بلیط هواپیما

بژی کوردستان

تا همین چند شب پیش کمتر خانواده‌ای در ایران وجود داشت که با سریال «نون خ» بیگانه و شب‌ها به تماشایش ننشسته باشند. سریالی که مدیر روابط عمومی سیما از رضایت 80 درصدی مردم درباره‌اش گفته و ساخته فرزند کردستان یعنی سعید آقاخانی است. مجموعه تلویزیونی که با رویکرد معرفی مناطق غربی ایران و همچنین سبک‌زندگی کردها ساخته شده و باید پذیرفت که موفق هم بوده است. این را هم بدانید که اسم روستاهایی که «نون خ» در آن‌ها فیلم برداری شده، پالنگان و روستای هجیج شهر پاوه است که در استان کردستان واقع شده‌اند. در این بین، من به عنوان یکی از هموطنان کرد که در سنندج زندگی می‌کنم، بنا دارم تا در پرونده امروز زندگی‌سلام، شما خوانندگان را با بسیاری از ناگفته‌های سبک زندگی مردم کُرد آشنا کنم. مردم کرد، دراصطلاح تمام مناطق استان کردستان، کرمانشاه و قسمتی از آذربایجان غربی که بیشترین جمعیت کُردها را شامل می‌شود، «کردستان» یا «کورسان» می‌نامند. * بژی کوردستان به معنای زنده باد کردستان است   پیشینه کردستان  به 837 سال قبل  از میلاد برمی‌گردد کردستان در حدود 500 هزار کیلومتر مربع مساحت دارد و درباره پیشینه این استان باید بدانید که نخستین اشاره به قوم مادها در کتیبه‌ای به تاریخ 837 سال قبل از میلاد است که در آن سرزمین مادها را کوه‌های کردستان و اطراف کرمانشاه دانسته‌اند که البته قسمتی از آثار پیدا شده در این مناطق توسط باستان‌شناسان به حدود 60 میلیون سال قبل از میلاد تعلق داشته است. استان کردستان با مرکزیت شهر سنندج در بخش غربی کشور عزیزمان ایران قرار گرفته است. افراد ساکن در کردستان اغلب کرد زبان هستند و هنوز هم با همین زبان صحبت  و با رسم و رسوم کردی زندگی خود را اداره می‌کنند. ارتفاع شهر سنندج از سطح دریا هزار و ۴۸۰ متر است و شهر سنندج در دوره حکومت صفویه و در دوران شاه صفی توسط سلیمان خان اردلان بنا شده است و امروزه سرزمین کردهای ایرانی است.   زبان شگفت‌انگیز کردی با 14 لهجه و گویش زبان کردی یکی از قدیمی‌ترین زبان‌های ایران است. پیشینه و اصالت این زبان نیز گاه و بی گاه از سوی محققان، زبان شناسان، تاریخ نویسان و ... مورد تردید و گاه مورد تایید بوده اما بسیاری از محققان زبان شناس آن را بازمانده همان زبان مادی و برخی آن را مشابه اوستا می‌دانند.  زبان کردی یکی از غنی ترین زبان‌های موجود و دارای بیش از 14 لهجه و گویش است که شامل گویش‌های بسیاری از جمله سورانی، گورانی، کرمانجی، لُری، زازایی، هورامی و ... است که همه از یک ریشه اما دارای ویژگی‌های خاصی نیز هستند که آن‌ها را از هم جدا می‌سازد. در بخش شمالی یعنی سرزمین‌های کردنشین ترکیه، ارمنستان، بخشی از شمال عراق و بخشی از آذربایجان غربی، لهجه کُرمانجی رواج دارد و کُردهای خراسان شمالی و ترکمنستان نیز به این گویش صحبت می‌کنند و کسانی که به این گویش سخن می‌گویند، کرمانج نامیده می‌شوند. گویش  بعضی دیگر از کردها «سورانی» است و کردهای مهاباد و استان کردستان به این گویش سخن می‌گویند. گویش‌های جنوبی کردی نیز در کرمانشاه، ایلام و در میان کردهای لرستان، همدان، کلاردشت و قزوین میان کردها رایج است.   مهمان نوازی با هدیه دادن صنایع‌دستی بعید است که فردی به خانه کردها قدم گذاشته باشد و از مهمان‌نوازی آن‌ها، شگفت زده نشده باشد. البته که این خصلت در بین ایرانی‌ها، پررنگ تر از دیگر ملل است اما کردها در این زمینه، پیشتازتر از بقیه به نظر می‌رسند.  کُردها همواره از لحاظ مهمان‌نوازی و احترام بیش از اندازه به مهمانان، شناخته شده‌اند. کردستان به دلیل شرایط جغرافیایی و دارا بودن سهم مهم در جذب گردشگران، همواره در تمام فصول سال میزبان مهمانانی از داخل و خارج از کشور بوده است. کُردها رسم دارند که به نشانه احترام به مهمان، تمامی افراد فامیل را برای آشنایی با مهمان خود در یک مهمانی، میزبانی کنند و با شیرینی‌های محلی از قبیل نان کاک، کلوچه، برساق، کهلانه، شلکینه، شیرینی کنجد و ... از مهمان پذیرایی داشته باشند. این مردم، مهمان را به عنوان فردی که با ورود خود، برکت و رحمت الهی را به منزل و دیار کردستانی‌ها می‌آورد، عزیز و محترم می‌دارند بنابراین بهترین مکان خانه را به نشستن مهمان اختصاص می دهند. همچنین کردها رسم دارند تا با پایان یافتن اقامت مهمان در خانه‌شان، او را با شیرینی‌های محلی و آثار دستی منحصر به فرد کردستان راهی شهر و دیارش کنند.  
سُخمه و کهوا، پوشش‌هایی  محلی و شاد از ویژگی‌های مهم کردها باید به شاد و سرزنده بودن آن‌ها در همه مواقع اشاره کرد که سعیدآقاخانی به خوبی این ویژگی شخصیتی کردها را در سریال «نون خ» به تصویر کشیده بود. این ویژگی شاد بودن را حتی در پوشش کردها هم می‌توان به سهولت دید. در کردستان، شایسته نیست هیچ فردی چه جوان باشد یا پیر، لباس محلی تیره بر تن داشته باشد. بنابراین در تاریخ کردستان و در عکس‌های قدیمی به یادگار مانده، این موضوع بسیار قابل توجه بوده و اثبات شده است. لباس محلی زنان کرد در شهرهای سنندج و اطراف آن، پیراهنی بلند است که روی آن جلیقه‌ای کوتاه به نام «سُخمه» می‌پوشند. گاهی هم زنان کُرد کلاهی از پارچه و مخمل را که با سکه‌های قدیمی و زیورآلات پوشانده شده بر سر می‌گذارند که به آن «کلاو فیس» می‌گویند. لباس مردان این دیار هم، جلیقه و شروال محلی است که آن را «کهوا» و «پانتول» می‌نامند. مردان روی کمر را شال می‌بندند و گاهی در مناطق پاوه و اورامانات «فهرهنجی» که جلیقه‌ای است تهیه شده از پشم حیوان می‌پوشند. مردان کُرد «کلاش» را به عنوان پاپوش محلی در تمام فصول سال می‌پوشند. کلاش، کفش محلی زنان و مردان است که با نخ ابریشم و با سوزن‌های مخصوص بافته می‌شود.شایان ذکر است که این کفش، به ثبت جهانی نیز رسیده است.   کهلانه و شهلهمین، از بهترین خوراکی‌های کردی کردها با توجه به سبک‌زندگی متفاوت و منحصر به فرد خود، اهمیت بسیار زیادی به خوراک و تغذیه خود می‌دهند. بنابراین اگر قصد سفر به هریک از شهرهای کردستان را دارید، باید امتحان غذاهای محلی هر منطقه را در اولویت برنامه‌های خود قرار دهید. «کهلانه» نانی که درون آن را با پیازچه و گیاه محلی پیچک پر می‌کنند و روی ساج که وسیله پخت نان است می‌پزند، از جمله غذاهای مهم و بسیار لذیذ استان کردستان است که البته سرو آن با کره و دوغ محلی قطعا خاطره زیبایی را در اذهان ثبت خواهد کرد. «شهلهمین» که آشی خوشمزه است با ترکیب میوه‌های خشک‌شده، رب انار و شیره توت، می‌تواند مهر کردستان را برای همیشه در دل مهمانان این دیار ماندگار کند! همچنین «خورشت خلال» و «دنده کباب» را جز آن‌هایی که شناسنامه کرمانشاهی دارند، در هیچ جای ایران نخورده‌اند. البته سرو «کباب ماهی» در مریوان و روستای تاریخی گردشگری پالنگان و آش محلی «دوینه» راکه ترکیب بلغور گندم و دوغ است  هم نمی‌توان در این حوزه از قلم انداخت.   از جشنواره انار تا مراسم پیرشالیار جشنواره انار که در «نون خ» به آن اشاره شد، تنها مراسم دورهمی کردها نیست. در بین کردها همچون دیگر اقوام کشورمان، مجموعه مراسمی با تاریخچه قدیمی برگزار می‌شود. در ادامه، توضیحات کوتاهی درباره معروف‌ترین آن‌ها می‌دهیم. مراسم پیرشالیار| عروسی که هر سال برگزار می‌شود: اگر نام منطقه اورامان را شنیده باشید، جالب است بدانید در آن بهشت زیبا، مراسم مهمی با نام «پیر شالیار» هر ساله تعداد بسیار زیادی گردشگر خارجی و ایرانی را به سمت خود می‌کشاند. «اورامان» یا «هورامان» آرشیوی هزاران ساله از فرهنگ و تمدن است که طبیعت محصور کننده آن، هر مهمانی را متحیر و مشتاق می‌کند. پیر شالیار از نوادگان مربوط به سادات بوده که در اورامان می‌زیسته است و آن چه نام او را برای صدها سال بر سر زبا‌ن‌ها نگه داشته است، داستان جذاب عروسی وی با دختر حاکم بخارا، «شاهبهار خاتون» است. کسی که دختر کر و لال پادشاه بخارا را شفا دهد، داماد او می شد. بعد از راهی شدن دختر پادشاه به سمت خانه پیر شالیار برای مداوا، دختر شفا می‌یابد و عروس پیرشالیار می‌شود و او وصیت می کند تا هر سال مراسم عروسی‌اش را با ثروت به جامانده از او برگزار کنند! بنابراین هر ساله در بهمن و اردیبهشت ماه، مراسم عروسی پیرشالیار را با نغمه هزاران دف و ذکر پیران و دراویش، روی بام خانه‌های پلهکانی اورامان جشن می‌گیرند. جشنواره انار| خوشمزه‌ترین جشنواره دنیا: جشن انار هم مراسم دیگری از کردستان زیبا و پرنعمت است که هر ساله در سه روز و در فصل برداشت انار، در روستاهای ژیوار، بلبر، سلین و ناو با حضور خبرنگاران و عکاسان و مهمانانی از اقصی نقاط ایران و همچنین گردشگران خارجی با هدف توسعه گردشگری، کاهش مهاجرت و معرفی محصولات شاخص کشاورزی کردستان برگزار می‌شود. در این مراسم که پوشش لباس‌های رنگی محلی زنان، قسمت جدانشدنی آن است، با رقص محلی و ساز و دهل همراه است. باغداران در تمام مدت با انار دانه شده، انار کامل، رب انار، انجیر، گردو و ... از مهمانان پذیرایی می‌کنند. آن چه می‌تواند جشنواره انار را منحصر به فرد کند، نمایش اسب‌سواری زنان و مردان کُرد است که با لباس محلی و سوار بر اسب اصیل کُرد انجام می‌شود. در پایان مراسم، از باغداران نمونه و کسانی که در زمینه کاشت و پرورش انار ایده  یا نوآوری داشته‌اند، تقدیر می‌شود.      
سنندج، ستاره شب‌های کردستان درباره هموطنان کُرد، که «نون خ» فرصت شناخت بیشترشان  را فراهم کرد سید مصطفی صابری | روزنامه‌نگار کشورمان دیدنی‌های زیادی دارد؛ برخی از این دیدنی‌ها شناخته شده‌تر هستند، به عنوان مثال شهرهای شمال کشور، به واسطه نزدیکی به پایتخت و برخورداری از ساحل، یا کیش به‌خاطر هوای خوب و بازارهای جذاب، اما کردستان به‌رغم فرهنگ ویژه مردمانش، به‌رغم ظرفیت‌های گردشگری و خیلی چیزهای دیگر، آن‌طور که باید و حقش هست بین هم وطنان مان شناخته شده نیست و جای خوشحالی است که صداوسیما بالاخره بعد از کلی کمدی 90 شبی بی‌محتوا و کم محتوا، بعد از کلی سریال آپارتمانی، بعد از آن‌که شهرستانی بودن در سریال‌هایش محدود شده بود به مسخره کردن لهجه‌ها، حالا با هدف آشنا کردن مخاطب با فرهنگ و سبک زندگی یک مردم عزیز، سریالی مثل «نون خ» را ساخته، آن‌هم نه فقط در یک جغرافیای دور از پایتخت و شاید دشوار برای سریال‌سازی، بلکه با تاکید روی بحث زلزله زدگان. یعنی در یک اتفاق ویژه در سریال‌سازی تلویزیون، هم به  کردهای عزیز توجه شده و با نمایش دقیق سبک زندگی آن‌ها ، مخاطب را به دنیای شیرین آن‌ها نزدیک کرده، هم به مشکلات زلزله زدگان کمی عنایت و هم از همدلی و همراهی مردم گفته شده و جالب این‌که سریال بدون شعاری شدن جذاب هم از کار درآمده. حتی سریال «پایتخت» هم به‌رغم جذابیت‌هایش این طیف وسیع از اهداف را تامین نمی‌کرد و چه بهتر که سریالی با این مختصات موفق برای معرفی بیشتر کردهای عزیز ساخته شده. برای من که دوران سربازی را در کردستان بودم، فضای سریال مثل مهربانی آدم‌ها، مثل صفا و صمیمیت‌شان، مثل روحیه همدلی و همراهی‌شان کاملاً ملموس و خاطره‌انگیز بود. روزهایی را به‌خاطر آوردم که از مشهد برای خدمت سربازی به روستایی در اطراف سنندج می‌رفتم؛ متاسفانه  گاهی در برخی از شهرهای کشورمان به مسافر به چشم فردی که می‌توان کرایه تاکسی و دیگر خدمات را با او بیشتر محاسبه کرد نگاه می‌شود اما در کردستان ماجرا برعکس است. مهمان برای کردها حرمت خاصی دارد؛ کافی است روی صندلی یک اتوبوس باشید و کافی است بفهمند در شهرشان مهمان هستید راحت شما را بدون هیچ دغدغه‌ای دعوت می‌کنند حتی اگر هیچ شناختی از شما نداشته باشند. روحیه عالی کردها در مهمان‌نوازی در کمتر جایی به این کیفیت وجود دارد. زیبایی‌های کردستان هم که جای خود. سفر به کردستان به خاطر این که مردمانش بافت فرهنگی خود را حفظ کرده‌اند و شبیه پایتخت نشینان نشده اند هم یک تجربه مردم‌شناسی جذاب است هم لذت بردن از هوای دلچسب مناطق کوهستانی و دیدنی‌های این دیار. ولی اگر سمت کردستان رفتید زمانی بروید که هنگام تاریکی هوا به سنندج نزدیک شوید. شهر مثل یک ستاره در دل کوه‌ها می‌درخشد و از شما دلبری می‌کند. زیبا و روشن و جذاب مثل قلب پاک مردمان کرد.