تجارت نیز‏‏، آلمان در سال 1940 به رتبه اول در تجارت خارجی ایران نائل آمد‏‏.
روابط دو کشور که در نتیجه اشغال تهران توسط متفقین در شهریور 1320 قطع شده بود‏، پس از جنگ با افتتاح سرکنسولگری ایران در اشتوتگارت در سال 1946 مجدداً شروع شد‏.
بعد از تقسیم آلمان به دو کشور جمهوری فدرال آلمان و جمهوری دموکراتیک آلمان ( آلمان شرقی و غربی)‏‏‏، حکومت پهلوی از برقراری ارتباط با آلمان شرقی امتناع کرده ولی با آلمان غربی ( به دلیل وابستگی هر دو کشور به ایالات متحده آمریکا ) ‏روابط خوبی در زمینه‏های سیاسی‏‏، اقتصادی‏، فرهنگی و نظامی برقرار کرد‏.
از مهم‏ترین قراردادهایی که بین ایران و آلمان غربی به امضاء رسید می‏توان به توافق‏نامه فروش اسلحه به ایران (‏1966‏) ، مشارکت ایران در کروپ آلمان ( 1974 ) و احداث نیروگاه اتمی بوشهر در سال 1974 اشاره کرد‏.
ارزیابی شما از روابط دو کشور پس از پیروزی انقلاب اسلامی چیست؟
همزمان با شروع جنگ ایران و عراق‏، کشور آلمان اعلام بی‏طرفی کرد‏. بعد از پایان جنگ و در سال 1369 نیز روابط دو کشور به طور تقریباً منظم برقرار شد‏.
در سال 1373 که وضعیت اقتصادی ایران در پی افزایش بدهی‏های خارجی دچار بحران شده بود‏، آلمان اقدام به عقب انداختن بازپرداخت میلیاردها مارک بدهی ایران کرد که کمک بزرگی به ایران بوده است‏.
اما در طی سال‏های 1375 و 1376 چالش‏‏های بزرگی در روابط دو کشور به وجود آمد که به تیرگی روابط انجامید. از جمله می‏توان ماجرای میکونوس‏، کنفرانس برلین و ‏دستگیری فرج سرکوهی به اتهام جاسوسی برای آلمان و غیره را نام برد‏.
در زمان دولت‏های اول و دوم اصلاحات‏، آلمان در چندین پروژه در ایران حضور داشت. از جمله در سفر وزیر اقتصاد آلمان در سال 1379 به ایران دو پروژه بزرگ اقتصادی مربوط به گسترش پتروشیمی بندر امام و پارس جنوبی به شرکتی آلمانی واگذار شد‏. همچنین ساخت 6 فروند کشتی اقیانوس‏پیما در سال 1381 به ارزش 189 میلیون دلار‏، انتقال فناوری ساخت کشتی‏های کانتینربر‏، ساخت مجتمع PVC به ارزش 509 میلیون دلار در منطقه ویژه پتروشیمی امام خمینی و ... از پروژه های مهم این سفر بوده است‏.
آلمان بعد از پیروزی انقلاب به جز در سال 2001 میلادی ( در رتبه دوم بعد از ایتالیا ) همواره بزرگ‏ترین صادرکننده به ایران بوده است‏.
لازم به ذکر است شروع بحث پرونده هسته‏ای ایران در سال 2003 میلادی و تشکیل گروه موسوم به 5 + 1 با مشارکت آلمان و کشورهای عضو دائم شورای امنیت‏، جایگاه و موقعیت تازه‏ای را برای آلمان در رابطه با ایران ایجاد کرده و روابط دو کشور را وارد مرحله جدیدی کرد‏.
در ادامه باید عرض کنم که از سال 1368 تاکنون که چهار دولت سازندگی‏، اصلاحات‏، گفتمان عدالت و تدبیر و امید در ایران حاکم بوده‏اند و با توجه به سیاست‏ها و برنامه‏های کلان و استراتژیک بین‏‏‏المللی هر یک از این دولت‏ها‏، روابط ایران و آلمان با فراز و فرودهای متعددی روبه‏رو شده است‏. ‏همچنین تشدید تحریم‌های ایالات متحده آمریکا‏، جایگاه این کشور را برای ایران‏‏، ارتقاء داده و نقش مهم‏تری را برای آلمان در سپهر سیاسی ایران به وجود آورده است‏.
جنابعالی روابط دو کشور را در دولت تدبیر و امید چگونه ارزیابی می‏کنید‏؟
با انتخاب آقای روحانی به عنوان رئیس‏جمهوری و رئیس دولت یازدهم‏‏، وزارت امور خارجه آلمان ضمن تبریک پیروزی‏، جهت بهبود روابط با ایران ابراز امیدواری ‏کرد. خانم انگلا مرکل‏، صدراعظم آلمان نیز طی نامه‏ای تنفیذ حسن روحانی به عنوان رئیس‏جمهوری جدید ایران را تبریک گفت که در بخشی از این پیام تبریک آمده است‏: انتخاب جنابعالی نوید بارور شدن این امید را می‏دهد که مرحله نوین همکاری سازنده برای صلح و امنیت در منطقه و جهان را در پیش رو داشته باشیم و آلمان مانند گذشته همداستان با همکاران بین‏المللی‏، سهم خود را ادا خواهد کرد تا با بهره‏گیری از راهکار گفتمان‏، راه‏حل‏های مناسب برای چالش‏های موجود پیدا شود.
پس از انعقاد توافق برجام، میان ایران و گروه 5 + 1 ، معاون صدراعظم آلمان در راس هیئتی بلندپایه به ایران سفر کرده و با مقامات ایرانی دیدار کرد‏.
با روی کارآمدن دولت یازدهم (‏تدبیر و امید‏) روابط فرهنگی دو کشور نیز رو به فزونی گذاشت. افزایش سفر گردشگران آلمانی از ایران و همچنین چاپ کتاب‏‏هایی درخصوص فرهنگ و تاریخ ایران در آلمان‏، از جمله نتایج تغییر رویه مدیران و مسئولان سازمان میراث فرهنگی‏، صنایع دستی و گردشگری در جهت جذب گردشگر خارجی است.
به عنوان آخرین سوال ضرورت روابط ایران و آلمان را چگونه ارزیابی می‏کنید‏؟
با توجه به وضعیت خاص بین‏‏المللی و سیاسی موجود برای ایران در جهان امروز و تنازع روزافزون ایالات متحده آمریکا با ایران و تنگناهای ایجادشده برای کشورمان، ضرورت بهبود و ارتقای روابط ایران با دیگر قدرت‏‏های بین‏المللی‏، امری اجتناب‏ناپذیر به نظر می‏رسد. بر این اساس‏، آلمان به عنوان یکی از مهم‏ترین قدرت‏های بین‏المللی که جایگاه ممتازی در اقتصاد، تجارت و صنعت بین‏المللی داراست و پیشینه روابطی نسبتاً طولانی و به نسبت کم‏تنش با ایران را داشته‏، می‏تواند در استراتژی بلندمدت روابط بین‏‏المللی دولت ایران‏، جایگاه خاص و ممتازی را به خود اختصاص دهد‏.
البته حفظ و ارتقای روابط ایران و آلمان نیز‏، نیازمند شناخت کافی و شایسته از پتانسیل‏های دوطرف و تلاش در جهت افزایش نقاط اشتراک و منافع همسوی دو کشور و کاهش افتراق و واگرایی بین دو کشور است‏.