همدلی در گفت‌و گو با محمد درویش وضع بودجه سازمان محیط زیست را بررسی کرد سهم ناچیز حیات از بودجه

محمد درویش: سازمان حفاظت از محیط زیست در کنار بودجه به اقتدار نیاز دارد
همدلی| مظاهر گودرزی- روز 17 آذر 1398 در حالی لایحه بودجه توسط رئیس جمهور تقدیم مجلس شد که مانند همه‌ سنوات گذشته در چنین روزهایی گمانه‌زنی‌ها‌ در خصوص لایحه بودجه همه محافل کارشناسی را پر کرده بود. تخصیص بودجه به دستگاه‌های اجرایی، فرهنگی و نظارتی همواره صفی از موافقان و مخالفان ایجاد می‌کند که سعی بر آن دارند علاوه بر پیش بینی محقق شدن یا نشدن بودجه، بر تخصیص درست آن نگاهی کارشناسی شده ارائه بدهند. طبق اعلام صورت گرفته از لایجه بودجه، در حالی که در سال جاری بودجه سازمان حفاظت محیط زیست ۳۹۳ میلیارد و ۷۴۸ میلیون تومان است، این بودجه برای سال آینده ۶۳۸ میلیارد و ۵۷۲ میلیون و ۵۰۰هزار تومان در نظر گرفته شده است که در حوزه‌های مربوطه صرف می‌شود. بودجه سازمان جنگل‌ها نیز در سال جاری ۱۸۹ میلیارد و ۸۱۹ میلیون تومان است و برای سال آینده ۲۸۳ میلیارد و ۲۳۵ میلیون و ۱۰۰هزار تومان در نظر گرفته شده است.
با توجه به اعداد و ارقام اعلام شده در لایحه بودجه امسال در خصوص سهم سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان جنگل‌ها، مجدد این پرسش ایجاد می‌شود که با توجه به مشکلات زیست محیطی آیا افزایش بودجه امسال نسبت به سال گذشته می‌تواند مرهمی بر دردهای این دو سازمان و معضلات پیش روی آنها باشد؟ همدلی در همین خصوص به گفتگو با محمد درویش کارشناس محیط زیست نشسته است تا با یک نگاه کارشناسی شده بتواند به نگرانی‌ها و پرسش‌های مطرح شده بپردازد.
به عنوان اولین سوال به نظر شما میزان بودجه سال آینده با وظایف سازمان عریض و طویل محیط زیست و مسئولیت‌های متنوع آن منطبق است یا نه؟
مهم ترین وظیفه‌ سازمان حفاظت محیط زیست علاوه بر اینکه در بخش محیط طبیعی باید از خاک کشور در غالب مناطق چهارگانه حمایت و حفاطت بکند -که خودش بخش قابل توجهی از بودجه را نیاز دارد- عبارت است از پایش دستگاه‌های گوناگون و ارزیابی های محیط زیستی برای اینکه توسعه در مسیر پایدار حرکت کند و همچین ارائه آموزش‌های جذاب برای همه جامعه و در نهایت افزایش انگیزه مردم برای این که در برآیند حفاظت از محیط زیست مشارکت شایسته‌تری داشته باشند.
برای چنین سازمانی با چنین شرح وظایفی مسلم است که تعیین بودجه-ای که برابر با بودجه‌ ناحیه‌ دو منطقه پنج شهرداری تهران است چیزی در حد شوخی است و این سازمان با چنین پولی نمی‌تواند وظایف خودش را به درستی انجام بدهد.
حقیقت ماجرا این است که سازمان حتی از توان لازم برای آموزش‌های ضمن خدمت به پرسنل خودش برخوردار نیست و پرسنل سازمان حفاظت محیط زیست متاسفانه دچار رکود علمی شده‌اند و نمی‌توانند دانش خود را به روز کنند و نمی‌توانند از تجربه‌ همتایان خودشان در دیگر کشورهای دنیا استفاده کنند، از تجربه‌ تبادل کارشناس استفاده کنند، در حالی که سازمان زمانی در این زمینه پیشگام بود.
بنابراین نه کارشناسان از دیگر کشورها می‌توانند بیایند اینجا و نه برعکس. ما محیط‌‌ بانانی داریم که آموزش‌های مناسب ندیدند و عملا وضعیت سازمان در این حوزه بسیار ضعیف است. سازمان حتی نتوانست از بخش خصوصی استفاده کند، نتوانست از مدارس طبیعت که تشکیل شده بود طوری حمایت کند که بتوانند با رفع مشکلات و چالشهای خودشان به حیاتشان ادامه دهند. چون مدارس طبیعت، هم می‌توانست یک بازار اشتغال برای سازمان ایجاد کند و هم نسلی را پرورش دهد که آن نسل به جای اینکه در برابر محیط‌‌بان بایستد و تعداد شهدای محیط‌‌بان افزایش پیدا بکند در کنار محیط‌بان بایستد.
با توجه به کمبود منابع نقش خود سازمان حفاظت محیط زیست در کمک به رفع مشکلات زیست محیطی چیست؟
با چنین شکل مدیریتی که سازمان محیط زیست دارد و با چنین نگاهی که دولت به سازمان محیط زیست دارد حتی اگر بودجه‌ سازمان چند برابر هم شود، عملا این سازمان نمی‌تواند مشکلات محیط زیست کشور ما را حل کند. دولت به سازمان محیط زیست مانند حیاط خلوت نگاه می‌کند، ما به مایملک محیط زیستی و منابع طبیعی خودمان به عنوان پازل‌هایی نگاه می‌کنیم که باید آنها را برای توسعه در روز مبادا حفظ کنیم. یعنی اگر خواستیم جایی جاده‌ای بکشیم، یا خطوط انتقال گاز و یا نفتی را عبور بدهیم، دیگر لازم نباشد پول بدهیم و زمین از مردم بخریم، می‌گوییم اینجا عرصه‌ منابع طبیعی و محیط زیست است بعد یک دستور و بخشنامه می‌دهیم و بعد خود سازمان منابع طبیعی یا سازمان محیط زیست هم زمین را واگذار می‌کند.
تا موقعی که چنین تفکری باشد و سازمان محیط زیست عملا به عنوان مترسک یا تنها به عنوان ویترینی وجود داشته باشد که فقط به دنیا بگوییم ما هم مثل شما یک سازمان محیط زیستی داریم، امکان اثر بخشی این سازمانها به حداقل خودش می‌رسد.
برای بازگشت اقتدار به سازمان حفظ محیط زیست و جنگل‌ها چه اقداماتی نیاز است؟
من فکر می‌کنم اگر دولت واقعا می‌خواهد این سازمانها عملکرد دقیق و درستی داشته باشند، باید به اقتدار این دو سازمان کمک کند.
تا زمانی که سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور در دل یک دستگاه اجرایی بنام وزارت جهاد کشاورزی قرار داشته باشد، این سازمانها کارایی نخواهند داشت. چرا که سود جهاد کشاورزی در این است که زمین‌های خودش را گسترش دهد و منابع طبیعی را در خودش حل کند.
ما نیاز داریم سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری تبدیل به یک وزارتخانه مستقل شود، ما نیاز داریم سازمان حفاظت از محیط زیست هم به یک وزارتخانه تبدیل شود، تا به جای این که به یک فرد پاسخگو باشند به نمایندگان واقعی مردم پاسخگو باشند و این به مراتب از وضعیتی که ما الان در آن هستیم بهتر است.
دردوره احمدی‌نژاد و حسن روحانی مشخص شد، سازمان‌های نام برده اصلا اختیاری از خود ندارند و آنها به دستور رئیس جمهور می‌توانند پیشگام تخریب باشند. نمونه آخرش هم، طرح انتقال آب خزر است که حتی وزارت نیرو با آن مخالفت می‌کند اما سازمان حفاظت محیط زیست اصرار دارد که اجرا شود و این نشانه‌های غم انگیزی است.
بنابراین این افزایش بودجه‌ها با توجه به پانزده درصد یا بیست درصد افزایش حقوق و افزایش قیمت بنزین عملا فایده‌ای ندارد، در واقع افزایش بودجه‌ای رخ نداده و در بهترین حالت می‌شود شرایط سال قبل را متصور شد. از سویی معمولا سی الی چهل درصد بودجه هم در نهایت تخصیص پیدا نمی‌کند.
به نظر شما مهمترین مشکلات زیست محیطی کشور چیست؟
از منظر سازمان حفاظت محیط زیست، مهمترین مشکل نابودی تنوع زیستی است. تعداد گونه‌های ارزشمند طبیعی ایران زمانی که سازمان حفاظت محیط زیست در 12 بهمن 1350 شکل گرفت حدود 1.3 میلیون بود، الآن مطابق آخرین آماری که معاونت محیط طبیعی سازمان حفاظت از محیط زیست اعلام کرده است مجموع کل، بز، قوچ، میش، آهو، پلنگ وکفتار و گرگ و... به کمتر از دویست هزار کاهش پیدا کرده است، یعنی ما بخشی از اندوخته‌های جانوری ارزشمند خودمان را از دست داده‌ایم و این نشان دهنده تخریب زیستگاه و مریضی سرزمین است.
سرزمینی که نتواند از این ثروت‌های خودش به درستی نگهداری کند معلوم است که حال خوبی ندارد، یعنی حال منابع آب و خاکش خراب است در نتیجه غذایی که از چنین سرزمینی بدست می‌آید غذای سالمی نخواهد بود، در نتیجه مردم هم حال خوبی نخواهند داشت و درگیر سرطان و دیگر بیماریها خواهند شد. اگر سازمان فقط همین یک وظیفه‌اش را بدرستی می‌توانست انجام دهد کار بزرگی کرده بود. لازم است به نرخ فرسایش خاک کشور نیز اشاره کنم. نرخ فرسایش خاک در کشور الآن به حدود دو میلیارد تن رسیده است، که یک دوازدهم کل فرسایش خاک در جهان است و این یعنی میزان فرسایش خاک ما هشت برابر متوسط جهانی است. ارزش خاکی که ما داریم از دست می‌دهیم حدود 56 میلیارد دلار است. یعنی بیشتر از صادرات نفت و کشاورزی و شیلات و دام و طیور.
علوه بر این‌ها آلودگی هوا نیز مشکل زیست محیطی دیگر است که نیازمند توجه جدی است. در بخش عدم توجه به خسارات ناشی از آلودگی هوا، ما بیش از 8.5 میلیارد دلار در سال داریم خسارت می‌دهیم که 2 میلیارد دلار آن فقط در تهران انفاق می‌افتد. 35 هزار نفر از هموطنان ما بر اثر آلودگی هوا در کشور قربانی می‌شوند و این آمار تقریبا 15 سال است که ثابت مانده است و این خودش یک شوخی است، چراکه به وضوح آمار بالاتر از این است و مسئولان جسارت اعلام آمار واقعی و به روز شده را ندارند. در حوزه زباله و پسماند نیز وضعیت کشور به شدت اسفبار است و سازمان حفاظت از محیط زیست عاجز از ارائه یک لایحه درست و دقیق در خصوص حل این مشکل بوده است.
در حوزه ترافیک همیشه یک یا دو شهر ایران جز آلوده‌ترین شهرهای جهان هستند و سازمان محیط زیست در تغییر مبلمان شهری از خودرو محوری به زیست محوری عملا منفعل عمل کرده است. در حوزه آبزیان در محیط‌های دریایی ما در خلیج فارس و دریای خزر میزان آلودگی بین 20 تا 40 برابر حد استاندارد است و سازمان محیط زیست نتوانسته تعامل درستی با کشورهای همسایه چه در خلیج فارس و چه دریای عمان و چه دریای خزر در خصوص ورود آلودگی‌های دریایی داشته باشد.
سایر اخبار این روزنامه