واقعی‌ترین خاطرات مجازی

بسیاری از مردم دنیا در حال کوچ به یک پیام‌رسان جدید هستند. هربار چنین اتفاقی می‌افتد، ناخودآگاه ذهن‌مان به سمت خاطراتی که با پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی قبلی داشتیم می‌رود. از روزهایی که وبلاگ‌ها کار شبکه‌های اجتماعی را البته به‌شیوه‌ای متفاوت انجام می‌دادند، تا غوغایی که نسل‌های بعدی مثل یاهو360، فیس‌بوک و این‌روزها تیک‌تاک و لایکی در جهان ایجاد کرده‌اند؛ اما این کوچ که به احتمال زیاد از واتس‌اپ به‌پیام‌رسان‌هایی مثل سیگنال رخ خواهد داد، در روزگار خاصی برای همه مردم دنیا رخ می‌دهد. این روزها بیشتر از هر زمان دیگری زندگی ما با شبکه‌های اجتماعی گره خورده است؛ یک لحظه زندگی‌تان را بدون آن‌ها تصور کنید؛ خب ممکن است آرامش و طمانینه بیشتری داشته باشید اما یک جای زندگی به‌طرز عجیبی می‌لنگد. حتی اگر معتاد شبکه‌های اجتماعی هم نباشید قبول دارید که آن‌ها نقش مهمی در زندگی‌تان دارند؛ از کار و درس، تا دید و بازدید مجازی به لطف مزاحمی به نام کرونا. در این بین پیام رسان واتس‌اپ که متعلق به فیس‌بوک است، اعلام کرد به زودی استفاده رایگان از خدماتش را منوط به انتقال داده‌ها به شبکه اجتماعی اصلی یعنی فیس‌بوک می‌کند. اتفاقی که باعث کوچ تعداد زیادی از کاربران در اقصی نقاط به نمونه‌های مشابه مثل سیگنال و تلگرام شد. البته این کوچ جهانی، فرصتی برای برخی از ما ایرانی‌ها فراهم کرد تا تجدیدنظری روی پیام‌رسان اصلی‌مان داشته باشیم. به هر حال دسترسی به واتس‌اپ به خاطر فیلتر نبودن راحت‌تر از تلگرام بود. حالا بسیاری از ما، در دنیای بدون واتس‌اپ، نیاز به پیام‌رسانی داریم که امکان استفاده سریع و راحت از آن همراه با دیگر برنامه های بانکی، درسی یا حتی اینستاگرام فراهم باشد و برای همین شاید خیلی از ما بعد واتس اپ با انگیزه‌هایی متفاوت از آدم‌های دیگر دنیا به سمت پیام‌رسانی غیر از تلگرام برویم. این اتفاق بهانه خوبی برای خاطره‌بازی با روزهای دور است؛ روزگار قیژقیژ دایال‌آپ که هروقت تلفن خانه زنگ می‌خورد از قیژقیژش محروم بودیم، دردسرهای اتصال به فضای مجازی یک‌طرف و شبکه‌های اجتماعی با امکانات محدود سوی دیگر. وبلاگ‌ها عملاً شبکه اجتماعی و پیام‌رسان نبودند اما جزو اولین ابزارهای ما محسوب می‌شدند. خیلی‌ها ترجیح می‌دادند به‌جای ایمیل زدن، در وبلاگ فرد مدنظر پیام و به‌قول آن‌روزها کامنت خصوصی بگذارند. میزکار وبلاگ‌ها امکان چت نداشت و اولین چت‌ها را با مسنجر داخلی ایمیل یاهو تجربه کردیم. جیمیل که آمد برای خیلی‌ها سوال بود با جیمیل می‌شود به یاهو ایمیل زد؟! سوالی که این روزها خیلی مضحک به‌نظر می‌رسد. بعد از وبلاگ نویسی و داشتن ایمیل، سراغ نسل جدید ابزارها در فضای مجازی رفتیم؛ یاهو 360، اورکات و بالاخره فیس‌بوکی که ایده خامش حاصل شکست عشقی یکی از ثروتمندترین آدم‌های روزگار ما یعنی مارک زاکربرگ بود. فیس بوک بدون شک هنوز هم با گذشت حدود 16 سال از ظهورش فراگیرترین و البته پرحاشیه‌ترین شبکه اجتماعی جهان است که البته در کشور ما جایش را به اینستاگرام داده. در تمام دنیا به‌طور معمول از اینستاگرام برای اشتراک تصاویر یا لایو از سفر و از دیگر شبکه‌های اجتماعی برای بیان دغدغه‌های اجتماعی و... استفاده می‌شود؛ اما ما کاربرد تمام شبکه‌های اجتماعی را در اینستاگرام جمع کرده‌ایم. بماند گاهی خلاقیت‌مان گل می‌کند مثلاً اگر به تلگرام دسترسی نداشته‌باشیم از امکان چت در بازی‌های آنلاین استفاده می‌کنیم بدون این که بازی کنیم. خلاصه همیشه از بسترهای مختلف، متناسب با کاربردی که انتظار داشتیم استفاده کردیم و حالا کم‌کم وارد مرحله تازه‌ای می‌شویم. به این بهانه سراغ خاطره بازی با این بسترها رفتیم. با ما باشید.
بریم سیگنال؟!
سیگنال یک پیام‌رسان متنی، صوتی و تصویری رایگان و امن است که نه تنها می‌توانید از آن توسط گوشی اندرویدی و آیفون خود استفاده کنید  بلکه برای رایانه هم توسعه پیدا کرده است. سیگنال حدود پنج سال بعد از واتس اپ ارائه شده و از سال 2014 برای دانلود و استفاده در دسترس عموم قرار گرفته است. سیگنال که یک پیام‌رسان فوق‌العاده امن است، حتی اجازه ذخیره یک عکس را نمی دهد تا زمانی که فرد ارسال کننده موافق این کار نباشد. از امکانات پیام‌رسان سیگنال می‌توان به امکان برقراری تماس صوتی و تصویری با دوستان‌تان، ارسال پیام‌های متنی، تشکیل گروه، استفاده از ایموجی یا استیکر مشابه اپ‌های دیگر اشاره کرد.
به یاد استاتوس‌های خوش قلم‌ها!
کدام شبکه‌اجتماعی؟ فیس‌بوک

«در چه فکری هستید؟» این جمله شاید به نوعی آغاز یک داستان بود. داستانِ نوشتن از روزمره‌ها، بعد هجوم نوتیف‌های قرمزرنگ بالای صفحه. از لایک‌ها و کامنت‌ها گرفته تا به اشتراک گذاشته شدن نوشته توسط دوستان، آشنایان و حتی غریبه‌ها و در ادامه احتمالا ورود دوستان جدید به حلقه دوستان قبلی و معاشرت‌‌های جدید. مدتی بعد هم لایک زدن‌ها با ایموجی انجام می‌شد یعنی می‌توانستید با گذاشتن قلب، ایموجی لبخند یا عصبانیت و... واکنش نشان دهید. این‌ها اتفاقاتی بود که در فیس‌بوک به عنوان شبکه‌ اجتماعی محبوب بین ایرانیان در یک دهه گذشته اتفاق می‌افتاد. به نوشتن پست‌ها، استاتوس گفته می‌شد یعنی صحبت از وضعیت حاضر. بعضی افراد خوش‌قلم که از وبلاگ به فیس‌بوک کوچ کرده بودند، نوشته‌هایشان حسابی دل می‌برد و مورد توجه قرار می‌گرفت. از ویژگی‌های مهم فیس‌بوک می‌توان به متن‌محور بودنش اشاره کرد. نه این که عکس و ویدئو به اشتراک گذاشته نشود اما به نظر متن، حرف اول را می‌زد. اتفاقی که در شبکه‌های اجتماعی بعدی کمتر افتاد. در فیس‌بوک، تولدها حسابی مورد توجه بودند آدم‌ها روی دیوار مجازی یکدیگر تبریک می‌نوشتند یا از طریق خصوصی به هم پیام می‌دادند. گاهی دل آدم‌ها برای هم تنگ می‌شد و با poke زدن ابراز وجود می‌کردند. بدون این که متنی رد و بدل شود، کسی می‌فهمید که به یادش بوده‌اید انگار توی اتاق‌های کنار هم باشید و به هم با زدن روی دیوار علامت بدهید. پویش‌ها و جنبش‌ها و امضا جمع کردن‌ها از دیگر اتفاقات متداول فیس‌بوک بود. همچنین گروه زدن‌ها، صفحه زدن‌ها و جذب مخاطب و در ادامه تغییر دادن اهداف صفحه؛ چیزی شبیه ساختن صفحه فیک اینستاگرام و فروش آن. این‌ها بخشی از خاطرات همه ماست که روی دیوارهایمان در فیس‌بوک جا مانده است.
چت با ایموجی در سال 2000!
کدام شبکه‌اجتماعی؟ یاهو

به جرئت می‌توان گفت مخترع و مبدع نسل اول شبکه‌های اجتماعی یاهو است. همان موتور جست‌وجویی که نسل اول اینترنت‌بازها با آن کارشان را شروع کردند و نسل جدید شاید اصلا آدرسش را بلد نباشند! قبل از سال تاریخی 2000 یاهو فعالیت اجتماعی‌اش را با یاهو مسنجر شروع کرد، نرم‌افزاری که می‌شد با آن چت کرد و کم‌کم ایموجی (شکلک) به آن اضافه کرد. یکی از امکانات جالبش دکمه BUZZ بود که اگر طرف مقابل جوابت را نمی‌داد، با یک زنگ بزرگ از خواب می‌پراندیمش! مدتی بعد چت‌روم‌ها هم ساخته شدند. فضایی که افراد می‌توانستند عضو شوند و گروهی با هم چت کنند. چه ترفندهایی که از این طریق بین کاربران ردوبدل می‌شد و چه پیشرفت‌هایی که در زمینه تقویت زبان بر اثر چت با کاربران خارجی، به دست آوردیم! به مرور یاهوکلاب راه افتاد، همان نسل اول شبکه‌های اجتماعی که امکان بارگذاری متن و عکس را به کاربر می‌داد و بعدا تبدیل به یاهوگروپ یا گروه‌هایی شد که شاید هنوز عده‌ای در آن ها عضو باشند و اگر تیکش را برنمی‌داشتیم، میل‌باکس‌مان از ایمیل پست‌هایش منفجر می‌شد!

منحل شده فراموش نشدنی!
کدام شبکه‌اجتماعی؟ اورکات و فرندفید

سال 2004 میلادی بود که با اینترنت دایال‌آپ، با یک شبکه اجتماعی آشنا شدیم به نام اورکات (Orkut). آن‌قدر ایرانی‌ها از این شبکه استقبال کردند که چند ماه بعد شرکت اعلام کرد کاربران ایرانی با 6 درصد، پس از برزیلی‌ها و آمریکایی‌ها در رتبه سوم قرار دارند. اورکات زیرمجموعه‌ای از گوگل بود که به‌مرور با آمدن فرندفید (Friendfeed)  در سال 2007 رونقش را از دست داد و سرانجام در سال 2014 منحل شد ولی فرندفید یا به قول کاربرانش «فرفر» تا سال 2015 فعالیت داشت. فرندفید که در 2009 به فیس‌بوک واگذار شد، یکی از اولین شبکه‌های اجتماعی میکروبلاگینگ بود. نسل اول وبلاگ‌نویسان که بعدا به نویسندگان، روزنامه‌نگاران و اینفلوئنسرهای قدری تبدیل شدند، نوشتن را با فیس‌بوک و فرندفید آغاز کردند. خوره‌های اینترنت در آن زمان هنوز به کار در شبکه‌های اجتماعی عادت نکرده بودند و آدم‌هایی بودند که بیشتر از طریق کامنت و ایمیل ارتباط برقرار می‌کردند و اندیشه‌های خود را در وبلاگ‌ها می‌نوشتند. امکان «ریل تایم» در این شبکه اجتماعی یکی از مزیت‌های بزرگش بود، به این معنی که کاربران در لحظه می‌توانستند بدون رفرش کردن صفحه، جدیدترین پست‌های دیگر کاربرانی را که فالو (دنبال) می‌کردند در بالای صفحه ببینند.
 در جست‌و‌جوی آدم‌های نزدیک!
کدام شبکه‌اجتماعی؟ وی‌چت

وی چت یک پیام‌رسان چینی است که در سال ۲۰۱۰ متولد شد و در ژانویه ۲۰۱۱ در دسترس عموم قرار گرفت. اوج همه‌گیری این شبکه اجتماعی در ایران مربوط به سال‌های 2013-2014 است. وی‌چت به دلیل قابلیت‌هایی چون گذاشتن مطلب، کامنت و استاتوس، تماس تصویری، پیدا کردن افراد نزدیک شما با استفاده از GPS، قابلیت تکان دادن گوشی (با تکان دادن گوشی می‌توانید افرادی را که همزمان با شما گوشی خود را در هر نقطه از دنیا تکان می‌دهند، پیدا کنید) بین اغلب افراد جامعه مخصوصا نوجوانان محبوب شد اما الان کاربران زیادی ندارد.
نشستن در تالار
صفر و یکی
کدام شبکه‌اجتماعی؟ فروم‌ها

کمی قبل از ظهور فیس‌بوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی، تالارهای مجازی مکان مهمی برای چت کردن‌ها و تبادل نظر آدم‌های دور از هم بودند. اگرچه تالارهای گفت‌وگو به صورت عمومی هم زیاد بودند اما یک ویژگی مهم‌شان معمولا تقسیم‌بندی موضوعی‌شان بود. انگار برای هر زمینه تخصصی یک شبکه اجتماعی زده باشند، آدم‌ها از هر گوشه یک کشور یا حتی جهان می‌توانستند با علایق یا تخصص مشترک دور هم جمع شوند و با هم بحث کنند. مثلا تالار گفت‌وگوی فیلم‌بازها، تالار گفت‌وگوی برنامه‌نویس‌ها، تالار گفت‌وگوی هواداران یک باشگاه فوتبال و... . در این تالارها که معمولا قالب‌های شبیه هم داشتند، افراد هر کدام می‌توانستند با یک نام کاربری و عکس آواتار و مختصری بیوگرافی حاضر شوند. البته کاربران معمولا بر اساس سابقه و تعداد پست‌هایی که می‌گذاشتند درجه‌بندی می‌شدند. مثلا عده‌ای دسترسی به کارهای مدیریتی داشتند. عده‌ای بر اساس نظر دادن‌شان اعتبار دریافت می‌کردند و خلاصه سلسله مراتبی درست شبیه یک اداره برای خودش داشت. کاربران همچنین امکانش را داشتند که تعداد نوشته‌های جدید و نخوانده تالار را ببینند، برای هر موضوع مدنظرشان یک اتاق درست کنند و خلاصه یاد بگیرندبا هم مخالفت یا حسابی از پشت صفحات رایانه دعوا کنند.
داشتن دایره‌ای از مخاطب‌ها!
کدام شبکه‌اجتماعی؟ گوگل پلاس

گوگل پلاس که کاربران ایرانی به اختصار «پلاس» صدایش می‌کردند، شبکه اجتماعی گوگل بود. این سرویس برای رقابت با فیس‌بوک در ۲۰۱۱ به‌طور آزمایشی آغاز به کار کرد که در این مرحله کاربران فقط از طریق دعوت‌نامه اعضای دیگر قادر به عضوشدن در این شبکه بودند. در چهار ماه ابتدایی راه‌اندازی گوگل‌پلاس ۴۰ میلیون کاربر در آن عضو شدند که به‌نوعی رکوردشکنی بود.
از جمله امکانات گوگل‌پلاس، دایره‌ها (Circles) بود که کاربر می‌توانست گروه‌های مختلف دوستان برای خود بسازد و فقط با آن‌ها مطلب به اشتراک بگذارد. در سال ۲۰۱۸ گوگل اعتراف کرد باگ‌های موجود در گوگل‌پلاس باعث شده‌اند که اطلاعات شخصی حداکثر ۵۲ میلیون نفر در دسترس باشد. این سرویس شبکه اجتماعی در دوم آوریل ۲۰۱۹ به کار خود پایان داد. گوگل‌پلاس یکی از خاطره‌انگیزترین شبکه‌های اجتماعی برای ایرانیان بود، به طوری که هنوز طرفدارانی دارد که با نوستالژی آن سال‌ها سرمی‌کنند. یکی از مزیت‌های وبلاگ‌نویسی، رسیدن جوان‌ها به همدیگر و بانی خیر شدن برای ازدواج و رفتن سر خانه و زندگی‌شان بود که طبق تجربه و مشاهدات، گوگل‌پلاس یکی از پیشروترین شبکه‌ها در این زمینه نام گرفته است!
 
لایک، بازی و تماس
کدام شبکه‌اجتماعی؟ لاین

لاین یک پیام‌رسان ژاپنی است که با شکل و شمایلی جدید و با استیکر‌های متفاوت و مشهور کارتونی ژاپنی در  سال ۲۰۱۲  به بازار عرضه شد. در سال ۲۰۱۳ این پیام‌رسان با اضافه کردن تایم‌لاین و قابلیت‌های دیگری چون لایک، کامنت، چت خصوصی، تماس تصویری و صوتی، بازی و دعوت دوستان با کیو آر کد به یک شبکه اجتماعی بزرگ تبدیل شد و کم کم با اضافه کردن بخش‌های دیگری چون قابلیت پرداخت پول، گرفتن تاکسی، اخبار و خرید آنلاین جایگاه خودش را تثبیت کرد. اوج استفاده از این اپلیکیشن در ایران مربوط به سال‌های ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ بود اما  بخت با لاین یار نبود و با ورود اپلیکیشن‌هایی چون تلگرام، لاین هم به خاطره‌ها پیوست.
بنفش جذاب با نوتیف‌های دردسرساز
کدام شبکه‌اجتماعی؟ وایبر

این شبکه اجتماعی که سال 2010 میلادی پا به دنیای فناوری گذاشت، خیلی زود به یکی از محبوب‌ترین شبکه‌های اجتماعی در دنیا و به خصوص ایران تبدیل شد. وایبر از همان ابتدا یک نرم‌افزار سبک و کم حجم بود و رابط کاربری زیبا و دلنشینی داشت. از رنگ بنفش جذابش گرفته تا اپلیکیشنی روان که روی همه‌ تلفن‌های هوشمند با هر سیستم عاملی نصب می‌شد. ارسال ساده‌ فیلم ، عکس و صدا در کنار استیکر‌های جذابی که داشت همه از نکاتی بودند که باعث جذابیت بیشتر این پیام‌رسان بین ایرانی‌هایی شدند که سرعت اینترنت‌شان آن چنان تعریفی نداشت اما اواخر اسفند سال 94 بود که کاربران وایبر اختلالاتی را در ارسال و دریافت پیام‌هایشان مشاهده کردند؛ اختلالاتی که همه را کلافه کرده بود و آن‌ها را به صرافت استفاده از یک برنامه جایگزین انداخت. اگرچه آمار موثقی از شمار کاربران ایرانی وایبر وجود ندارد اما با استناد به آمار الکسا که بر اقبال وایبر در ایران صحه می‌گذاشته، حداقل 10 میلیون ایرانی کاربر این شبکه اجتماعی بودند. یکی از ایرادهای روی اعصاب وایبر، نوتیفی بود که به محض عضو شدن یک نفر در این شبکه اجتماعی برای همه آشنایانی که در فهرست مخاطبانش بود، ارسال می شد! اگر یادتان باشد بعد از کوچ مردم از این شبکه‌اجتماعی پرمخاطب در سال 94، هر از گاهی یک نوتیف از آن می‌آمد و زمانی که فرد وارد نرم‌افزار می شد، با یک مکان متروکه روبه‌رو می شد که هیچ پرنده‌ای در آن پر نمی‌زد!