تبعات سنگين پروژه يكدست سازي را بسنجيد

آرمان ملي: روز گذشته بهزاد نبوي، فعال سياسي اصلاح‌طلب گفت‌وگويي با جماران داشت. او در ابتداي اين گفت‌وگو اظهار کرد: انتخابات دور يازدهم مجلس شوراي اسلامي، سرآغاز دور جديد پروژه يکدست‌سازي بود. در اين دوره علاوه بر ردصلاحيت‌هاي گسترده شبيه دوره دهم، يأس و نااميدي و عدم اقبال مردم نسبت به صندوق‌هاي رأي هم به کمک مجريان و گردانندگان پروژه آمد و نامزدهاي «انقلابي جوان»، با راي شرکت‌کنندگان محدود به مجلس يازدهم راه يافتند. طبيعي است که در صورت تداوم يأس و نااميدي و عدم اقبال مردم از انتخابات، پروژه يکدست‌سازي، با انتخاب رئيس‌جمهور انقلابي تکميل شده و کشور و ملت، حداقل تا 8 سال از مزاياي اين يکدستي نظير سال‌هاي 84 تا 92 بهره خواهند برد.
اختيارات کمتر رئيس‌جمهوري
نبوي در ادامه تصريح کرد: در حال حاضر اختيارات رئيس‌جمهور به مراتب کمتر از سال76 است. امروز بخش مهمي از سيستم امنيتي، اطلاعاتي و توان اقتصادي کشور در اختيار رئيس‌جمهور نيست و طبعا رئيس‌جمهور نمي‌تواند نقش تعيين‌کننده‌اي در حل و فصل مشکلات ايفا کند. اين فعال سياسي اصلاح‌طلب خاطرنشان کرد: مواردي که بازگو کردم به معناي نفي تاثير رئيس‌جمهور در تحولات کشور نيست؛ براي نمونه، آقاي روحاني که اختياراتش به مراتب کمتر از آقاي خاتمي در سال 76 بود و بعضي نهادهاي حاکميتي علنا و رسما در برابر ايشان صف‌آرايي کرده بودند، موفق به امضاي برجام و توقف تحريم‌هاي بين‌المللي شد و چنانکه مخالفان تندروي داخلي به همراه رئيس‌جمهور کنوني آمريکا، تمام تلاش خود را در جهت به گل نشاندن آن به کار نمي‌بردند، امروز شرايط کشور تغييرات مهمي کرده بود. بنابراين رئيس‌جمهور قابل قبول و نه حتي ايده‌آل مي‌تواند مانع بسياري از رويدادهاي منفي شود.
رويگرداني از اصلاحات؟!

او با اشاره به يکي از شعارهاي مطرح در تحرکات سال 96 ادامه داد: شايد دوستان ما عدم اقبال مردم به انتخابات دور يازدهم مجلس شوراي اسلامي را دليلي براي رويگرداني مردم از مشي اصلاح‌طلبي، تلقي و فراموش کرده‌‌اند که در اوج حضور اصلاح‌طلبان در عرصه قدرت، در انتخابات شوراهاي اسلامي، آقاي مهدي چمران با حدود يکصد و چند هزار راي، نفر اول شوراي شهر تهران و آقاي احمدي‌نژاد شهردار پايتخت شد. به نظر مي‌رسد شعار «اصلاح‌طلب اصولگرا ديگه تمومه ماجرا»، طرح طيف تندروي داخلي است که تلاشش حذف اصلاح‌طلبان است و در عين حال ارادتي هم به اصولگرايان ندارد. اين طيف با درک واقعيت، يأس و نااميدي مردم و عدم اقبالشان نسبت به صندوق‌هاي رأي، متوجه تضعيف پايگاه اجتماعي اصلاح‌طلبان شده است. بگذاريد به نکته‌اي درباره سوال قبل شما اشاره کنم، اگر منظورتان از تغيير گفتمان، تغيير راهبرد اصلاح‌طلبي از مبارزه قانوني و مسالمت‌آميز براي تغيير وضع موجود به وضع مطلوب در چارچوب نظام موجود باشد، بايد دانست که تنها انقلاب يا دخالت خارجي جايگزين راهبرد اصلاح‌طلبي بوده و بعيد است کسي با چنين تغيير راهبردي موافق باشد. نبوي درخصوص گفتمان اصلاح‌طلبي گفت: توفيق و پيروزي کامل راهبرد (من آن را راهبرد و نه گفتمان مي‌دانم) اصلاح‌طلبي راهبرد قانوني و مسالمت‌آميز بوده و در صورت مقابله مراکز قدرت با آن، سرعت پيشرفت آن بسيار کند شده و احتمالا بعضا با توقف و حتي پسرفت مواجه مي‌شود. حکومت اصلاحي اميرکبير در جامعه استبدادي، نهايتا به ظاهر با شکست و حتي پس رفت روبه‌رو شد. جنبش اصلاحي ملي شدن صنعت نفت به رهبري مرحوم مصدق، توسط استبداد داخلي با حمايت استعمار خارجي، به شکست انجاميد. جنبش اصلاحي اخير مردم ايران به رهبري سيدمحمدخاتمي، يکبار با انتخاب آقاي احمدي‌نژاد به ظاهر با شکست مواجه شد. اين در حالي است که از دل حرکت اصلاحي اميرکبير، جنبش مشروطه و از دل جنبش ملي شدن نفت، خيزش‌هاي دهه 40 و نهايتا انقلاب اسلامي سربرآورد.
اصلاحات در امتداد اميرکبير
اين فعال سياسي اظهار کرد: البته فاصله ميان حرکت اميرکبير با جنبش مشروطه‌خواهي بيش از 50 سال و کودتاي 28 مرداد 32 تا انقلاب 25 سال بود، که زماني طولاني است و توده مردم و خصوصا جوانان، صبر و تحمل آن را ندارند ولي به‌هرحال بايد توجه کنند راه اصلاحات در جامعه ما با سابقه طولاني استبداد قبل از انقلاب و وجود تئوري‌ها و گرايش‌هاي بسيار قدرتمند استبدادطلبانه، که رسما نافي نقش مردم در اداره کشور است، راهي پرسنگلاخ و بسيار دشوار است. مع‌الوصف برخي براي تبديل وضع موجود به وضع مطلوب، بديلي جز انقلاب يا دخالت خارجي براي اصلاحات نمي‌شناسند که هر دو قطعا وضع را نامطلوب‌تر خواهد کرد. وي تصريح کرد: به نظر مي‌رسد شعار «اصلاح‌طلب اصولگرا ديگه تمومه ماجرا»، طرح طيف تندروي داخلي است که تلاشش حذف اصلاح‌طلبان است و در عين حال ارادتي هم به اصولگرايان ندارد. اين طيف با درک واقعيت، يأس و نااميدي مردم و عدم اقبالشان نسبت به صندوق‌هاي رأي، متوجه تضعيف پايگاه اجتماعي اصلاح‌طلبان شده است. حتي ممکن است شعار فوق را ضدانقلاب يا گروه‌هاي مارکسيست سرداده باشند، ولي واقعيت اين است که حرف دل طيف تندروي داخلي است. حداقل در انتخابات مجلس يازدهم بهترين بهره‌برداري را از آن شعار کرده و به پيروزي در انتخابات رياست‌جمهوري و حذف کامل اصلاح‌طلبان و حتي اصولگرايان از عرصه قدرت اميدوار شده‌اند.