اخبار ویژه

 
  ۳ صفحه رپرتاژ تبلیغاتی روزنامه دولت برای نامزد انتخابات
روزنامه دولتی ایران در اقدامی غیرقانونی اقدام به مصاحبه سه صفحه‌ای با یک نامزد اصلاح‌طلبان کرد.
روزنامه ایران دیروز در قالب سه صفحه‌ 13- 14 و 15 خود، گفت‌وگو با مجید انصاری عضو مجمع روحانیون و نامزد انتخابات تهران را منتشر کرد!
مجید انصاری تا مرداد 96 به مدت چهار سال، معاون حقوقی رئیس‌جمهور بود.
اقدام غیرقانونی ارگان رسمی دولت در حالی است که دولت پس از هر انتخاباتی ضمن فرار به جلو، اقدام به شکایت علیه روزنامه‌های مستقل و منتقد می‌کند.
عجیب اینکه مجید انصاری با وجود سابقه چهار سال تصدی معاونت حقوقی رئيس‌جمهور، به دعوت غیرقانونی روزنامه ایران برای گفت‌وگو (با وجود نامزدی انتخابات مجلس) «نه» نگفته است. عجیب‌تر اینکه یکی از دلایل فشار به برنامه جهان‌آرا در شبکه افق سیما، مصاحبه با دو تن از نامزدهای انتخاباتی بوده است.ملاقات بود اما فقط شام خوردند
ملاقات روحانی با یکی از سران فتنه تایید شد. در حالی که برخی محافل نزدیک دولت و اصلاح‌طلبان سعی داشتند ملاقات خاتمی با روحانی را انکار و تکذیب کنند، مدیرعامل بنیاد باران این ملاقات را تایید کرد.
جواد امام به ایرنا پلاس گفت:‌ آقای خاتمی با آقای روحانی دیدار داشت اما این دیدار ارتباطی با موضوعات اخیر نداشته است. در واقع این جلسه، دیداری برای صرف شام بوده که از قبل هم این دیدارها اتفاق می‌افتاده است.
وی درباره حضور ناطق نوری در این جلسه، گفت: معمولا افرادی که نامبرده می‌شوند، در جلسات حضور دارند اما من دقیق مطلع نیستم که در جلسه آن شب، چه کسانی حضور داشته یا نداشته‌اند.
جواد امام افزود: این جلسه بوده است اما محتوا و مطالبی که به آقای خاتمی در این جلسه در فضای مجازی گفته شده صحت ندارد. در واقع سناریوسازانی نشسته‌اند و اتفاقات اخیر و انتخابات پیش رو را به این دیدار گره زدند که این مسائل تکذیب می‌شود. هرچند منوال به این شکل نبوده که جلسه و دیداری بین این افراد وجود نداشته باشد و اصل دیدار اهمیتی ندارد، محتوای آن حایز اهمیت است که صحت ندارد.به جای پیگرد قاتلان شهید سلیمانی خشاب تروریست‌ها را گلوله‌گذاری نکنید
در حالی که FATF در مقابل ترور سردار سلیمانی سکوت اختیار کرده - بلکه در طرف تروریست‌های آمریکایی قرار دارد- معاون حقوقی رئیس‌جمهور خواستار تصویب لوایح مورد مطالبه FATF در ایران شد!!
مقر کارگروه FATF در فرانسه قرار دارد، کشوری که چند دهه است میزبان گروهک تروریستی منافقین است. FATF مدعی مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم در جهان است اما گردانندگان آمریکایی و اروپایی آن، 76 درصد پولشویی‌های بزرگ را مرتکب می‌شوند و بزرگترین تأمین کنندگان تروریسم هم هستند. جالب اینکه همین کشورها ضمن حمایت از گروه‌های جنایتکار تروریستی، جنبش‌های مردمی مقاومت در لبنان و فلسطین و عراق و یمن و همچنین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تروریستی معرفی می‌کنند؛ اما با این همه و در اقدامی کاملاً مشکوک، برخی محافل بر تمکین نسبت به استانداردهای دیکته شده غرب در FATF اصرار دارند، از جمله خانم لعیا جنیدی معاون حقوقی رئیس‌جمهور که در گفت‌وگو با همشهری ادعا کرده بدون همکاری با FATF، مقابل 200 کشور دنیا قرار می‌گیریم!
او همچنین گفت: دولت به حفظ و تداوم رابطه‌اش با سیستم بانکی دنیا نیاز دارد و آن را می‌خواهد. ما باید به بانکداری بین‌المللی متصل باشیم و تصمیم‌گیری‌های بین نهادی نباید منجر به قطع این ارتباط، تشدید تحریم‌ها و زایل شدن حقوق عامه شود. بنابراین،‌ روال مصوبات FATF بحثی نیست که به این ترتیب و با این شرایط بتواند پایانی داشته باشد.
وی افزود: دولت همچنان پیگیر کار خودش در خصوص لوایح FATF خواهد بود. دولت توقع دارد که مجمع در چارچوب ترتیبات لازم تمدید مهلت بخواهد، چون مجمع تشخیص مصلحت نظام باید رأی می‌داد. حالا هم که رأی نداده باید تمدید بخواهد.
جنیدی می‌گوید: ما توقع داریم این مشکل حل شود، چون ایران یک کشور بزرگ است و بیش از 80 میلیون جمعیت دارد. اگر مسیر FATF را نرویم، تحریم‌ها همه‌جانبه می‌شود.
این سخنان در حالی است که وی توضیح نداده تکلیف امثال او با تروریستی خواندن سپاه و متحدان ایران (همزمان با حمایت از تروریست‌های ضد ایرانی) چیست؟ آیا معتقدند که باید از دیکته‌های غرب تبعیت کرد؛ چنان که در برخی بخشنامه‌های خائنانه به بانک‌ها مرتکب شدند و از بانک‌ها خواستند با افراد و نهادهای حاضر در فهرست تحریم‌های آمریکا همکاری نکنند؟! و آیا این مدل اصرار به همکاری با نهاد تحت قیمومیت آمریکا، عملاً پای خیانت روی خون سردار محبوب دل‌ها شهید حاج قاسم سلیمانی نمی‌گذارند؟!
از سوی دیگر باید پرسید 4 سال همکاری با FATF و اجرای 39 بند از 41 بند اکشن پلن امضا شده با این کمیته، کدام یک از تحریم‌ها را برطرف کرده است؟ یعنی مثلاً دولت اکنون می‌تواند نفت بفروشد یا پول آن را به کشور برگرداند؟ مبادلات بانکی و مالی داشته باشد؟ یا اینکه مثلاً حتی وزیر خارجه نیز در لیست تحریم قرار گرفته و حق شرکت در نشست‌های سازمان ملل در نیویورک یا نشست داووس در سوئیس را هم ندارد؟!
مجموعه این ابهام‌ها و اصرار عجیب معاون حقوقی ریاست جمهوری، متأسفانه گمانه نفوذ دشمن در برخی همکاران این معاونت را جدی می‌کند و به یک معنا، پالس‌های غلط و خطرناکی است. برای تشجیع دشمن به تکرار جنایت‌های تروریستی که مرتکب شد اما کمترین پیگیریی پس از سوی معاونت حقوقی مذکور در پی نداشت.هزینه‌های ترور سلیمانی برای آمریکا بیش از سود آن خواهد بود
یک نویسنده آمریکایی، اقدام دولت ترامپ در ترور سردار سلیمانی را «خودزنی در خاورمیانه» توصیف کرد.
نشریه آتلانتیک به قلم کتی گیلسینان نوشت: دولت ترامپ هنوز سرخوش از ترور سردار سلیمانی است با این حال، هنوز اندکی از این اقدام نگذشته، تقریبا تمامی دیگر اهداف آمریکا در خاورمیانه، به نحو قابل توجهی آسیب دیده است. ایالات متحده آمریکا می‌خواهد تا از هسته‌ای شدن ایران جلوگیری کند،‌ با این حال، ایران اندکی پس از ترور سردار سلیمانی اعلام کرد: آخرین محدودیت‌های عملیاتی که در نتیجه برجام بر برنامه هسته‌ای ایران اعمال شده بودند را کنار گذاشته است. آمریکا می‌خواهد نفوذ منطقه‌ای ایران را تحت کنترل و نظارت داشته باشد با این حال، عراق به‌عنوان یکی از نزدیک‌ترین متحدان آمریکا تایید کرده که آمریکا سردار سلیمانی را در حالی در خاک این کشور هدف قرار داده که وی به دعوت دولت عراق در این کشور حضور داشته است. امری که پیروزی قابل توجهی برای ایران محسوب می‌شود و راه را برای تصویب قانونی در پارلمان عراق که از نیروهای آمریکایی می‌خواهد تا فورا خاک این کشور را ترک کنند، هموار کرد. پس از آن، یک فرمانده در ماموریت ضدداعش آمریکا در عراق در نامه‌ای گفت: «آمریکا عراق را ترک خواهد کرد.» روابط آمریکا با عراق در شرایط فعلی تا حد زیادی آسیب دیده است. سخت است که بگوییم منافع و مزایای اقدام آمریکا در ترور سردار سلیمانی، ارزش هزینه‌های آن را داشته است. اگر آنگونه که مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا ادعا کرده: «ایالات متحده آمریکا سردار سلیمانی را ترور کرد تا جان صدها آمریکایی را نجات دهد»، شاید این اقدام قابل توجیه بود، اما مشکل اینجاست که ترامپ به‌صورت مرتب و روزانه دروغ می‌گوید و مقام‌های دولت وی هم کاملا وی را در این زمینه پوشش می‌دهند و دروغ‌هایش را لاپوشانی می‌کنند. اخیرا «نیویورک‌تایمز» گزارش داده که برخی از مقام‌های دولت ترامپ نسبت به اطلاعات ادعایی ترامپ که بر اساس آنها عملیات ترور سردار سلیمانی انجام شده ابراز تردید کرده‌اند. ترامپ با شدیدترین و بدترین بحران سیاست خارجی در دوره ریاست جمهوری خود مواجه است. این امر در شرایطی است که اعتبار و مشروعیت وی عمیقا در نزد افکار عمومی جریحه‌دار و مخدوش شده است.
ترامپ و پمپئو، همان افرادی هستند که مصرانه می‌گویند: جهان بعد ترور سردار سلیمانی به مکانی امن‌تر تبدیل شده است. حال آنکه، پس از ترور وی، وزارت خارجه آمریکا از تمامی شهروندان آمریکایی خواست تا فورا خاک عراق را ترک کنند.
ترور سردار سلیمانی، فقط و فقط به روندهایی که پیش از این واقعه نیز در جریان بودند، شتاب بخشیده است. ایران در ماه‌های اخیر، چندین مرتبه، از میزان تعهدات برجامی خود که در جریان توافق هسته‌ای سال 2015 به آنها متعهد شده بود، عقب‌نشینی کرد. تا اینکه اخیرا اعلام کرد دیگر به محدودیت‌های عملی در مورد توانمندی‌های هسته‌ای خود پایبند نخواهد بود. دولت ترامپ در سال 2018 از توافق هسته‌ای ایران (برجام) خارج شد و قول داد که به توافقی بهتر با ایران دست یابد. توافقی که علاوه بر نظارت و کنترل برنامه هسته‌ای این کشور، نفوذ منطقه‌ای و برنامه موشکی ایران را نیز تحت نظارت آمریکایی قرار دهد. هیچ‌کدام از این وعده‌ها تاکنون
 محقق نشده‌اند.
در مورد نفوذ روز‌افزون منطقه‌ای ایران، پمپئو تمایل داشته تا این امر را به توافق هسته‌ای با این کشور مرتبط سازد و بگوید، منابعی که ایران از طریق لغو تحریم‌ها در نتیجه توافق برجام به‌دست آورده، صرف گسترش نفوذ منطقه‌ای این کشور شده است. در حالی‌که، نفوذ منطقه‌ای ایران از سال‌ها قبل‌تر آغاز شده است. به‌عنوان مثال، پس از حمله آمریکا به عراق در سال 2003، شبه‌نظامیان طرفداران ایران جای پای محکمی در عراق پیدا کردند و توانستند از آن نقطه، نیروهای آمریکایی را هدف قرار دهند.
 نبرد با داعش نیز آنها را توانمندتر کرده، زیرا دولت عراق تا حدی برای شکست دادن و پس‌زدن داعشی‌ها، به این گروه‌های شبه‌نظامی تکیه داشته است. آمریکا تاکنون میلیون‌ها دلار خرج کرده تا نفوذ ایران در عراق را از بین ببرد، با این حال، تاکنون شکست خورده است. ترامپ ادعا می‌کند که از جنگ متنفر است با این حال وی افرادی نظیر سردار سلیمانی را ترور می‌کند، اقدامی که می‌تواند به نوع خود آغازگر جنگی خونین برای آمریکا باشد. مسئولیت آنچه که پس از ترور افرادی نظیر سردار سلیمانی اتفاق می‌افتد، متوجه دولت آمریکاست، که گویا ترامپ نسبت به آن بی‌توجه است.