میزان بازدارندگی یک طرح

روز گذشته سخنگوی شورای نگهبان اعلام کرد که طرح تشدید مجازات اسیدپاشی و حمایت از بزه‌دیدگان ناشی از آن در جلسه این شورا تائید شده است، به نظر من این موضوع نمی‌تواند آن طور که باید بازدارنده باشد. اولین دلیل برای آن هم این است که تا زمانی که اسید آزادانه و به راحتی در تمام شهرهای کشور خرید و فروش می‌شود، نمی‌توان
به این موضوع فکر کرد که هیچ قانونی برای امر اسیدپاشی بازدارنده باشد.
از طرف دیگر بزرگترین مشکل این است که طبق معمول ما به ریشه مسائل نمی‌پردازیم. نکته اصلی این است که کسانی که مبادرت به اسیدپاشی می‌کنند به اصطلاح خیالشان را راحت می‌دانند و همین موضوع به آنها اجازه می‌دهد تا اقدام به چنین جنایتی کنند
متاسفانه جنایتکاران که اعمال جنایتکارانه انجام می‌دهند و گاهی جا خالی می‌دهند که آنها را در رابطه با اعمالشان مصون نگه می دارد. در بیشتر اوقات آن حاشیه امن این است که این افراد مطمئن به گرفتن رضایت هستند.
متاسفانه اینطور نیست که بگوییم اسیدپاشی یک حرکت آنی است. برای مبادرت به این کار فرد اسیدپاش از قبل برنامه ریزی می کند مثل خیلی از قتل ها که از قبل مورد برنامه‌ریزی قرار می گیرند؛ به نظر من زمانی که فرد مبادرت به این کار می کند و یا حتی زمانی که برای اسیدپاشی برنامه‌ریزی می‌کند هیچ نگرانی از این بابت ندارد که بعد از انجام این کار چه اتفاقی برای او رخ خواهد داد و من این را حاشیه امن افراد اسیدپاش می‌دانم. عمدتا این افراد با زور یا هر دستاویز دیگری از فرد قربانی رضایت می‌گیرند و این اصلی‌ترین حاشیه امن افراد اسیدپاش است.
موضوع مهم دیگر هم این است که قربانیان اسیدپاشی باید علاوه بر حمایت های مادی که صورت می‌گیرد، بیشتر مورد حمایت های روانی قرار بگیرند، اغلب این افراد نه تنها از نظر مالی دارای مشکلات حاد هستند بلکه حتی بعد از اسیدپاشی با مشکلات حاد روانی هم دست و پنجه نرم می‌کنند، اکثر آنها دچار معلولیت هایی می‌شوند که هیچ‌وجه مادی نمی تواند آسیب ناشی از آن را جبران کند؛ برخی از آنها حتی بیش از ۳۰ عمل جراحی انجام داده اند تا بتوانند روی پای خودشان بایستند و به زندگی طبیعی برگردند. زندگی که فقط اسمش طبیعی است هیچ وجه شباهتی با یک زندگی طبیعی ندارد. به نظر من بیشتر به جای اینکه به دنبال تشدید مجازات باشیم باید به دنبال منع خرید اسید به هر دلیل و عنوان در سطح شهرها باشیم، از طرف دیگر باید زمینه‌های روانی برای عاملان اسیدپاشی را از بین ببریم، یعنی باید دلایلی که سبب می شود تا افراد به سمت اسید پاشی رو بیاورند را کنترل کنیم؛ این موضوع مخصوصاً در مورد زنان به شدت زیاد و افسارگسیخته است چرا که مباحث ناموسی را آنقدر بزرگ کرده‌ایم که هر جنایتی پشت آن پنهان می‌شود، یکی انتقام می‌گیرد، دیگری تنبیه می کند و همه اینها زیر کلمه ناموس پنهان می شوند. از یاد نبریم که در دنیای امروز خشونت بیشترین مجازات‌ها را دارد چون جامعه را ناامن می‌کند و یکی از بدترین خشونتها همین بحث اسید پاشی است که در جامعه ما هم رواج پیدا کرده است. باید این را مد نظر قرار بدهیم که نوشدارو بعد از مرگ سهراب به هیچ‌دردی نمی خورد، جنایتکاران باید بدانند حاشیه امنی برای کسانی که جامعه را ناامن می‌کنند وجود ندارد و این موضوع بدون حمایت همه جانبه مخصوصا حمایت‌های روانی از قربانیان اسید پاشی صورت نخواهد گرفت.