گفتمان سازنده، گفتمان زيبنده

️در تصور بسياري يك تونل تاريك وجود دارد كه انتهايي در آن نيست‌ اين احساس يا انتقالش، در بسياري از نوشته‌هاي ايرانيان هست‌. اما تونل‌ها محل تفكر اين ملتند كه اغلب در هجوم اقوام مهاجر بوده يا در تلاطم كشورگشايي خود و قدرقدرت‌ها طعم يأس و نوميدي را چشيده‌اند. گذشتگان ما در بزنگاه تاريخ انتخاب‌هايي كرده‌اند كه با توجه به تاريخ‌شان سنجيده مي‌شوند‌.  برخي از آنها زيبنده بوده‌اند. در شعارها و رگ گردن كلفت كردن و تشجيع به اينكه «زيبنده ملت نيست و بايد كاري كرد» ما را به خسارت انداخته‌اند.  در مواقعي نيز كه تاريخ را ورق زده‌ايم، عقل فعالي بر هيجان‌ها غالب شده است. به اشتباه آن را شانس تاريخي ايرانيان مي‌خوانيم. اما ته ماجرا، در جواب اينكه چه كاري بايد كرد، درايت به مدد شجاعت آمده است‌.  در ابتدا مخالفت جو عمومي و هيجان غلاظ باعث ركود و عدم تصميم شده ولي تاريخ ثابت كرده كه آن درايت باعث نجات ايران و سازنده تاريخ اين ملت شده است‌.  درايت؛ صفتي است كه درستگويي را بر درشت‌گويي غلبه داده است و گاهي طعن جبوني و ترس را به گوينده و عامل داده‌اند...
 ولي تصميم درست باعث آفرين تاريخ شده است. 
شجاعت در كنار درايت؛ سازنده گفتمان سازنده است. 
گفتمان سازنده، غلبه يافته بر گفتمان زيبنده. شجاعت بطن بر شعار مسلكي پيروز شده و ايران مانده است. 
گفتمان سازنده يك عمل و فعل با اراده از سوي شجاعان سياست بوده كه بر حريف تاريخي ظاهر‌گراي خود در ميان وعاظ و لشكر پيروز شده است. 
هزينه آن را هم اين شجاعان سياست به گزند داده‌اند. 
از قائم‌مقام كه مغضوب شد تا اميركبير كه رگ دست به فاصد داد. از آنان كه جنگ را خاتمه دادند تا كساني كه با برجام، ايران را از فصل هفت منشور گذر دادند. 
بگذريم كه اين گفتمان سازنده هميشه در مقابل دشمن بروز يافت و در كار حكمروايي داخل، شعار‌ها بر صلح داخل ظفر يافتند و اين ملت هميشه بايد با سيلي صورت را سرخ نگه مي‌داشت تا گفتمان زيبنده به كمك ايثار و ناديده گرفتن و گذشت از اعمال ناصواب رعايت شود‌ وگرنه گفتمان سازنده در برنامه سوم قبل انقلاب تا چشم‌انداز ايران آينده وجود داشت و به هر تكانه‌اي؛ در هيزم هوسي سوخت‌. 
در اين تونل تاريك اين روزها كه ساخته‌هاي ذهني، ما را از برگ‌هاي درايت عيني محروم مي‌كند و همه كس منتقد وضع موجود است بي‌آنكه بر كاغذ ده صفحه برنامه تغيير داشته باشد، فرصت تفكر و تصميم بر اساس درايت و غلبه بر هيجان هست. 
مي‌توان از غلظت زيبندگي كاست تا ايرانيان خوار نشوند و شعارها را كنار گذاشت و گفتماني سازنده را كه در اين تونل تاريك چه كنم‌، چراغ عقل برافروزد و راه برون‌رفت را پيدا كند. 
غلبه گفتمان سازنده بر گفتمان زيبنده؛ آن شانس تاريخي است كه ايرانيان در تاريخ، بارها به آن رسيده‌اند و حال نيز دور از دسترس نيست به شرطي كه تحمل ملامت و شجاعت تصميم باشد.