اصولگرايان حاضرند بيشتر امتياز بدهند

بعضي از فعالان سياسي اعتقاد دارند که اصولگرايان خواهان مذاکره ايران و آمريکا نيستند. شما فکر مي‌کنيد در اين شرايط کنوني کشور که جامعه در بيشترين فشارهاي اقتصادي به سر مي‌برند، طيف اصولگرايان مذاکره ايران و آمريکا را مخالف مصالح ملي مي‌دانند؟
در مجموعه هيچ‌ شخصي مخالف اصل مذاکره نيست، اما مسأله اصلي اين است که چه کسي با دولت جديد آمريکا مذاکره کند. اصولگرايان هم احتمالا مي‌خواهند که مذاکره انجام شود، اما از طيف اصلاح‌طلبان کسي مذاکره نکند. به‌صورت صريح‌تر اعلام مي‌کنم که اصولگرايان خواهان اين هستند که امتياز مذاکره را به نفع خود تمام کنند. افرادي هستند که فکر مي‌کنند اگر امتياز مذاکره را به نفع خود تمام کنند، آن وقت در بين مردم محبوبيت بيشتري خواهند داشت. در شرايط کنوني جامعه ما هيچ کس مخالف اصل مذاکره نيست و در آينده مذاکراتي هم انجام خواهد شد. موضوع مهم اين است که چه کساني با دولت جديد آمريکا وارد مذاکره شوند و دوطيف اصلاح‌طلب و اصولگرا براي مذاکره کردن در حال رقابت هستند. در مذاکرات 6 کشور جهاني حاکميت موافق مذاکره دولت آقاي روحاني بود، در غيراين صورت اجازه بلند شدن هواپيما از ايران را هم نمي‌دادند. حال مسأله اين است که در آينده نه چندان دور با هم مذاکره خواهد شد. يکي از دلايل تضعيف برجام در داخل کشور اين بود که تندروها با زير سوال بردن صلاحيت دولت قصد نداشتند که مذاکرات موفق تيم ديپلماسي دکتر ظريف و همکارانش را در مذاکرات برجام قبول کند و به خاطر همين دلايل هر روز عليه توافقنامه برجام يک حاشيه‌اي درست مي‌کردند، اما اگر همين اصولگرايان در مذاکرات حضور داشتند بدون شک امتيازات بيشتري هم به 6 قدرت جهاني مي‌دادند و البته درباره مذاکره دولت روحاني هم عرض کنم که من بعيد مي‌دانم که دولت دکتر روحاني در اين باقي مانده تا پايان رياست جمهوري‌اش امکان اين را داشته باشد که با دولت آمريکا وارد مذاکره شود، اما مسأله مهم‌تر شخص جو بايدن است که بسيار مهمتر از آن تلقي مي‌شود و بايد ببينيم که برنامه آنها براي مذاکره در قبال ايران چگونه خواهد بود. اين موضوع را هم در نظر داشته باشيد که چه دولت آينده در دستان اصلاح‌طلبان باشد يا حتي اصولگرايان زماني که مجموعه حاکميت احساس کند که نياز به مذاکره دارد بي‌‌‌شک گفت‌و‌گو خواهد کرد. ديپلماسي خارجي ما با تدابير مقام معظم رهبري انجام خواهد شد و دولت‌ها تابع فرمايشات رهبري هستند. مذاکره به شرط پاينبدي آمريکا و دادن تعهد مي‌تواند با اذن رهبري در صورت صلاحديد انجام شود . کشور ما در شرايطي قرار دارد که امکان مذاکره در صورت پذيرش تعهدات گذشته و رفع تحريم‌هاي ظالمانه وجود دارد. من فکر مي‌کنم اگر اصولگرايان هم در دولت بعدي بر سر کار بيايند، ايران وارد مذاکره خواهد شد. در پايان تاکيد مي‌کنم که دولت دونالد ترامپ در اين چند سال اخير فشارهاي زيادي را بر جامعه ايران وارد کرد و موجب شد که مردم ايران با مشکلات عديده‌اي روبه‌رو شوند. اما ملت شريف ما مقاومت کردند؛ سختي‌ها را تحمل کردند. کمبودها و گراني‌ها را تاب ‌آوردند و موجب شکست برنامه‌ريزي‌ها عليه خود شدند. آمريکا اشتباه کرد و حالا بايد اشتباه خود را بپذيرد و تبعات آن را گردن بگيرد.
به‌نظر شما توافقنامه برجام در مذاکرات جديد ايران و آمريکا احتمال دارد، با تغييراتي روبه‌رو شود؟ دو طرف مذاکره‌کننده احتمال دارد که در توافقنامه برجام تغييرات اساسي ايجاد کنند؟
احتمال اين وجود دارد که برجام با تغييرات جدي روبه‌رو شود و من احساس مي‌کنم با توجه به شرايط کنوني جامعه جهاني احتمال مي‌رود که برجام با تغييرات اساسي مواجه شود. شما به اين نکته توجه کرده‌ايد که وضعيت خاورميانه چه تغييراتي در اين 3 سال اخير کرده است. برجام توسط زحمات دولت روحاني و موفقيت مجموعه حاکميت به اجرا رسيده است، اما با توجه به شرايط کنوني جامعه من بعيد مي‌دانم که برجام به تنهايي مورد مذاکرات جديد ايران و 6 قدرت جهاني قرار بگيرد و حتما مسائل ديگري هم به آن اضافه مي‌شود. در اين چند سال گذشته اتفاقاتي در جامعه جهاني افتاده است که حتي ذهن همه اروپايي‌ها هم درباره برجام تغيير داده و آنها هم خواستار اين مسأله شدند که مسائل ديگري هم به جز توافقنامه برجام مورد گفت‌و‌گوي طرف‌هاي مذاکره کنند با ايران قرار بگيرد. درباره دولت جديد آمريکا هم من احتمال آن را مي‌دهم که فقط به برجام راضي شوند و حتما تقاضاهاي ديگر هم به جز برجام براي مذاکرات جديد خواهند داشت، البته ما هم مسائلي داريم و بايد در شرايط برابر بپذيرند. تحولاتي که در منطقه خاورميانه در اين چند سال اخير افتاده باعث شده که نگاه‌هاي بعضي از طرف‌هاي مذاکره‌کننده نسبت به برجام عوض شود و بايد منتظر خواسته‌هاي جديد6 قدرت جهاني باشيم و حتما طرف‌هاي مقابل مسائلي را بر روي ميز خواهند داشت که بايد به‌عنوان مذاکره و نتيجه‌گيري‌هاي جديد مورد بررسي قرار گيرد و سند برجام في نفسه حتما دچار تغييراتي خواهد شد.
بــا توجه به اينکه اصولگرايان مخالف مذاکره ايران و آمريکا هستند و بارها اعلام کردند که فعلا مذاکره را سم براي مردم ايران مي‌دانند، به‌نظر شما چرا هر زماني که کشور زير شديدترين فشارهاي اقتصادي قرار مي‌گيرد برخي‌ها سخن از مذاکره مي‌گو‌يند؟
من منکر تاکتيک‌هاي مبارزه با آمريکا نمي‌شوم و اعتقاد دارم که بايد در مقابل حريف از تاکتيک‌هاي به موقع و خوبي استفاده کرد. شما نگاه کنيد که اگر در يک خياباني فردي ضعيف وجود داشته باشد با توجه به اينکه نمي‌خواهد غرور خود را زير سوال ببرد، روبه‌روي طرف مقابل کمر خم نمي‌کند و در مقابل آن هم ايستادگي مي ‌کند. ايران هم در مقابل آمريکا ضعفي ندارد و هر زماني که احساس کند دولت جديد آمريکا به تعهدات بين‌المللي پاينبد است مذاکره خواهد کرد. ايران هم بنا به شرايطي که دارد در مقابل آمريکا شعارهاي خود را مي‌دهد و ما بارها مشاهده کرديم که يک کشور مستقل توانسته يک حکومتي که قدرت بسيار زيادي را دارد با توجه به تاکتيک‌هاي موجود از پا دربياورد و حتي پيروز شود. هر کشوري داراي نقطه ضعف‌هايي است که ما بايد از آنها به‌صورت کاملا حرفه‌اي استفاده کنيم و جمهوري اسلامي هم با تدابيري که دارد در برابر قدرتي مثل ايالات متحده آمريکا مقاومت مي‌کند. اما مسأله مهم‌تر چيز ديگري است که ما هنوز نتوانستيم راهي براي رسيدن به آن پيدا کنيم. شما نگاه کنيد که بسياري از کشورها هستند که وضعيت اقتصادي ضعيف‌تري از ايران دارند، اما آمريکا هيچ کاري با آنها ندارد و هيچ‌ مشکلي براي آنها ايجاد نکرده است. اندونزي، مالزي، کره جنوبي کشورهايي هستند که هر روز در حال تلاش هستند و روز به روز پيشرفت هم مي‌کنند. اين کشورها که ايالات متحده آمريکا هيچ‌گونه ارتباطي با آنها ندارد و در بهترين شرايط اقتصادي خود قرار دارند. حتي اين کشورها از آمريکا هم استفاده مفيد خود را انجام مي‌دهند و بسيار موفق هم عمل مي‌کنند. البته آمريکا از ايران قوي هراس دارد.
انتخاب جو بايدن به‌عنوان رئيس‌جمهور آمريکا را براي آينده سياسي ايران چگونه پيش‌بيني مي‌کنيد؟ فکر مي‌کنيد جمهوري اسلامي با دولت جديد آمريکا مي‌تواند مذاکره کند؟
خط و مشي تيم دموکرات‌ها تعامل و گفت‌و‌گو با جهان است و جو بايدن شخصي است که به‌دنبال مذاکره با ايران خواهد بود و منافع آمريکا را به همه مسائل ترجيح مي‌دهد، البته به اين نکته بايد توجه کرد که آمريکا اصول و سياست‌هاي اصلي خود را در مقابله با جهان عوض نخواهد کرد و فقط تاکتيک‌هاي خود را درباره ايران تغيير مي‌دهد، ما هم سياست‌هاي خاص خودمان را داريم. در ارتباط با رژيم صهيونيستي و مسائل سياسي که جزو سياست‌هاي کلي آمريکاست ، جوبايدن هم کوتاه نخواهد آمد و البته آمريکايي‌ها درباره منافع اقتصادي خود هم با توجه به سياست‌هايشان کوتاه نخواهند آمد. آمدن جو بايدن در رياست جمهوري آمريکا فضاي اقتصادي ايران را به سمت جلو حرکت مي‌دهد و به‌نظر من انتخاب بايدن فقط شرايط را براي ايران نسبت به دوران دونالد ترالپ بدتر نخواهد کرد. حال با توجه به شرايط کنوني جامعه بايد صبر کنيم تا بايدن در کاخ سفيد حضور پيدا کند و برنامه خود را درباره برجام و آينده مذاکرات ايران و آمريکا اعلام کند. تيم جديدي که در آمريکا با ايران مذاکره مي‌کند به‌نظر بنده بايد از دونالد ترامپ منطقي‌تر باشند و اين موضوع حتما در دولت جديد آمريکا وجود خواهد داشت. دونالد ترامپ بسيار از حوزه قدرت در مقابل ايران برخورد مي‌کرد و از تمام اهرم‌هاي خود هر لحظه ممکن بود استفاده کند و شرايط را براي مردم ايران بسيار سخت‌تر مي‌کرد. دموکرات‌ها حداقل در شعارهاي خود به مذاکره و تعامل اعتقاد دارند و به‌نظر من با آمدن بايدن فضاي اقتصادي بهتري ايجاد مي‌شود. من فکر مي‌کنم که فشار کمتري هم در مسائل اقتصادي وارد مي‌شود و مردم ايران فشار کمتري را نسبت به گذشته تحمل خواهند کرد.
بعضي از مردم با توجه به شرايط اقتصادي که در چند سال اخير در کشور وجود داشته است، از شرکت کردن در انتخابات نا اميد شده‌اند؟ حال افرادي هم سوال دارند که چرا فقط در نزديک انتخابات قيمت اجناس و کالاها کاهش پيدا مي‌کند؟
من فکر مي‌کنم ظاهرا بعضي افراد و جناح‌ها ديگر به‌دنبال مشارکت بالاي مردم در انتخابات نيستند و ديگر به‌دنبال تنوع کانديداها از جريانات مختلف نيستند و جريان مقابل تصميم گرفته که مشارکت پايين هم باشد، اما حتما طيف حامي خودشان در انتخابات پيروز شوند. در انتخابات مجلس ما مشاهده کرديم که چند‌هزار نفر رد صلاحيت شدند و حتي آنهايي هم که شايد راي مي‌آوردند هم ردصلاحيت کردند. اصولگرايان به‌دنبال اين‌ بودند که انتخابات مجلس هم براي خود فتح کنند، حتي اگر مشارکت مردم پايين باشد. البته من درباره رياست جمهوري فکر مي‌کنم که به‌دنبال ريسک کردن نيستند که افرادي مانند دکتر روحاني يا افراد نزديک به آن را وارد عرصه انتخاباتي کنند و شايد مي‌خواهند تمام قواي به‌صورت کاملا يکدست شوند. تصميم اصولگرايان بر اين است که کسي را وارد عرصه انتخاباتي کنند تا کاملا يکپارچه مانند آنها فکر کند و براي آنها مشکلي ايجاد نکند. هرچند که در درازمدت به ضرر اين جريان است و حتما دود اين کار در چشمانشان خواهد رفت. به هر حال يکپارچه شدن قدرت ممکن است در کوتاه‌مدت مفيد باشد، اما در درازمدت به ضررشان تمام خواهد شد.