رفراندوم بازی!

بازی رفراندوم هم تبدیل به آن دسته از بازی‌های کسالت بار جریان‌های سیاسی شده است. راست و چپ می‌دانند تصمیم‌گیران
احساس نیازی نسبت به رفراندوم
نمی‌بینند اما هر بار اشخاص مختلف برای آنکه اذهان را منحرف نمایند و یا از جایی و نهادی امتیازی کسب کنند بحث رفراندوم را مطرح می‌کنند.حسن روحانی از پرسابقه‌ترین چهره‌های سیاسی کشور است که به قول دوستان خودش زیر و بم سیاست را خوب می‌داند و بحث‌های امنیتی را هم می‌فهمد.با اینحال تقریبا سالی یکبار بحث رفراندوم را مطرح می‌کند تا طرف مقابل را عصبانی کند و از قبل آن هدف و مراد اصلی خود را پیش ببرد.
حال جالب اینجاست که طرف مقابل روحانی نیز اخیرا یاد گرفته در برابر ایده رفراندوم دولت آن هم ایده رفراندوم را مطرح کند البته در موضوعاتی که مورد علاقه پاستورنشینان نیست!دیروز جوکار نماینده مجلس در صحن علنی پیشنهاد داد در مورد ادامه به کار دولت حسن روحانی رفراندوم برگزار شود!یعنی چشم برابر چشم!در واقع آقایان محافظه کار پیش خود گفته‌اند حالا که روحانی مدام دست روی نقطه ضعف اصولگرایان می‌گذارد و بیان می‌کند در مورد موضوعات حساسی مثل مذاکره،مسئله هسته ای،نظارت استصوابی و... رفراندوم برگزار شود ما هم پیشنهاد می‌دهیم در مورد ادامه حیات این دولت رفراندومی برگزار شود.به عبارتی یعنی از مردم بپرسیم این دولت تا تابستان 1400 بماند یا قبل از 22بهمن کوله بار خود را جمع کند و از پاستور اسباب کشی نماید.


بنده تصور می‌کنم هم پیشنهاد حسن روحانی مناسب است و هم پیشنهاد این نماینده مجلس.یعنی دو رفراندوم برگزار شود؛از یکسو رفراندومی که دولت پیشنهاد آن را به صورت قانونی پیگیری می‌کند و رفراندومی که مخالفان روحانی مدنظرشان است.رواست هم دولت از پیشنهاد این نماینده اصولگرا استقبال کند و هم مخالفان روحانی به پیشنهاد وی جامه عمل بپوشانند.
البت محرز است که این ایده قطعا از این سطور فراتر نخواهد رفت زیرا همانطور که اشاره کردم هم روحانی و مخالفان او به نیکی می‌دانند تصمیم گیران اصلی چنین اجازه‌ای به آن‌ها نمی‌دهند و بعید است که خود این بزرگواران هم آنچنان به سخنان خود باور داشته باشند.به نوعی این مسائل یک مدل بازی سیاسی است که بنده نام آن را «رفراندوم بازی» گذاشته‌ام و مثل سایر بازی‌های سیاسی اصولگرا و اصلاح‌طلب در کشورمان است که در نهایت باید شنونده عاقل و هشیار باشد.
راه انداختن چنین بازی‌هایی طبیعی هم
به نظر می‌رسد. مسئولان وقتی در عالم واقع توانایی تغییر و تحول ندارند معمولا بیشتر حرف می‌زنند تا جنجالی راه بیفتد و اذهان منحرف شود.این خاصیت سیاست است.مدیر توانا به دنبال رضایت جامعه با عمل خود است نه شعر و شعار.فی المثل همین امروز قیمت یک شانه تخم مرغ دقیقا معادل با یارانه یک نفر در ماه شده است یعنی 45 هزار تومان!در چنین اوضاعی که گرانی به مرحله دهشتناک خود رسیده توقع نباید داشت مدیران و مسئولان بیایند در مورد امور جاری و مایحتاج مردم سخن بگویند بنابراین طبیعتا وارد وادی بازی‌های سیاسی و جنجالی می‌شوند تا شاید تحولی
رخ دهد.
هرچند این نکته مهم را هم باید در پایان اشاره نمود که جامعه دیگر چنین بازی‌هایی نمی‌خورد.8سال قبل بود که «لم دادن در خودروی شاسی بلند و نوای استاد شجریان را گوش دادن»، «بازی سرهنگ و حقوقدان راه انداختن»، «سوار پراید شدن»،«معاشرت با هنرمندان زیرزمینی»،«خواندن شعر "ما گل‌های خندانیم"» و... می‌توانست مردم را غافلگیر و به وجد بیاورد.الان دیگر چنین نیست.سِر شدیم دیگر.یعنی سِرمان کردند!