چرا افراط‌‌‌گرایان ویلیام برنز را نمی‌خواهند؟ مرد مذاکرات پشت‌پرده در کابینه بایدن

به قول جان کری دیپلمات دیپلمات ها به دولت بایدن آمد آنهم با اداره مهمترین نهاد امنیتی آمریکا! مردی که از او به عنوان معمار هسته ای روابط ایران و آمریکا یاد می کنند. باید گفت که اعلام نامزدی او برای ریاست سازمان سیا افراط گرایان در جهان را شوکه کرده است حالا چشم امید آنها به تایید سنا است.
همه چیز مهیای بازگشت آمریکا به برجام شده است. از انتخاب بلینکن وزیر خارجه تا جیک سالیوان مشاور امنیت ملی و وندی شرمن در معاونت وزارت خارجه تا آخرین مرد مخفی هسته‌ای آمریکا. دیپلماتی پنهان که از صفر تا صد مذاکرات آمریکا و ایران از عمان تا لوزان و وین سایه به سایه آمده است.دیپلماتی که رئیس تیم مذاکره کننده آمریکا بود و در حاشیه و کسانی که دستی در اخبار و سیاست داشتند او را به خوبی می‌شناختند. مردی که 13 سال پای ثابت مسئله هسته‌ای ایران بود.
به گزارش خبرآنلاین، گویا جو بایدن با گلچین دیپلمات ها به مقابله سعودی و کاهش تنش با ایران آمده است. دیپلمات در سایه با نام ویلیام برنز قرار است ریاست بالاترین نهاد اطلاعاتی آمریکا را به عهده بگیرد.او جاسوس نبوده کار اطلاعاتی نکرده اما مردی کهنه در سیاست است. سال 98 کتاب او با عنوان گفت‌وگوهای پشت پرده در ایران به چاپ رسید. در آن کتاب بخشی را که به ایران اختصاص داده است بسیار خواندنی است خصوصا در دوره فعلی که پیشبینی‌ها از یک آینده نامعلوم خبر می دهد.
ساعتی پس از انتشار خبر اعلام نامزدی برنز برای پست نهاد اطلاعاتی آمریکا رسانه های خبری به آن واکنش نشان دادند و با تحلیل ها و خاطراتی که او در کتاب معروف خود به آنها اشاره کرده است او را دیپلماتی کارکشته و کسی که احتمالا معمار روابط ایران و آمریکا نیز بوده خوانده اند. برنز اولین دیپلماتی بود که پس از آمدن ترامپ به کاخ سفید با یک نامه طویل از ناکارآمدی سیاست خارجی او از کار خود استعفا داد. او که اکنون رییس «بنیاد کارنگی برای صلح بین‌الملل» است، اردیبهشت سال گذشته در یک نشست این اندیشکده با عنوان رویارویی ترامپ با ایران گفت آمریکا باید از برخورد با ایران اجتناب کند.برنز با دفاع از ایده مذاکرات جدید میان تهران و واشنگتن گفت: «اگر فرض کنید برجام هنوز زنده است اول باید به آن برگردیم و مذاکرات جدیدی را شروع کنیم که به چالش‌های برجام می‌پردازد.»
انتخاب ویلیام برنز در کنار بلینکن و سالیوان خبر از تغییری گسترده در سیاست خارجی آمریکا می دهد مساله‌ای که به مذاق سعودی خوش نمی آید و اما اگر دولت جدید ایران باب گفتگو را باز کند احتمالا در چهار سال آینده ایران در فضای بهتری قرار خواهد گرفت.
یورونیوز می گوید: او در دوران مذاکرات محرمانه ایران و آمریکا که پیش از انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس‌جمهور، در کشور عمان شروع شد نیز در کنار جیک سولیوان که آن زمان مشاور سیاست خارجی جو بایدن، معاون ریاست جمهوری آمریکا، بود، حضور داشت.
بایدن درباره انتخاب خود گفت: «برنز یک دیپلمات نمونه با دهه‌ها سابقه در عرصه جهانی برای امنیت ملت و کشورمان است.»
بی بی سی در معرفی او می گوید: تیم انتقالی بایدن از ویلیام برنز به عنوان یک دیپلمات با تجربه که از دانش، توانایی و چشم‌انداز لازم برای مقابله با تهدیدات علیه آمریکا برخوردار است، نام برده است. ویلیام برنز که در دولت اوباما، معاون وزیر خارجه بود، نقش کلیدی در مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا و رسیدن به توافق هسته‌ای داشت.
جان کری، وزیر خارجه آمریکا در دولت اوباما از برنز به عنوان «دیپلمات دیپلمات‌ها» نام برده است.
او که سوابقی چون سفیر آمریکا در روسیه و اردن را در کارنامه خود دارد، از جمله حامیان مهم توافق هسته‌ای است و پیش از این خواستار بازگشت آمریکا به برجام شده بود.
برنز در دوران مذاکرات هسته‌ای آمریکا با تیم هسته‌ای ایران به رهبری علی لاریجانی و سعید جلیلی نیز سرپرستی تیم آمریکا را بر عهده داشت.خاطرات برنز حواشی بسیار داشته است. از نشست محرمانه دو هیات ایرانی و آمریکایی در عمان در سال 91 تا قدم زدن با جلیلی که این قدم زدن هیچگاه رسانه ای نشد!
عراقچی و تخت روانچی دیپلمات حرفه‌ای بودند نه ایدئولوگ
ویلیام برنز مرد در سایه کسی است که آخرین لحظه توافق برجام را منعقد کرده است به گفت خاطره ای از حمید بعیدی نژاد در آخرین لحظه توافق برنز شخصی بود که تفاهم میان ایران و آمریکا را ایجاد کرد و آنها با دست داددن به یک دیگر پایان مذاکره را اعلام کردند.
در بخشی از خاطره برجامی برنز آمده است: در اوایل ماه مه، اوباما نامه طولانی محرمانه ای خطاب به آیت اللّه خامنه ای(رهبر معظم انقلاب) ارسال کرد. اوباما سعی داشت با نوشتن این نامه راهی باز کند. اگرچه این نامه باید کاملاً واضح و شفاف نوشته می شد اما در نهایت به گونه ای نوشته شد که در صورت درز کردن به بیرون موجب ایجاد جنجال نشود. اوباما در این نامه بار دیگر بر سخنان خود در پیام نوروزی تاکید کرده بود. او در این نامه بر تصمیم آمریکا مبنی بر ممانعت از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای تاکید کرده و حمایت خود از موضع گروه ۱+۵ در وادار کردن ایران به دنبال کردن برنامه هسته ای صلح آمیز را اعلام کرده بود. او همچنین در این نامه تصریح کرد دولتش قصد دنبال کردن برنامه تغییر رژیم را نداشته و آماده است مذاکره با ایران را آغاز کند. رهبر عالی ایران یک هفته بعد به نامه اوباما پاسخ داده و او نیز سعی کرد سر نخ را به دست بگیرد. نامه آیت اللّه خامنه ای زبان مبهمی داشت ولی حداقل براساس استانداردهای انقلابیون ایران، تند و تیز و ارعاب آمیز محسوب نمی شد. اگر چه در آن نامه هیچ پاسخ روشنی به پیشنهاد اوباما برای گفت‌وگوی مستقیم داده نشده بود اما ما اینگونه برداشت کردیم آیت اللّه خامنه ای برای گفت‌وگو تمایل جدی دارد. اوباما بلافاصله به نامه پاسخ داد. این بار نامه اوباما کوتاه تر بود و در آن پیشنهاد شده بود دو کشور گفت‌وگوهای دوجانبه ای را به صورت مخفیانه آغاز کنند. اوباما در نامه من و پانیت تالوار را به عنوان نمایندگان آمریکا در مذاکره احتمالی معرفی کرده بود.
این بار ریاست هیات ایرانی را مجید تخت روانچی و عباس عراقچی، معاونان وزیر خارجه‌ بر‌عهده داشتند. آنها نیز مانند ظریف از دانشگاه های غرب فارغ التحصیل شده بودند. روانچی فارغ التحصیل دانشگاه کانزاس بود و عراقچی از دانشگاه کنت انگلیس فارغ التحصیل شده بود. هر دوی آنها ایرانیانی به‌شدت وطن‌پرست بودند. به آمریکایی ها به دیده شک و تردید می نگریستند و در بیان مواضعشان سرسخت و لجوج بودند. به‌زودی دریافتیم آنها در حل مشکل دیپلماتیک خلاق هستند.
چرا افراط‌‌‌گرایان این دیپلمات را دوست ندارند؟ نکاتی در مورد انتصاب ویلیام برنز
به گزارش خبرآنلاین بخشی از خاطرات ویلیام برنز به همراه جیک سالیوان از آخرین مرحله مذاکرات هسته ای بود که نهایتا به اقدام جامع مشترک (برجام) منتهی شد. دراین‌باره رضا نصری کارشناس سیاست خارجی در رشته توئیتی درباره ویلیام برنز و معماری او در توافق هسته‌ای ایران می‌نویسد: نامزدی ویلیام برنز برای تصدی ریاست CIA اتفاق قابل ملاحظه‌ایست. دیدگاه او نسبت به سیاست راهبردی آمریکا به طور کل - و نسبت به جایگاه غرب آسیا و ایران به طور خاص - می‌تواند بر شکل‌گیری سیاست خارجه دولت بایدن و مناسبات آینده تاثیر بسزایی داشته باشد.
ویلیام برنز ایران را یک قدرت «غیرقابل اغماض» در منطقه می‌داند که آمریکا باید در نهایت با آن «همزیستی» کند. او صراحتاً - در تحلیلی که در کسوت کارشناس برای وزارت خارجه آمریکا نوشته بود - در توصیف کیفیت تعامل با ایران از واژه «همزیستی» استفاده می‌کند. اما در عین حال، نگاه فعلی واشنگتن به «قدرت ایران» را «اغراق‌آمیز» می‌داند و معتقد است غلو و بیش‌گویی در مورد ایران - که دولت ترامپ آن را تشدید کرده - ایالات متحده را از تمرکز بر رقبای اصلی - یعنی چین و سپس روسیه - منحرف کرده است.
به طور کلی، او معتقد است معضلات و ناامنی‌های خاورمیانه «مُسری» است و نزدیکی بیش از حد به منطقه را مستعد «متاستاز» این ناامنی‌ها به آمریکا می‌داند. از این رو، برنز از مدافعان سرسخت «چرخش به شرق» و تمرکز بر آسیای شرقی و مدیریت رقابت با چین - به عنوان یک اولویت سیاست خارجه - است. در واقع او نه تنها تمرکز بر چین را از نظر راهبردی ضروری می‌داند بلکه معتقد است راهکار ترمیم آسیب‌های دولت ترامپ - از جمله آسیب در روابط میان آمریکا و اروپا - «بازگشت به سیاست اوباما» - یعنی بازگشت به راهبرد «چرخش به شرق» - خواهد بود.
او معتقد است آمریکا باید همچنان در خاورمیانه ایفای نقش کند، اما تاکید دارد دولت‌های سُنی منطقه نیز باید «سبک زندگی» خود را با حقیقتِ «ایران» - به عنوان «کشوری که حتی با تعدیل سیاست‌های انقلابی، یک قدرت غیرقابل اغماض خواهد ماند» - تنظیم کنند.به بیان دیگر، او قائل به تشویق دولت‌های عربی به اتخاذ یک سیاست مستقل‌تر و بومی‌تر در منطقه در تعامل با ایران است تا بتواند آمریکا را از خاورمیانهٔ پر دردسر - که به زعم او دیگر از نظر تامین انرژی هم اهمیت سابق را ندارد - خلاص سازد.
ضمن اینکه، امنیت اسرائیل را نیز تا حدود زیادی «تثبیت‌ یافته» می‌خواند و از این منظر نیز سیاستِ رهایی از قید و تعهد آمریکا در منطقه را توجیه‌پذیر می‌داند.اگر این نگرش برنز در فرایند تصمیم‌سازی در دولت بایدن غالب شود، چه بسا ایران با سهولت بیش‌تری بتواند «طرح صلح هرمز» را به عنوان جایگزین مقولهٔ «مذاکرات تکمیلی» (Follow-o- negotiations) روی میز قرار دهد.