قاصدک 24
بلیط هواپیما سفرمارکت

اعتراض تنبل‌ها پس از تولد آهوی دو سر!

جواد نوائیان رودسری – روزنامه‌های قدیمی، معمولاً بخشی از وقایع گذشته را بازگو می‌کنند که در هیچ کتاب تاریخی ثبت نشده‌است؛ رویدادهایی که تأثیر آن‌ها مربوط به زمان خودشان بود و جذابیت‌های خبری‌شان، برای تاریخ‌نگاران چندان قابل‌درک نبوده و نیست. از این نظر، خبرنگاری، به‌نوعی، تاریخ‌نگاری هم است. وقتی در بایگانی‌های سال‌های نخست انتشار دوره جدید روزنامه خراسان، از 1328 به بعد، گشت‌وگذاری داشته باشید، می‌توانید برخی از این گزارش‌ها را پیدا کنید؛ گزارش‌های جذابی که خواندنی و جالب هستند، اما در متن هیچ کتاب تاریخی نمی‌توان آن‌ها را یافت. در این نوشتار، می‌خواهم شش گزارش منتخب را، از نمونه‌هایی که به آن‌ها اشاره کردم، برایتان به اختصار توضیح دهم. مطمئنم که شما هم مثل من، از خواندن آن‌ها لذت خواهید برد.     سه‌قلوهای قریه چالاکی! زنده ماندن مادر و فرزندان، در یک زایمان سه‌قلو، آن هم 69 سال قبل و در آن شرایط پر از محدودیت پزشکی، بیشتر شبیه یک معجزه است. اما این معجزه در اردیبهشت سال 1330 در قریه «چالاکی» قوچان رقم خورد و روزنامه خراسان خبرنگارش را برای تهیه خبر به آن‌جا فرستاد؛ فاطمه‌خانم، بانوی 40 ساله روستایی و شوهرش آقا علی‌اکبر، صاحب سه پسر سه‌قلو شده‌بودند؛ خبری شگفت‌انگیز که آن روزها نُقل محافل مشهد شد؛ خبری که گزارش آن را خراسان منتشر کرد.     آهوهای دو سر در سربیشه! ماجرای عجیبی بود؛ در یکی از روزهای فروردین سال 1331، سگ‌های گله در نزدیکی «سربیشه»، جایی حوالی بیرجند، آهویی را محاصره و به آن  حمله کردند. چوپان زود سر رسید و سر آهوی بخت‌برگشته را برید ؛ اما وقتی شکمش را باز کرد، به دو آهوبره دوسر برخورد کرد. شگفت این‌که هر دو بره زنده بودند و یکی از آن‌ها بیش از چند هفته دوام آورد. این اتفاق عجیب، در روزنامه خراسان مورخ 26 فروردین 1331 درج و عکس این موجودات شگفت، ماندنی شد.     پاکبان وظیفه‌شناس درباره امانت‌داری پاکبانان شریف شهرمان، بسیار شنیده‌ایم. اما یکی از جذاب‌ترین روایت‌هایی که حدود 69 سال قدمت دارد، مربوط به پاکبانی امانت‌دار به نام «آقانوروز ایرانی» است که افزون بر وظیفه پاکبانی، مسئول نگهداری از دوچرخه‌های مردم هم بود؛ یعنی این وظیفه را بدون اجر و مزدی انجام می‌داد. مردم مشهد، چندبار از طریق آگهی نسبت به آقانوروز ابراز علاقه و احترام کرده‌بودند. تا این‌که خود او، در شهریور 1331، طی اطلاعیه‌ای در روزنامه خراسان، به ابراز لطف مردم پاسخ داد.     اعتراض عمومی دانش‌آموزان تنبل! وقتی امتحانات شهریورماه سال 1331 برگزار شد، تعداد زیادی از دانش‌آموزان تجدیدی و عموماً درس‌نخوان، رفوزه یا به قول امروزی‌ها مردود شدند. این اتفاق باعث شد که جمع زیادی از عزیزان تنبل، مقابل اداره آموزش و پرورش که در خیابان ارگ قرار داشت، تجمع اعتراضی برگزار کنند؛ برای چه؟ برای این‌که بگویند سوالات سخت بوده‌است، وگرنه آن‌ها حتماً قبول می‌شدند! گزارش این تجمع اعتراضی خاص، در شماره 8 مهرماه سال 1331 روزنامه خراسان منتشر شد؛ البته معلوم نیست عاقبت تنبل‌ها به کجا انجامید!       گم شدن بچه 2 ساله اخبار مربوط به گمشده‌ها، همیشه غم‌انگیز بوده‌است؛ اما این یکی خیلی غم‌انگیزتر به نظر می‌رسد. شهریورماه سال 1332 بود که خبر گم‌شدن اسد کوچولو در روزنامه خراسان منتشر شد؛ کودکی دوساله که از مقابل منزل پدرش، محمود اهرابی، در فلکه جنوبی، ابتدای خیابان امام‌رضا(ع) فعلی، ربوده شده‌بود. این آگهی در 25 شهریور 1332 در روزنامه خراسان منتشر شد. راستش نمی‌دانیم که آیا آقای اهرابی فرزندش را یافت یا نه؟ اگر شما خبری دارید، به ما اطلاع دهید؛ اگر اسد زنده باشد، الان 69 ساله است!     تبلیغ محصول ساخت داخل خبرهای داغ، لزوماً مربوط به حوادث نیستند؛ مثلا خبری را که در فروردین 1333 روزنامه خراسان درباره نوآوری و هنرمندی آقای اکرامی منتشر کرد، یک خبر خوش صنعتی بود. آقای اکرامی، صنعتگر توانمند مشهدی، توانست سماورهای نفتی و زغالی ویژه‌ای را بسازد که از مدل خارجی‌اش به مراتب بهتر بود و می‌توانست جایگزین کالاهای وارداتی شود. آقا اکرامی این خبر خوش را با آگهی‌هایی که پی‌درپی به روزنامه خراسان، طی فروردین و اردیبهشت 1333 سفارش می‌داد، تکمیل کرد.