گزارش همدلی از چرایی عدم استقبال مردم از رسانه های داخلی رویش فیک نیوزها در شوره زار عدم شفافیت

همدلی| ستاره لطفی- روح الله زم مدیر کانال آمدنیوز چند روز پیش دستگیر شد و اکنون گمانه‌زنی‌ها در مورد چگونگی دستگیری زم، سرنوشت وی، آینده کانال یا سایت آمد نیوز در محافل رسانه‌ای داغ شده است.
اما در این میان آن چه که از نگاهها پنهان مانده و به نظر می‌رسد چندان مورد توجه قرار نگرفته است ریشه شکل گیری، رونق و تداوم فعالیت این کانال یا کانال‌های خبری مشابه است که آن قدر در صحت اخبار منتشر شده به وسیله آنان ابهام جود دارد که شاید برای آنها عنوان «فیک نیوز» مناسب تر باشد.
اما همین کانال‌های به اصطلاح فیک در مقطعی از زمان مانند اعتراضات دی 96 از سوی مخاطبان آن چنان مورد اقبال قرار می‌گیرند که مدیران آنها برای مردم داخل کشور نسخه سیاسی می‌پیچند و آنان را به آشوب و خرابکاری تشویق می‌کنند.
اقبال و استقبال از فیک نیوزهایی مانند آمدنیور یک دلیل بیشتر ندارد و آن عدم شفافیت رسانه‌ای در کشور است. همین ابهامات موجود باعث شده که بسیاری از مردم برای اطلاع یافتن از اخبار صحیح و شفاف دست به سوی رسانه‌های آن سوی مرز دراز کنند یا به کانال‌های خبری روی خوش نشان دهند که در مورد درستی اخبار و صداقت با مخاطبانشان تردید وجود دارد.
نیاز به اطلاع رسانی یک نیاز اساسی دنیای امروز است و هیچوقت از بین نمی‌رود، به تبع این نیاز مردم همواره دنبال اطلاع یافتن از واقعیت‌های موجود کشور هستند، زمانی که در داخل کشور این بستر فراهم نباشد، بسیاری از مردم برای پاسخ گفتن به نیازشان جذب فیک نیوزها می‌شوند. زم نیز به عنوان موسس آمدنیوز از این خلاء شفافیت در رسانه‌های کشور به خوبی بهره برد و با تلفیق خبرهای درست و نادرست، مخاطبان بسیاری را جلب کرد. به نحوی که در اعتراضات دی 96 آن قدر اعتماد ناراضی‌های داخل کشور را جلب کرده بود که کم مانده بود جای معترضان را با براندازها‌ عوض کند و از افراد ناراضی شرایط اقتصادی، اجتماعی و ... برانداز‌هایی بسازد که یک شبه کشور را به آشوب بکشند.
در به وجود آمدن وضعیت موجود بدون تردید باید انگشت اتهام را به سمت سیاست‌های رسانه‌ای داخل کشور نشانه رفت. سیاست‌های غلطی که در رویه برخی از رسانه‌ها مانند صدا و سیما تجلی پیدا کرده است. صداوسیما که خیلی وقت است دیگر از رسانه ملی به رسانه میلی تغییر ماهیت داده، راهی را در پیش گرفته که ضمن این که مقوله‌ای به نام شفافیت در آن گنجانده نشده است، بلکه به جای نمایندگی کردن 80 میلیون ایرانی، تریبون طیف و جناح خاصی شده است تا آنان را در رسیدن به اهداف سیاسی یا اقتصادی‌شان یاری کند. البته این مرزبندی‌ها فقط مختص به رسانه ملی نیست برخی از نشریات نیز پا را در رکاب صدا و سیما گذاشته و بر طبل تفرقه افکنی و دو قطبی کردن جامعه می‌کوبند. همین چند روز پیش و درست در زمانی که با فشار فیفا و تلاش فعالان حقوق زن و پافشاری زنان علاقمند به فوتبال که حتی مرگ یکی از آنان را به دنبال داشت، درب ورزشگاه آزادی در بازی ایران با کامبوج بر روی زنان باز شد تا دسترسی زنان به یک مطالبه ساده 40 سال طول بکشد. روزنامه کیهان در واکنش به این موضوع، در صفحه اول خود بین زنان علاقمند به فوتبال که به استادیوم رفته بودند و زنان دیگری که راهی سفر اربعین کربلا هستند، دیوار کشید و با مقایسه عکس آنان و تیتر « راهیان آزادگی، قربانیان آزادی»، این ذهنیت را ایجاد کرد که این روزنامه سعی دارد با دو قطبی کردن زنان راهیان آزادگی را برابر قربانیان آزادی قرار دهد. البته عمل روزنامه کیهان انتقادهای زیادی نه تنها در جناح مخالف رویه این روزنامه بلکه حتی در میان فعالان اصول‌گرا به همراه داشت و هفته نامه همشهری جوان برای طرح آخر هفته گذشته خود طرحی انتخاب کرد که به نظر می‌رسید در واکنش به مرزبندی کیهان انجام داده است. این هفته نامه برای شماره پنجشنبه خود طرحی گرافیکی از دخترانی منتشر کرد که عکس‌های شان روی جلد جنجالی صبح شنبه کیهان رفته بود و کیهان آنان را در مقابل هم قرار داده بود، در تصویر گرافیکی همشهری جوان سلفی تمام آن دختران در یک قاب قرار داده و برایش نوشته همه دختران ایران.
اگر از معدود رسانه‌هایی که حیات‌شان به هیاهو و دو قطبی کردن جامعه وابسته است و معمولا از حاشیه امنی نیز برخوردارند، عبور کنیم. خط قرمزها و محدودیت‌ها برای رسانه‌ها و نشریاتی که تمایل دارند در چهارچوب قانون اساسی به بیان مشکلات و معظلات جامعه بپردازند، باعث شده است آنان نیز به خاطر محدودیت‌ها و از ترس توقیف و شکایات رسالت رسانه‌ای خود را درست بجا نیاورند و مردم را از دسترسی به اخبار صحیح محروم کنند. این در حالی است که اصل 24 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، نشریات و مطبوعات را به عنوان ابزارهای تحقق آزادی بیان معرفی کرده است.
بنابراین زمانی که رسانه‌های رسمی ما اعم از رسانه‌های دیداری، شنیداری و نوشتاری به دلیل بی‌اعتمادی از مرجعیت و اعتبار بیفتند، طبیعی است مردم برای پیگیری اخبار صحیح به رسانه‌های شناسنامه دار و رسمی اعتماد و اکتفا نکنند و به سمت رسانه‌های دیگر روی خوش نشان دهند و از آن جا که بسیاری از مردم سواد رسانه‌ای چندانی ندارند و همچنین از قدرت تشخیص اخبار درست از اخبار جعلی برخوردار نیستند، فضا برای رشد و تداوم فعالیت گونه کانال‌های فیک یا خبرگزاری‌های آن سوی مرزها فراهم می‌شود.
واقعیت این است که اکنون به دلیل محدودیت‌های ناموجه در نظام اطلاع‌رسانی کشور، گسترش خطوط قرمز بی‌پایه و اساس، رعایت ملاحظاتی که به غیر از خلق فضای پر ابهام و ایجاد سوال در ذهن مخاطب، نتیجه دیگری ندارد و صدها دلایل ریز و درشت دیگر که شرح همه آنان در این چند سطر نمی‌گنجد، مرجعیت خبر به خارج از کشور منتقل شده است و کانال‌ها یا شبکه‌های خبری آن سوی مرز اخبار داخلی را به مخاطبان ارائه می‌دهند. قصه تلخ ماجرا اینجاست که این کانال‌ها و رسانه‌ها، اخبار را با استفاده از خط مشی جهت دار خود تحلیل و تفسیر می‌کنند و به خورد مخاطبان می‌دهند. اگرچه اکنون روح‌الله زم به عنوان مدیر یکی از پر سروصداترین کانال های خبری این سال‌های اخیر دستگیر شده و کانالش نیز مسدود شده است.
اما نباید فراموش کنیم که این پایان ماجرا نیست، چرا که فضای رسانه‌ای کشور ما -به دلیل مشکلات اساسی که در بالا برشمردیم- پتانسیل باز تولید رسانه‌های مانند آمدنیوز را به خوبی دارد. چرا که تقاضا برای اخبار صحیح و شفاف در کشور به خوبی پاسخ داده نمی‌شود، بنابراین هر آن ممکن است کانال یا رسانه دیگری به دست فرد دیگر و با عنوان دیگر، محصول مورد تقاضای مخاطبان را به آنان با تفسیر و تحلیل خود عرضه و افکار عمومی را با خبرهای جعلی یا مشکوک تسخیر کند.