همکاران امروز ، رقیبان دیروز

مرتضی گلپور
3 سال و یک ماه پس از اردیبهشت 1396، رقبای اصلی انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم بار دیگر در یک قاب قرار گرفتند. اما این بار از رقابت و تکاپو برای پیروزی یا شکست دیگری خبری نیست. بلکه در مقابل، فرآیندهای سیاسی و ساز و کارهای قانون اساسی شرایطی را فراهم کرده تا رقبای دیروز، امروز برای  محقق کردن استراتژی «پیوند و پیروزی» چاره‌اندیشی کنند. تعبیری که روحانی در سخنرانی افتتاح مجلس یازدهم به کار برد.دست‌کم در دولت‌های یازدهم و دوازدهم سابقه نداشت که عکس یا خبری از جلسه شورای عالی امنیت ملی منتشر شود. اما شنبه گذشته پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری تصاویری از این جلسه را، البته بدون اشاره به جزئیات مذاکرات، منتشر کرد. معنای این اقدام را می‌توان از ترکیب حاضران و نحوه انتشار تصاویر این جلسه دریافت؛ ریاست شورای عالی امنیت ملی با رئیس جمهور روحانی است و در دو سوی آن، محمدباقر قالیباف رئیس قوه مقننه و سید ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضائیه نشسته‌اند. از مجموع 16 عکسی که از این جلسه در پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری منتشر شد، 3 تصویر به رؤسای سه قوه اختصاص دارد؛ روحانی، رئیسی و قالیباف. سایر حاضران در جلسه، همان‌ها هستند که همیشه بوده‌اند و آنچه تصاویر این جلسه را شایسته انتشار کرده است، کنار هم نشستن سران سه قوه است که 3 سال پیش، در رقابت با یکدیگر  از هیچ تلاشی فروگذار نکرده‌اند. امروز اما انتظار مردم و اقتضای شرایط خاص جامعه و کشور این است که آنان در همکاری و تشریک مساعی با یکدیگر سبقت بگیرند. پیام انتشار این تصاویر چیزی جز آغاز این فصل جدید نیست.
 پایان رقابت‌های انتخاباتی
اینکه انتخابات، به ویژه انتخابات ریاست جمهوری، هر 4 سال یک بار انجام می‌شود و پس از آن رقابت‌ها باید پایان یابد و همکاری‌ها آغاز شود، گزاره تکرارشونده روحانی در دوره‌های مختلف بوده است. به عنوان مثال روحانی اسفند 96 در جلسه هیأت دولت گفت که «باید بدانیم انتخابات ۴ سال یکبار بوده و هر روز انتخابات نیست؛ مردم در ۲۹ اردیبهشت پای صندوق آرا آمدند و نظر خودشان را اعلام و رئیس جمهور و اعضای شورا را انتخاب کردند، کما اینکه در مقاطع دیگر نمایندگان مجلس و خبرگان را به همین شکل برگزیدند.» اگر در سال 96 مردم رئیس جمهوری را مشخص کردند، با برگزاری انتخابات دوم اسفند 98، ترکیب مجلس شورای اسلامی نیز عوض شده است که به معنای ایجاد تغییراتی در ترکیب شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی انقلاب فرهنگی یا جلسه شورای عالی سران قوا هم هست. این تغییرات و ترکیبات تازه، فرصت عملی پایان رقابت‌های انتخابات و آغاز عینی همکاری‌ها را فراهم کرده است. اما این بار مسأله‌ای به نام پایان رقابت‌های انتخاباتی صرفاً عطف به ماسبق نیست، بلکه معطوف به آینده نیز هست. چرا که سران قوا که شنبه گذشته در یک قاب قرار گرفته‌اند، در انتخابات آینده نیز شرکت نخواهند کرد و رقیب هم نخواهند بود. روحانی براساس قانون اساسی نمی‌تواند در انتخابات شرکت کند، درباره رئیس قوه قضائیه نیز قاضی‌زاده‌ هاشمی، عضو هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی روز گذشته اعلام کرد که او به جد قصد نامزدی در انتخابات 1400 را ندارد. نزدیکان محمدباقر قالیباف هم اعلام و تأکید کرده‌اند که او قصدی برای شرکت در انتخابات یک سال آینده را ندارد. مجموع این شرایط به این معنی است که برای سران سه قوه، هم رقابت‌های سیاسی دیروز پایان یافته است و هم در آینده رقابت انتخاباتی دیگری را تکرار نخواهند کرد. این یعنی ترکیب  فعلی 14ماه تمام فرصت دارد تا شکل تازه‌ای از همکاری و هم‌افزایی قوا و ارکان کشور برای حل مشکلات را به نمایش بگذارند.


 همکاری رقبا؛ تجربه‌ای مسبوق به سابقه
انتخاب قالیباف به ریاست مجلس شورای اسلامی، به بحث‌های بسیاری درباره کنارهم قرارگرفتن رقبای دیروز و شرایط همکاری آنان دامن زد. حتی شنبه گذشته که نخستین تصویر از این کنار هم قرار گرفتن در جلسه شورای عالی امنیت ملی منتشر شد، باز این بحث‌ها جریان داشت. اما واقعیت این است که در جمهوری اسلامی، چنین اتفاقی عجیب یا بدیع نیست. گذشته از انتصاب رئیسی به قوه قضائیه که زمینه ساز همکاری سطح عالی رقبای دیروز شد، پیوند و همکاری رقبای انتخاباتی در سال 76 هم تجربه شده بود. در آن سال، سیدمحمد خاتمی از یک سو و حجت‌الاسلام علی اکبر ناطق نوری از سوی دیگر، همه تلاش‌ها، ابزارها و ظرفیت‌های خود را برای شکست دیگری و پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری بسیج کردند. اما درست ساعاتی پس از اعلام پیروزی قطعی خاتمی در این رقابت، ناطق نوری برای رقیب دیروز خود پیام تبریک فرستاد. ناطق نوری که رئیس مجلس شورای اسلامی بود، در رأی اعتماد به وزرای پیشنهاد رئیس جمهوری وقت نیز بیشترین همکاری را از خود نشان داد، سطحی از همکاری که حتی در مجلس ششم نیز تکرار نشد، مجلسی که به همسویی با رئیس جمهور وقت شهره بود. طبیعتاً می‌توان تصور کرد که ناطق در مقام رئیس مجلس و خاتمی در مقام رئیس جمهوری، در جلسات شوراهای عالی، از امنیت ملی تا انقلاب فرهنگی در کنار هم قرار می‌گرفتند.
کرونا و تحریم به مثابه فرصت
باوجود این، اما شواهد و قرائن حاکی از آن است که برخلاف سال 76، امروز فرصت، زمینه و الزامات بیشتری برای همکاری رقبای دیروز وجود دارد. چرا که کرونا و تحریم به مثابه مخاطرات ناخوانده امروز ایران، هرچند بزنگاه‌های حساسی را پیش روی کشور قرار داده است، اما به همان اندازه زمینه و ظرفیت همراستایی و تشریک مساعی را نیز افزایش داده است. یا به تعبیر دیگر، این دو مخاطره، فرصتی برای حرکت‌های زیگزاگی سیاسی باقی نگذاشته‌اند و نه جامعه و نه شرایط کشور، چیزی جز همکاری را نمی‌طلبد. تجربه حکمرانی در شرایط خطیر کرونا، از اسفند سال گذشته تا امروز به خوبی تجربه شده است. پس از شیوع کرونا در ایران، ستاد ملی مقابله با کرونا تشکیل شد که در آن، همه قوای کشور، صداوسیما، نیروهای مسلح، حوزه علمیه، و حتی استانداران به صورت ویدئوکنفرانسی حضور و در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت دارند.

این شیوه جدید تصمیم گیری جمعی و توأم با هم افزایی، قطعاً به معنای تأمین نظرات تمام و کمال همه بخش‌ها نیست، بلکه به این معنی است که پس از بیان همه نظرات و دغدغه‌ها، در نهایت بهینه‌ترین تصمیم با مشارکت همه اعضا و ارکان کشور اتخاذ می‌شود. به همین دلیل است که مدیریت کلان کشور در مقابله با کرونا، تا امروز بدون اختلاف از درون، یا بدون چالش سازی از سوی بخش‌هایی از حاکمیت بوده است و این چیزی جز اجماع همه ارکان بر روی تصمیم‌ها و همکاری آنان برای دستیابی به بهترین نتیجه نیست. نه تنها این تجربه مفید حکمرانی می‌تواند همچنان تداوم یابد، بلکه شرایط تحریمی نیز همین امر را اقتضا دارد. بویژه اینکه رئیس جمهوری با تشریح خسارت‌های تحریم بر اقتصاد کشور، از جمله کسری 50 میلیارد دلاری درآمدهای ارزی و نیز اعضای اقتصادی دولت با توضیح شرایط اقتصادی برای نمایندگان مجلس شورای اسلامی، ویژه بودن شرایط را بخوبی منعکس کرده‌اند. شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا، تمهیدی ویژه برای عبور کشور از مسأله‌ای به نام تحریم است که خود زمینه دیگری برای همکاری و کاستن از نظرات اختلافی و رسیدن به تصویر مشترک و در نهایت تصمیم مشترک را برای قوای سه‌گانه کشور فراهم کرده است.
 یک فرصت 14 ماهه
اینکه رئیس جمهوری چهارشنبه گذشته در جلسه هیات دولت تأکید کرد که «نمی‌خواهم دولت هرگز در مسأله حاشیه‌سازی‌ها وارد شود و در 14 ماهی که از دولت باقی مانده، همه توان‌مان را باید برای حل مشکلات و رفاه مردم و تکمیل طرح‌های نیمه‌تمام، بگذاریم» ناشی از حاکم شدن چنین شرایطی بر کشور است. همچنان که می‌توان این طور هم تصور کرد که روحانی نمی‌خواهد در مدت باقی مانده از دولت خود، با قوای دیگر وارد چالش سیاسی شود، بلکه می‌خواهد همه توان خود و دولت را صرف حل مشکلات و رفاه مردم کند. اما این تلاش 14 ماهه کاری نیست که تنها از عهده دولت بر بیاید، بلکه نیازمند همراهی سایر ارکان هم هست. روحانی در سخنرانی افتتاحیه مجلس یازدهم، تصویری از این همراهی بدست داده است: «خواست بنده از مجلس یازدهم این است که در سال پایانی دولت و سال آغازین مجلس یازدهم بتوانیم دوران پیوند و پیروزی را شکل دهیم. دوره امروز، دوره ایستادگی و بردباری است؛ اما با پیوند با یکدیگر و حمایت یکدیگر و هم‌افزایی کنار هم. به هیچ عنوان دنبال این نیستیم که مجلس شورای اسلامی در دو وظیفه بسیار مهم خود یعنی تقنین و نظارت، هیچ کجا کوتاه بیاید... دنبال این هستیم که رابطه دولت و رابطه مجلس به گونه‌ای باشد که بتوانیم در این سال بسیار سخت و مشکل که هم با تحریم دشمن و تحریک دشمن مواجه هستیم، هم با ویروس خطرناک کرونا، در این شرایط بتوانیم کشور را اداره کنیم.»
اینکه روحانی 17 روز بعد از جلسه مجلس، در هیأت وزیران از شکل‌گیری «ائتلاف ملی برای زندگی» سخن گفت، می‌تواند ناظر بر خوشبینی او بر شکل‌گیری نوع تازه‌ای از همکاری میان ارکان کشور باشد که امروز رقبای دیروز بر رأس آن تکیه زده‌اند. او در این جلسه گفت که «امروز شاهد ائتلاف ملی برای سلامت و معیشت و در حقیقت ائتلاف ملی برای زندگی هستیم و این دستاورد بزرگی است که نباید از دست بدهیم.»
باید منتظر ماند و دید که تصویر منتشر شده از جلسه شنبه گذشته شورای عالی امنیت ملی، همان «پیوند برای پیروزی» یا «ائتلاف ملی برای زندگی» است؟ آیا تجربه پایان رقابت‌ها در انتخابات 76، بهتر و کامل‌تر تکرار می‌شود؟ شرایط کشور جز این اقتضا نمی‌کند، اما باید منتظر ماند.