چالش‌های FATF و راهکار ایران

 
 
 
 
کنوانسيون پالرمو توانايي تحريم ندارد. نگراني‌هاي داخلي که در سايه برخي حاشيه سازي‌هاي جريان‌هاي سياسي در اين رابطه شکل گرفته، عملا کشور را به ترس ازاين کنوانسيون رسانده که تنها در راستاي منافع اين جريان است. از طرف ديگر کنوانسيون پالرمو داراي سه بخش مبارزه با قاچاق مواد مخدر، مبارزه با قاچاق انسان و مبارزه با قاچاق سلاح است که هر سه بُعد آن توسط ايران در حال انجام است. اما سوال اينجاست که چرا برخي جريانات عملا اين کنوانسيون را به يک بن‌بست سياسي و حقوقي بدل کرده‌اند، به گونه‌اي که لايحه کنوانسيون پالرمو اکنون در يک پيچ و خم بوروکراتيک ايران گرفتار شده و با گذشت بيش از يک سال، اين کنوانسيون در مجمع تشخيص مصلحت نظام بدون تعيين تکليف مانده است؟ اين‌ها علاوه بر آن است که اساسا مساله پذيرش کنوانسيون‌هاي FATF در شرايط کنوني مي‌تواند تنها مفر ما در مقابل افزايش چالش‌ها و مشکلات اقتصادي باشد در صورتي که اکنون برخي جناح‌ها و جريان‌هاي سياسي اين کنوانسيون‌ها را در تضاد با منافع و اهداف خود ارزيابي مي‌کنند. اگر به شرايط ديگر کشورهاي جهان که اين کنوانسيون‌ها و لوايح را پذيرفته‌اند نگاه کنيد، مي‌بينيد که عملاً تمامي اين کنوانسيون‌ها علاوه بر بهبود و تسريع مناسبات پولي و بانکي آنها يک نوع تصفيه مالي را هم براي اين کشورها انجام مي‌دهد. نکته مهمي که نبايد فراموش کرد اين است که مجمع تشخيص مصلحت نظام قدرت قانون‌گذاري در خصوص مسائل داخلي و خارجي را ندارد و دولت مي‌تواند براي اجرايي شدن آن را ابلاغ کند. در همين رابطه لعيا جنيدي، معاون حقوقي رئيس‌جمهوري سال گذشته از اميد به تصويب اين کنوانسيون در شوراي نگهبان گفت اما در نهايت چنين نشد و اختلاف نظر به مجمع رفت، اما به دليل قدرت فزاينده‌اي که جريان اصولگرا در مجمع دارد مانع از تصويب اين لايحه به مدت يک سال شده است. بايد بپذيريم تناقض وضعيت داخلي با مناسبات جهاني اکنون چالش‌هاي جدي در داخل شکل داده که از يک طرف بخشي از ساختار سياسي تمايل به تصويب اين لوايح و پذيرش FATF را دارد و بخشي آن را ضد منافع کشور تشخيص داده است. از طرف ديگر ايالات متحده آمريکا دنبال آن است که جمهوري اسلامي ايران لوايح و کنوانسيون‌هاي باقي مانده در خصوص پذيرش FATF را از دستور کار خارج کند تا عملاً اين گروه اقدام مالي واکنش‌هاي خود را نسبت به ايران داشته باشد که به عنوان مکمل تحريم‌هاي ايالات متحده آمريکا عمل کند. نکته مهم‌تر از تصويب لوايح و کنوانسيون‌هايي مانند پالرمو و CFT و عضويت ايران در FATF، نوع نگاه جمهوري اسلامي ايران به مناسبات جهاني بعد از خروج ايالات متحده آمريکا از برجام است. زماني که تهران به کاهش تعهدات برجامي دست زد شرايط تغيير کرد، در صورتي که تا آن زمان جامعه جهاني عليه دونالد ترامپ و همراه با منطق ايران بود. شايد اين سوال به وجود آمده باشد که ايران با گام‌هاي کاهش تعهدات برجامي مي‌خواهد به چيزي برسد؟ اگر با عملياتي شدن گام چهارم اتحاديه اروپا با محوريت آلمان، فرانسه و انگلستان از توافق هسته‌اي خارج شوند، آيا اين احتمال وجود ندارد که سناريوي مطلوب آمريکا شکل بگيرد و نهايتاً با اجماع جهاني پرونده دوباره به شوراي امنيت کشيده شود؟ برخي بر اين نظرند که نمي‌توان دلخوش به بازيگراني مانند روسيه و چين بود. اين سخن وقتي جديت بيشتري مي‌يابد که مسکو و پکن در مواردي ثابت کرده‌اند که بازيگران قابل اعتمادي نيستند. در اين ميان مسأله فعال شدن مکانيسم ماشه هم مطرح است. من نمي‌خواهم بگويم که اروپا و آمريکا بازيگران قابل اعتمادي هستند و بايد دوباره سر مناسبات را به هر شيوه‌اي که مد نظر آنهاست باز کرد، اما در شرايط کنوني هيچ راهي جز کاهش تنش ديده نمي‌شود. نکته اين است که در هر ارتباطي بايد هوشمندانه عمل کرد.