شرف و قیمت و قدر تو به فضل است و هنر

 
 
 
 
حدود سي سالي هست که مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمين آقاي شيخ حسن راستگو را مي‌شناختم و با او سابقه رفاقت داشتم. او از شاگردان درس آيت‌ا... منتظري بود و از آنجا با ايشان آشنا شدم. طلبه‌اي بود فاضل و سختکوش. در کنار بحث و درس حوزوي، داراي ويژگي‌هاي خاصي بود که در کمتر طلاب حوزوي مي‌توان يافت. در کنار سجاياي اخلاقي و تواضع و شوخ‌طبعي که داشت، صاحب هنر بود، به‌ويژه در خط نوشتن. سال‌ها در سيماي جمهوري اسلامي به‌خاطر هنري که داشت، تبليغات او در نوجوانان خيلي موثر بود و غالب جوان‌ها شيفته حرکات و اخلاق و هنرش بودند و نشان داد که تنها سخن گفتن، سرمايه تبليغ نيست و اگر انسان در کنار دانش و سرمايه تبليغ، سرمايه هنر هم داشته باشد، بهتر مي‌تواند موثر باشد. هنري که او در کنار تبليغاتش از خود نشان مي‌داد، از کسي نياموخته بود. خودش بارها مي‌گفت؛ به خاطر تمرکز به پيگيري کار و علاقه‌اي که من به اين نوع کارها دارم، توانسته‌ام به اين سرمايه هنري دست يابم. ولي متاسفانه به خاطر استقلال فکري و آزادي انديشه که داشت، کمتر از سوي رسانه ملي تحمل مي‌شد. لذا مدت‌ها بود که شيفتگانش و کساني که برنامه او را دنبال مي‌کردند، از حضور او در سيماي جمهوري اسلامي محروم بودند. يکبار در خيابان او را ديدم و گفتم چرا حضور شما در سيما کم شده؟ که پاسخ داد: استقلال فکر کار دست آدم مي‌دهد! (اين جمله يادم نمي‌رود) ولي خوشبختانه برنامه خود را در دفتر تبليغات قم آموزش مي‌داد و شنيدم شاگردان خوبي تربيت کرده است. البته بعيد است کسي جاي او را بگيرد. ذوق هنري بالايي داشت، در کنار دانش حوزوي و به تعبير فردوسي: «تو گفتي همه هوش و فرهنگ بود». درگذشت اين دانشمند هنرمند ضايعه اسفناکي بود که جبران آن مشکل است و دوستانش را اندوهناک کرد. اي کاش در اين روزگار که برنامه‌هاي تبليغي ديني تاثير خودش را تا حدودي از دست داده و به‌خاطر پاره‌اي از برنامه‌هايي که بيشتر جلوه سياسي گرفته تا جنبه فرهنگي، امثال مرحوم راستگو در ميان ما بودند و دانش خود را در کنار هنر تبليغ مي‌کردند و نشر مي‌دادند و امروز ما شاهديم که پاره‌اي از سخنراني‌ها در رسانه‌هاي عمومي نه‌تنها هيچ تاثير مثبتي ندارد بلکه جوانان را دين‌گريز کرده است. به خاطر اينکه مِتُد تبليغ و روش سخن گفتن نه‌تنها جذابيتي ندارد بلکه فراغ‌دهنده است. خداوند روح اين عالم هنرمند و دانشمند راستين و صالح در جوار رحمتش جاي دهد و او را با اولياي خودش محشور کند. حيف که او در ميان ما نيست و جايش در اين روزگار بسيار بسيار خالي است.