چنگیز جلیلوند؛ گنجینه ارزشمند

 
 
 
 
از شنيدن خبر درگذشت چنگيز جليلوند بسيار شوکه شدم به هيچ عنوان انتظار رخ دادن چنين اتفاق تلخي را نداشتم. منتظر بودم ايشان هرچه سريع‌تر از بستر بيماري بلند شوند و به کار بازگردند. بزرگان عرصه دوبله يکي يکي از دست مي‌روند و فکر مي‌کنم اينگونه گنجينه هنري يک ملت در حال نابود شدن است، چنگيز جليلوند هم يک گنجينه ارزشمند بود که ديگر در ميان ما نيست. او يکي از شاخصان و بزرگان هنر دوبله بود و فقدان ايشان براي جامعه هنر مخصوصا جامعه دوبله فقدان بسيار بزرگي است به‌خصوص اينکه توانايي غيرقابل کتماني در زمينه گويندگي داشتند. نه‌تنها ايشان در امر گويندگي بسيار موفق بودند، بلکه فکر مي‌کنم خلاقيت و مهارتي که در اين امر داشت، او را نسبت به ديگران متمايز مي‌کرد. اگر نگاهي به کارنامه کاري او بيندازيم، کارهاي درخشان زيادي مي‌بينيم، آقاي جليلوند نه‌تنها در گويندگي و دوبله مهارت داشتند، بلکه اگر نگاهي به سابقه هنري اين هنرمند بيندازيم بازي در چندين اثر سينمايي و تلويزيوني را نيز در کارنامه فعاليت‌هاي او مي‌بينيم و حالا نبود او را فقط با يک کلمه مي‌توان توصيف کرد، هنرمند بي‌نظير، حيف شد که رفت. آقاي جليلوند نه‌تنها هنرمند قابلي بود، بلکه از لحاظ اخلاقي هم شخصيت مثال‌نزدني داشت، بسيار آدم با شخصيت، خوش‌اخلاق، خوش‌برخورد و مهرباني بودند، هرچند کار دوبله بسيار حساس و جدي است، اما ايشان سرکار نيز در کنار جديتشان اخلاق خوش را همراه خود داشتند. اولين تجربه همکاري من با ايشان که اولين تجربه گويندگي من هم بود، به سال 1340و در کار «زاپاتا» اثر زنده‌ياد عطاءا... کاملي بازمي‌گردد، من آنجا براي اولين‌بار وارد اين عرصه شدم و در آن فيلم يک جمله گويندگي کردم و آقاي جليلوند نيز در نقش مارلون براندو صحبت مي‌کردند. آخرين تجربه کاريمان هم براي سريال «خانه کاغذي» بود، هيچ‌گاه دلم نمي‌خواست درباره آخرين تجربه همکاري‌مان صحبت کنم، ايشان خيلي هنرمند بزرگي بود و حالا که از پيش ما رفتند جاي خالي‌شان حس مي‌شود، روح‌شان شاد.