این دریا از متن زندگی ایرانیان جدا نمی‌شود

زهرا کشوری
خبرنگار
مردم جنوب ایران، ‌همه زاده خلیج فارس‌اند؛ از خوزستان تا بوشهر و از بوشهر تا هرمزگان. موج‌های خلیج فارس را می‌توان در لباس های رنگارنگ و بلند زنانش دید و سخاوت دریا را در چین‌های دوسوی نگاه عمیق مردانش. ۱۰ اردیبهشت روز ملی خلیج فارس روز مردم ساحل‌نشین جنوب هم هست. مردانی از بندر سیراف و زنانی از بندر بوشهر. دخترانی از بندر ماهشهر و پسرانی از بندر میناب و قشم. «شیوا آراسته» پژوهشگر حوزه خلیج فارس درباره تأثیر خلیج فارس روی روحیات، فرهنگ و آداب و رسوم مردم جنوب ایران در گفت‌و‌گو با «ایران» در یک کلام می‌گوید: «آنها در کنار خلیج فارس مردمی دریا دل شدند.» او زنان استان‌های ساحل‌نشین خلیج فارس را زنانی بسیار قوی که بنادر را اداره می‌کردند توصیف می‌کند و می‌گوید مردان ماهیگیر و تاجر جنوب 7 تا 9 ماه از سال را روی آب‌های خلیج فارس بودند و همین باعث شده بود تا اداره بندر توسط زنان انجام بگیرد. او می‌گوید: «خلیج فارس مردمان جنوب ایران را صبور و سخاوتمند بار آورده است.» او تأثیر خلیج فارس روی معماری و شهرسازی سواحل جنوبی کشور را بسیار واضح می‌خواند و می‌گوید: «تمام خانه‌ها در جنوب رو به نسیم دریا است.» آراسته بیست سال روی فرهنگ و معماری مردم جنوب ایران در سواحل خلیج فارس کار کرده است. به گفته او این تأثیر در معماری بوشهر، چابهار، کنگ و... کاملاً مشهود است. خانه‌های این منطقه فضای نیمه‌باز و ساباط دارند. منظور او از فضای نیمه‌باز همان ایوان و رواق است. به گفته او مردم جنوب شش ماه از سال را در فضای نیمه باز زندگی می‌کنند تا تأثیر هوای خلیج فارس را بر زندگی‌شان حس کنند. او بادگیرها را یکی دیگر از تأثیرات خلیج‌فارس بر معماری جنوب بویژه استان هرمزگان می‌داند و می‌گوید: «خلیج فارس باعث شده است که مردم جنوب همواره مردمی خوشحال و شکرگزار باشند.»
آراسته می‌گوید: «شادی و زنده بودن در زندگی آنها جاری است و هر واکنشی را در زندگی با ساز و آواز نشان می‌دهند.» به ‌گفته او بندری‌ها به هر بهانه‌ای در سواحل جمع می‌شوند و سرود می‌خوانند. آراسته همچنین به مراسم رزیف در جنوب ایران اشاره می‌کند و می‌گوید: «این مراسمی است که در زمان بالا بردن بادبان‌ها اجرا می‌شود و قرار است تا در فهرست جهانی یونسکو ثبت شود.» او می‌گوید: «ساحل‌نشینان در زمان حرکت کشتی در ساحل جمع می‌شوند و آواز می‌خوانند و رزیف را اجرا می‌کنند.»


او درباره آداب اجتماعی متأثر از خلیج فارس می‌گوید: «مردان جنوبی روی کشتی‌ها در خلیج‌فارس دستور نمی‌دهند، آنها برای هر فرمان آوا و سرود دارند. جاشوها و ناخداها در دریا برابر هستند.»
مردمانی که خلیج‌فارس راه آنها را به هند و زنگبار میسر کرده است. به گفته آراسته همین مسأله باعث شده است تا فرهنگ آنها از هند و آفریقا تأثیر بپذیرد. او این تأثیر را در لباس، مراسم عروسی و غدا تأیید می‌کند. به‌گفته آراسته، مردمان جنوب مردمانی اجتماعی هستند چون مردان آنها همواره ۷ تا ۹ ماه از سال را در کنار دیگر مردان دریا روی یک کشتی زندگی می کرده‌اند و این حسن سلوک و مهربانی به جزئی از شخصیت آنها مبدل شده است. او می‌گوید:«در زمان سفر مردان دریا، بندر در اداره زنان بوده و برای همین زنان جنوب زنانی بسیار مدیر هستند و یک تنه بنادر را اداره می‌کنند.»
اهمیت حفظ زیست محیطی خلیج فارس
نصرالله کریمی از دیگر پژوهشگران خلیج فارس در گفت‌و‌گو با «ایران» دوست دارد از زاویه دیگر به ماجرای روز ملی خلیج‌فارس نگاه کند. او می‌گوید: «مردم سواحل خلیج‌فارس به اندازه خلیج‌فارس اهمیت دارند. بنابراین در روز جهانی خلیج‌فارس باید به مسائل اقتصادی و تأمین زندگی این مردم هم فکر کرد. چون آنها پاسبان خلیج‌فارس هستند.» او خواستار باز شدن بازارچه‌های مرزی در سواحل خلیج‌فارس و آسانتر شدن قوانین تجارت در مرزها می‌شود.
«محمد کنگانی» پژوهشگر و مدیر انجمن مردم‌نهاد سیراف در گفت‌و‌گو با «ایران» می‌گوید:«دنیا ۴۰۰۰ سال است که خلیج‌فارس را به‌نام دریای پارس می‌شناسد.» به گفته او همه شئون زندگی مردم سواحل جنوب نشأت گرفته از خلیج‌فارس است. او می‌گوید: «آنچه آنها می‌پوشند و آنچه می‌خورند و آنچه می‌فروشند همه متأثر از این دریاست.»
با وجود این اعتقاد دارد که ایرانی‌ها نتوانستند آن‌طور که شایسته و بایسته است از خلیج‌فارس حفاظت کنند. او ورود پساب‌های صنعتی از جمله پالایشگاه‌ها و سایر آلودگی‌ها را از دغدغه‌های اصلی دوستداران میراث فرهنگی و باستانی خلیج‌فارس می‌داند. او خالی شدن سفره‌های زیستی خلیج‌فارس و دور شدن ماهی‌ها و میگوها از ساحل این دریا را ناشی از آلودگی خلیج‌فارس می‌داند و می‌گوید: «ما به آب و خاک جنوب احترام نگذاشتیم.» او می‌گوید: «ما خاک را در دریا ریختیم، دریا را پر کردیم و با فعالیت‌های اقتصادی به خلیج‌فارس آسیب وارد کردیم.»
یکی از آداب ناخدایان کشتی در خلیج‌فارس را «خیر سفر» عنوان می‌کند و درباره این رسم می‌گوید: «ناخدای کشتی وقتی می‌خواهد به دریا برود به خانه فقرا و افراد بی‌بضاعت ساحل می‌رود و از آنها می‌خواهد اگر وسیله‌ای برای فروش دارند به او بدهند تا در دیگر کشورها به فروش برساند و سرمایه برای آنها ایجاد کند. کنگانی اعتقاد دارد که آوازه گربه ایرانی از طریق دریانوردان خلیج‌فارس به پادشاهان هند رسیده است. او درباره این داستان می‌گوید: «روایت است که تاجر ایرانی گربه یک زن فقیر را به دربار یک پادشاه هندی برد و زمانی که متوجه شد این پادشاه برای دور کردن موش‌ها از سفره غذایش از نگهبان‌ها استفاده می‌کند، گربه را به پادشاه فروخت و ماحصل این تجارت یک ذخیره پولی برای آن پیرزن فقیر شد.» او دادن ماهی و میگو به خانواده‌های فقیر را در سواحل جنوبی کشور زکات خلیج‌فارس می‌داند و می‌گوید: «حتی مردم برای اینکه بیماری از دام‌هایشان دور باشد گوسفندانشان را در آب خلیج‌فارس شست‌و‌شو می‌دادند.» به گفته او دامداران از شهرهای دیگر هم دام‌هایشان را برای شست‌و‌شو به خلیج‌فارس می‌آوردند.