نشانه‌ها حکایت از پیروزی بایدن دارد

 
 
 
 
انتخابات آمريکا قابل پيش‌بيني نيست و حتي خود آمريکايي‌ها هم نمي‌توانند پيش‌بيني کنند که چه کسي با شرايط فعلي قطعا به کاخ سفيد وارد خواهد شد؛ به اين دليل که انتخابات آمريکا يک انتخابات استثنايي در سطح جهان است و مردم مستقيما به رئيس‌جمهور راي نمي‌دهند بلکه هر ايالتي آراي خود را به کالج الکترال مي‌فرستد و هر نماينده‌اي هم سهمي از اين کارت‌ها دارد که هر کارتي با يکصد تا 150هزار نفر جمعيت برابري مي‌کند. بنابراين هر نامزدي بتواند 270 کارت الکترال به‌دست آورد، حتما رئيس‌جمهور خواهد شد. همانطور که در انتخابات سال 2016 هم با اينکه هيلاري کلينتون سه ميليون راي بيشتر از ترامپ داشت، ولي به دليل اينکه ترامپ توانسته بود از کارت‌هاي الکترال بيشتري استفاده کند، به کاخ سفيد راه يافت. از طرفي حدود هشت تا 10 ايالت در آمريکا هستند که به نسبت جمعيت خود سهم بيشتري از کارت‌هاي الکترال دارند و هرکس بتواند آراي ايالت‌هاي کاليفرنيا، تگزاس، ميشيگان و نيويورک را به‌دست آورد، به رئيس‌جمهور شدن نزديک‌تر است. اکنون با اينکه جو بايدن جلوتر از ترامپ است ولي متوسط آرايي که در نظرسنجي‌ها محاسبه مي‌شود، دقت بيشتري دارد. درحقيقت اگر متوسط آرا را در سطح ايالات درنظر بگيريم در مورد پيش‌بيني‌ها دقت بيشتري دارد اما آنچه الان از ظواهر امر تشخيص داده مي‌شود، موقعيت نه‌چندان مناسب ترامپ است و البته باز هم نمي‌توانيم با دقت و قاطعيت پيش‌بيني کنيم که کدام‌يک به پيروزي خواهند رسيد. يکي از دلايل امکان موفقيت بايدن در اين است که اولا بخشي از طرفداران پروپا قرص جمهوريخواه آقاي ترامپ اخيرا از پيروزي ترامپ ابراز نااميدي کرده‌اند که عجيب به نظر مي‌رسد و از طرف ديگر، بوريس جانسون، نخست‌وزير انگليس که خودش تمايلات نومحافظه‌کاري دارد و از طرفداران ترامپ است، به وزارت خارجه انگلستان توصيه کرده ملاقات‌هاي جديدي با سيستم وزارت خارجه جو بايدن برقرار کند. درواقع وقتي انگلستان چنين اظهارنظري مي‌کند، نشان مي‌دهد که موقعيت جو بايدن نسبت به ترامپ مناسب‌تر است. در اين ميان، نگراني برخي حتي در صورت پيروزي جو بايدن تا وقتي به کاخ سفيد راه يابد، وجود دارد اما احتمال حمله نظامي از سوي ترامپ در روزهاي آخر ضعيف است و با توجه به اينکه خيلي اهل جنگ نيست، تلاش مي‌کند از طريق مذاکره مشکلات را حل کند. اما در صورت پيروزي بايدن با اينکه خودش و معاونش به احياي مجدد برجام ابراز تمايل کرده‌اند، ولي با شرايط برجام گذشته تفاوت مي‌کند. هر دو آنها پيش‌بيني کرده‌اند که اگر بخواهند وارد مذاکرات برجام شوند، دو ويژگي خواهد داشت؛ نخست اينکه برجام صرفا روي مسائل هسته‌اي متمرکز نخواهد شد و مسائل ديگري مثل حقوق بشر، فعاليت‌هاي موشکي و... را مدنظر خواهند داشت. ضمن اينکه براساس برجام قبلي، تعهدات ايران و محدوديت زماني فعاليت هسته‌اي ايران که تا 2025 به پايان مي‌رسيد ولي بنا به نظر بايدن در صورتي پيروزي اين محدوديت تا سال 2030 يا بعد از آن هم ادامه خواهد داشت. به نظر مي‌رسد فشارها بيشتر خواهد شد و حوزه تعهدات ايران از مسائل هسته‌اي به مسائل ديگر هم سرايت خواهد کرد که البته به واکنش ايران نسبت به اين انتظارات بستگي دارد. اما از طرفي آنقدر فشار اقتصادي بر دوش مردم سنگيني مي‌کند که از تحمل خارج شده است. ايران از هشت کشور جهان نزديک به 50ميليارد دلار طلب دارد که بخش بيشتر آن مربوط به چين است و بين 20 تا 22ميليارد دلار از چين طلب داريم. همان سفري که آقاي همتي به عراق براي دريافت مطالبات داشته، دکتر ظريف هم به چين هم براي دريافت بخشي از مطالبات انجام داد اما هيچ‌کدام موفق نشدند. ما FATF را نپذيرفتيم و با 18 بانکي که اخيرا مورد تحريم آمريکا واقع شد، منفذهاي مالي و اقتصادي‌مان به سمت دنيا بسته شد. تصور نمي‌کنم چين در شرايط فعلي آمادگي سرمايه‌گذاري 400ميليارد دلار در ايران را داشته باشد و تا حدودي دور از ذهن به نظر مي‌رسد. از طرف ديگر ساختارهاي اقتصادي ما در شرايط فعلي توانايي جذب 400ميليارد را ندارد. بنابراين به نظر مي‌رسد قرارداد بيست‌وپنج ساله با مشکلاتي مواجه شود و بيشترين هدف وزير خارجه به پکن دريافت بخشي از مطالبات از چين است که نه مي‌تواند به ما کالا دهد و نه پول پرداخت کند. همانند همان هدفي که دکتر همتي در عراق دنبال مي‌کند تا دوميليارد دلار طلب را دريافت کند. عراق قادر نيست کالاهاي اساسي به ايران صادر کند و حتي شرکت‌هاي عراقي که با بازار آمريکا ارتباط ندارند، درصورتي که کالا به ايران صادر کنند، دولت عراق از طرف آمريکا تحريم مي‌شود.