آقای نوبخت! نه تحریم رفت نه اعانه دادید

۱. کشور‌های پیروز بعد از جنگ جهانی دوم (۱۹۴۵) با هدف ایجاد نظم نوین، نهادی بین‌المللی با عنوان سازمان ملل را برای حفظ سلطه خود بر کشور‌ها تأسیس کردند که مهم‌ترین ابزار آن‌ها در تحقق چنین هدفی «تحریم» است. کما اینکه برخی از متفقین از جمله امریکا و بریتانیا و هلند به عنوان کشور‌های پیروز جنگ جهانی دوم از همان ابتدا تحریم‌های شدیدی علیه ژاپن اعمال کردند و حتی اموال ژاپن در امریکا بلوکه شد.
ایالات متحده به عنوان یکی از دولت‌های پیروز جنگ جهانی دوم در کنفرانس سانفرانسیسکو متن نهایی منشور ملل را تدوین کرده در طول شش دهه پس از تأسیس این سازمان، بدون توجه به قواعد حقوق بین‌الملل بعد از گذشت ۷۵ سال از جنگ جهانی «تحریم- تهدید» را همچنان جزو خطوط اصلی برنامه‌ریزی امنیت ملی خود می‌داند.
ایالات متحده امریکا در رویارویی با جمهوری اسلامی ایران نیز بنیادی‌ترین و اساسی‌ترین اهرم خود را «تحریم» قرار داده است که نمود عینی آن را می‌توان اعمال شش قطعنامه تحریمی توسط شورای امنیت و وضع ده‌ها تحریم یکجانبه توسط کنگره و دولت امریکا دانست. اثرات تحریم‌های ضدایرانی به قدری برای ایالات متحده حیاتی بود که باراک اوباما رئیس جمهور سابق ایالات متحده می‌گوید: «ما موثرترین تحریم‌ها را در پنج سال گذشته علیه ایران اعمال کرده ایم و همین کار سبب شده است ایران شاید معادل یک دهه رشد اقتصادی خودش را از دست بدهد. در زمان اعمال تحریم‌ها، عده‌ای بدبین بودند و می‌گفتند تحریم‌ها نتیجه‌ای نخواهد داشت. اما ما توانستیم به علت مؤثر بودن تحریم‌ها، ایران را وادار کنیم سر میز مذاکرات حاضر شود.»
وزیر خارجه کشورمان اصرار و پافشاری امریکا جهت اعمال تحریم‌های متنوع و متفاوت علیه کشورمان را به دلیل «اعتیاد» مقامات این کشور به تحریم می‌داند و این عبارت می‌تواند اطلاق داخلی نیز داشته باشد.
۲. تحریم همانگونه که مهم‌ترین ابزار تنبیهی جهت پیاده سازی «دکترین مهار ایران» توسط کشور‌های غربی است به سیاستی قابل اتکا جهت «دکترین مهار از داخل» نیز توسط یک جریان سیاسی تبدیل شده است. افرادی که در بدنه حاکمیت سیاسی کشور معتقد به نرمالیزاسیون رفتار ایران در عرصه‌های هسته ای، منطقه‌ای و موشکی هستند نخست با ایجاد رعب و هراس در افکار عمومی نسبت به اصل «تحریم»، مقدمات «توسعه قدرت حزبی» در هنگامه‌های انتخاباتی را فراهم و بعد از به قدرت رسیدن با قلب موضوع، لغو تحریم‌ها را مشروط به تصحیح رفتار حاکمیت سیاسی کشور عنوان می‌کنند.
در واقع «تحریم» همانگونه که غرب را برای موفقیت «دکترین مهار ایران» امیدوار کرده دسته‌ای از سیاستمداران داخلی را نیز ترغیب کرده است تا ناکارآمدی و ناتوانی جریان سیاسی خود را با این کلیدواژه توجیه کرده و از زیر بار هر انتقادی شانه خالی کنند. محمدباقر نوبخت معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان برنامه و بودجه دوشنبه شب در پاسخ به برخی از انتقادات شکل گرفته نسبت به دولت در نامه‌ای اظهار می‌کند: «امروز مردم ایران به جای اعانه و یارانه از مدیران خود رفع تحریم و برداشتن زانوی زور از گلوی اقتصاد ایران را با حفظ عزت‌ملی طلب می‌کنند. مردم ما هنوز به خاطر دارند که با رفع تحریم می‌شود سال‌ها شاهد تثبیت نرخ ارز، تورم یک رقمی و رشد دو رقمی بود. دولت خواهان هیچ مذاکره‌ای نیست.»
معاون رئیس جمهوری در حالی ابراز می‌کند که «مردم رفع تحریم می‌خواهند نه اعانه و یارانه» که افکار عمومی هفت سال و اندی است به وعده‌های دولتمردان برای رفع تحریم‌ها دلخوش کرده و منتظر مانده تا دیپلمات‌های مجرب که به زبان بین المللی نیز تسلط دارند حداقل بخشی از این تحریم‌ها را لغو کنند. صنعت هسته‌ای را با همین بهانه تعطیل کردند، اما نه تنها تحریمی لغو نشد بلکه گستره فراخی نیز به خود گرفت.
عبارت «مردم رفع تحریم می‌خواهند نه اعانه و یارانه» ترجمان جمله معروف رئیس جمهوری در مناظرات انتخاباتی سال ۱۳۹۲ مبنی بر «چرخش همزمان چرخ سانتریفیوژ و چرخ زندگی مردم» است که به‌واسطه آن حائز آرای لازم برای تکیه بر کرسی ریاست جمهوری شد و امروز بعد از گذشت هفت سال نه چرخ معیشت مردم می‌چرخد و نه چرخ سانتریفیوژ.
۳. معاون رئیس جمهوری و سایر مقامات ارشد دولت همانند فاتحان عرصه تقابل و جنگ‌آوری با غرب سخن می‌گویند و انگار از اوضاع اقتصادی- معیشتی مردم اطلاعات دقیقی ندارند و کماکان به استانداردسازی رفتار ایران در عرصه هسته ای، موشکی و منطقه‌ای با سرنیزه معیشت متمرکز شده‌اند.
نتیجه عینی تلاش معاون رئیس جمهور و سایرهم کیشان برای رفع تحریم، افزایش غیرقابل باور مشکلات اقتصادی نظیر گرانی، بیکاری، فقر، رکود و ... است آن‌هم در حالی که بعد از گذشت هفت سال نه «رفع تحریم»‌ها اتفاق افتاده و نه «اعانه و یارانه ای» دندان گیر به مردم داده شده و جالب‌تر اینکه ارزش واقعی یارانه ماهیانه دریافتی مردم برخلاف سال ۸۹، زیر ۴ هزار تومان است!
طبیعی است که مردم دوست ندارند دولت معیشت و نان شب آن‌ها را جهت تأمین منافع حزبی و جناحی به گروگان گرفته و بعد از گذشت هفت سال به جای پاسخ دهی و تعیین طرح و ایده‌ای با قابلیت اجرا جهت حل مشکلات معیشتی، وعده مجدد «لغو تحریم ها» آن‌هم در دولت بعدی داده شود. قاعدتاً مردمی که نان شب آن‌ها با هدف «دکترین مهار جمهوری اسلامی» به گروگان گرفته شده، دوست ندارند علاوه بر امنیت ملی، عزت نفس و مناعت طبع شان در پای خواسته‌های حزبی و جناحی ذبح شود.