۴۰ روز در فراق استاد شجریان

 
 
 
 
40 روز در فراق استاد گذشت، 40 روزي که با اندازه چهل سال که به آواز و تصانيف‌ آن يگانه خواننده آواز ايراني عشق مي‌ورزم، گذشت. آوازهايي که از شادي‌ها، دردها و رنج‌هاي مردم سرزمينش مي‌خواند. صداي شجريان به وسعت ميهن عزيزمان ايران بوده و هست: فراخ، سبز، باشکوه و مهربان. خسروي آواز ايران جزو نخستين کساني بود که پس از انقلاب، جوانان را با موسيقي سنتي و آواز ناب ايراني آشنا کرد. نسل بعد از انقلاب با آواز اصيل ايران که شجريان پيام‌آور و پرچمدار اين سنت بود آغاز شد. او شاگردان خوبي در زمينه آواز اصيل ايراني تربيت کرد که هر يک، معلماني توانا هستند. در خوانش شعر استاد بود، چنان آواز مي‌خواند که اگر بزرگان شعر کلاسيک ايران همچون حافظ و سعدي در قيد حيات بودند استاد را تحسين مي‌کردند به قول سايه بزرگوار آنجايي که شجريان در کنسرت با محمدرضا لطفي مي‌خواند «مفلسانيم و هواي مي و مطرب داريم» در ابوعطا اگر حافظ زنده بود قطعا شجريان را غرق در بوسه مي‌کرد. شناخت استاد شجريان از مکاتب آواز قديم ستودني بود، انتخاب شعر و آواز و تصنيف‌خواني‌اش چنان بود که بر دل و جان همه مي‌نشست، چه تصنيف‌هاي قديمي را بازخواني کرده و چه تصنيف‌هايي که امروز ساخته شده است. استاد شجريان انساني معتقد به آرمان‌هاي اخلاقي، اجتماعي و هنري بود و او تمام ابعاد صدا را مي‌دانست يعني آواز شش‌دانگ را با تسلط مي‌خواند. زماني که با استاد «دادبه» آشنا شده در حقيقت جان و جهانش در گِرو استاد بزرگوار بود. در بم‌خواني هواي تازه‌اي پيدا کرده بود. همچنين خواندن دشتستاني در آلبوم «آستان جانان» گواه اين نشانه‌هاست. خسروي آواز ايران هرگز از سبک و سياق خود عدول نکرد؛ راهي پيش گرفت که ماندگار شد، پشت آثارش همواره نگرش و خردي نشانه‌اي‌ است که آوازش را عالم‌گير کرده. يادم هست بعد از انقلاب من و دوستان هنرمندم استادان اميرهوشنگ اردلان و حسين هنرياري عکاس اين اقبال را داشتيم که آلبوم‌هاي استاد را طراحي کنيم. من غزل‌ها و تصنيف‌ها و نام نوازندگان را با خط نستعليق کتابت مي‌کردم و حاصل اين همکاري آلبوم‌هاي نوا، مرکب‌خواني و دستان با موسيقي دوست عزيز و ديرينه‌ام شادروان استاد پرويز مشکاتيان آغاز شد و در آن سال‌ها طراحي کاست به اين صورت بدعتي بود که به وقوع پيوست… و چه سال‌هاي باشکوه و خاطره‌انگيزي براي من و مردمان سرزمينم رقم زد. خرسندم که در زيباترين آثار خسروي آواز ايران سهم کوچکي داشتم. «صبح است ساقيا قدحي پر شراب کن/ دور فلک درنگ ندارد شتاب کن» پرويز مشکاتيان عزيز مي‌گفت: اين تصنيف را در کنار دشت زيبا در غروبي گرگ و ميش آغاز کردم و تا سپيده‌دمان فردايي ديگر ملودي آن پايان گرفت. اين غزل زيباي حافظ چه باشکوه در دستگاه چهارگاه نشست و در آلبوم «نوا، مرکب‌خواني»؛ با غزل سعدي: «از در درآمدي و من از خود به در شدم / گويي کزين جهان به جهان دگر شدم» و در «بيداد» پرويز مشکاتيان و استاد شجريان هر دو درخشيدند و بيداد کردند. «روز وصل دوستداران ياد باد/ ياد باد آن روزگاران ياد باد…» زيبايي ملودي، تصويرها و جواب‌‌هاي ارکستر در هم‌آوازي با خواننده‌ي يگانه‌اي چون شجريان به‌راستي به‌عنوان ماندگارترين آثار سنتي و اصيل موسيقي ملي رقم خورده است. استاد شجريان يک هنرمند تمام‌عيار و پرآوازه‌ ملي است. بايد به هنرش مباهات کنيم، چراکه او دُردانه يگانه‌ فرهنگ و هنر اين سرزمين کهن است و خوشبختم که هم‌روزگار شجريان زيستيم.