شادی و نشاط در کوچه‌های رنگارنگ



حمیده امینی فرد
خبرنگار


حکایت کوچه‌های رنگی تهران را باید از زبان اهالی‌اش شنید. همان‌هایی که این روزها در تو در تو‌ ترین کوچه‌های باریک و فرسوده محله‌شان، افتخار زیباترین و شادترین کوچه را به نام خود ثبت کرده‌اند. آنهایی که فرقی نمی‌کند، ابتدای کوچه باشند یا انتهایش، به هر که بگویند ساکن کوچه رنگی هستند، نشانی‌شان را از بر است.
از پیچ و خم کوچه‌های فرسوده خیابان دستغیب که می‌گذرید، یک کوچه حال و هوایش با آنچه که تاکنون دیده‌اید، فرق می‌کند. به اینجا که می‌رسید، چهره خاکستری رنگ خانه‌های کلنگی نه چندان رو به راه کوچه‌ها، جای خودش را به خانه‌های نونوار رنگ ‌شده‌ای می‌دهد که به خیالتان تازه روی هم سوار شده‌اند. اما اهالی می‌گویند این خانه‌ها، همان‌هایی هستند که پیشتر در کوچه‌های کهنه و فرسوده دیده‌اید. رنگ‌ها اما جان تازه‌ای به ساکنانش بخشیده است. خیلی‌ها اصلاً برای اینکه حال و روزشان تغییر کند، مسیرشان را به سمت این کوچه کج می‌کنند، به خیالشان چند دقیقه ایستادن می‌تواند سختی تصویر سیاه و سفید این روزهای شهرشان را از یادشان ببرد. برای برخی‌ها البته فقط یک تصویر خیال‌انگیز نیست، باورشان شده که اگر چشم‌هایشان به قاب رنگ‌ها عادت کند، بازتاب انرژی‌اش در زندگی‌شان حتمی است. این را یکی از ساکنان چند کوچه بالاتر می‌گوید، زنی 37 ساله که معتقد است هر روز قبل از اینکه به محل کارش برود، از کوچه رنگی می‌گذرد. دیدن رنگ‌ها، حال و هوایش را عوض می‌کند. مخصوصاً در محله‌ای که بافت فرسوده و شلوغی ترددها، فشار زندگی را برای خیلی‌ها دوچندان کرده است. مجید، فروشنده‌ای که سال‌هاست، چشمش به رنگ‌های تیره و تاریک بافت‌های فرسوده عادت کرده هم همین را می‌گوید. کسی که اوایل به سختی با ترکیب رنگ‌های قرمز و آبی و زرد و صورتی هماهنگ می‌شده، حالا جزو طرفداران پروپاقرص کوچه رنگی است. کسی بخواهد زباله بریزد یا روی رنگ‌ها، نقاشی کند، حسابش با اوست. اهالی البته هوای کوچه رنگی (خسرو قدیانی) را دارند. با اینکه چند ماهی می‌شود که این کوچه رنگ‌آمیزی شده، اما برخلاف خیلی از نقاشی‌های شهری، تاکنون سالم مانده است. جالب اینکه ساکنان کوچه هم از پنجره خانه‌هایشان هوای رنگ‌ها را دارند. عابری می‌گوید که مسیرش را هر روز از این کوچه انتخاب می‌کند، چون به جای اینکه نگاهش به خانه‌های کلنگی و سیمانی بیفتد، فقط رنگ می‌بیند و رنگ، حتی بازی رنگ‌ها، مشامش را هم از بوی این فاضلاب در هوا پیچیده دور می‌کند. محلی‌ها هم می‌گویند رفت‌وآمد به این کوچه بیشتر از قبل شده است: «قبل از اینکه رنگ‌آمیزی کنند، شب‌ها جرأت نداشتیم از این کوچه رد شویم. کوچه‌های یک‌متری و تو‌درتو در محله‌مان زیاد است، اما کاش قبل از رنگ‌آمیزی، اینجا را می‌دیدید، یک کوچه دلگیر با ساختمان‌های کهنه و قدیمی که وقتی رد می‌شدید، احساس ترس و غم و اندوه می‌کردید.» حالا شنیده‌اند که چند کوچه بالاتر هم قرار است به کوچه‌های رنگی منطقه 9 اضافه شود. حتی مقدمات کار هم آماده شده، مردم البته خوشحالند، می‌گویند با همین رنگ‌آمیزی ساده، روحیه‌شان عوض شده و احساس بهتری نسبت به محله‌شان پیدا کرده‌اند. خیلی از اهالی اینجا حالا درخواست رنگ‌آمیزی کوچه‌شان را داده‌اند. مخصوصاً آنهایی که برای ساخت خانه‌های جدید در مضیقه‌اند: «خیلی‌ها پول دارند یا شراکت می‌کنند یا می‌سازند، اما اینجا وضع مالی مردم ضعیف است، خیلی‌ها مستأجرند. توان ساخت‌و‌ساز ندارند. مردم بعد از کرونا و این گرانی‌ها افسرده شده‌اند. این محله‌ها کم مشکلات ندارد، همین بوی فاضلاب، شلوغی خیابان و...» برخی‌ها هم مخالف رنگی شدن کوچه‌ها هستند، مثل فروشنده‌ای که تابه حال حتی یک‌بار هم از این کوچه رد نشده: «مردم در زندگی روزمره‌شان هم مانده‌اند. رنگ می‌کنند، نرخ اجاره می‌رود بالا، بیرونش مردم را کشته، داخل خانه ساکنانش را، اصلاً بیرون را درست کردید، داخلش را چه می‌کنید! یک زلزله 5 ریشتری بیاید، همه زیر آوار می‌مانند.» برخی‌ها هم برخلاف او می‌گویند که نباید قدرت رنگ‌ها را دست‌کم گرفت. به قول آنها، بعد از رنگی شدن کوچه، امنیت عابران بیشتر شده، چون طیف رنگ‌ها و ترددهای زیاد باعث شده که مجرمان این کوچه را انتخاب نکنند! مثل طرح‌های زیباسازی که خیلی از کشورها برای کاهش جرم و جنایت در مناطق شهری اجرا می‌کنند. کوچه مهرناز واقع در حوالی (میدان انقلاب) با چترهای رنگی معروفش و کوچه امید در (محله استاد معین) با گلدان‌های شمعدانی پرآوازه‌اش هم از دیگر جاذبه‌های ساده این روزهای پایتخت محسوب می‌شوند.
روحیه بخشی به شهروندان با رنگامیزی محله های شهر
جبار رحمانی، جامعه‌شناس به مسأله رنگ در شهر این‌طور می‌پردازد: «مسأله رنگ در فضاهای شهری و عمومی مسأله بسیار مهمی است که متأسفانه در سال‌های اخیر کمتر جدی گرفته شده و البته این از شرایطی پیروی می‌کند که برگرفته از روح و روان شهروندان است.  اگر نگاهی به زندگی عمومی ایرانی‌ها بیندازید، متوجه می‌شوید که رنگ‌ها عمدتاً در طیف سیاه و سفید هستند و رنگ چندان حضور جدی ندارد، هرچند در اندرونی‌ها، رنگ تا حدودی نقش بازی می‌کند، اما ما با رنگ زندگی فراگیری نداریم. پس این که ما به سمت رنگ در فضاهای شهری رفته‌ایم، از این نظر می‌تواند یک حرکت تأثیرگذار باشد. نکته مهم دیگر این است که این رنگ در کوچه‌ها استفاده می‌شود. درحالی که پیش از این عمده استفاده از رنگ در معابر اصلی، پل‌ها و بزرگراه‌ها بود. این نشان می‌دهد که اغلب این رنگ‌آمیزی‌ها با هدف تغییر روحیه عابر پیاده نبوده و بیشتر سواره‌ها را نشانه گرفته است. بنابراین کوچه‌های رنگی، زندگی روزمره عابران و ساکنان محله‌ها جایی را که زندگی به معنای واقعی در جریان است، در نظر گرفته است. این دو نکته نشان می‌دهد که ایجاد محله‌های رنگی و ایجاد فضای شادمانه تا چه اندازه می‌تواند بر روح و روان مردم تأثیر بگذارد. اما مسأله دیگر این است که این اتفاق چطور باید مدیریت شود؟ اینکه نهادهای عمومی مثل شهرداری ورود می‌کنند، مهم است، به‌هرحال نشان می‌دهد که ما تا چه اندازه به استفاده از رنگ در فضاهای تعاملی نیاز داریم. اما خیلی از این حرکت‌ها مردمی است و از طرف شهروندان انجام می‌شود که قابل تقدیر است. شخصاً نقاشی را می‌شناسم که با طراحی و استفاده از رنگ‌های زنده، تغییرات زیادی در شهرک محل زندگی خود ایجاد کرده که حس بسیار خوبی به ساکنان آن می‌دهد. خب اگر بخواهیم این مسأله را باتوجه به شرایط امروز که با کرونا و فوت روزانه شهروندان گره خورده، مقایسه کنیم، قطعاً اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و می‌تواند در روحیه بخشی به مردم هم مؤثرتر باشد.»