محسن رضایی دو قدم جلوتر از همه!

او گفته: همه نیروهای انقلاب باید در دولت آینده حضور داشته باشند، نه اینکه یک برادر حزب‌اللهی رئیس جمهور شود و بیاید بگوید
من تیم خودم را دارم و با هر کسی نمی‌توانم کار کنم
آفتاب یزد ـ رضا بردستانی: خودش نه، اما برادرش گفت برای ریاست جمهوری 1400 نمی‌آید اما «حاج محسن» است و هیچ بعید نیست که در دقیقه 90+3 تصمیم بگیرید بار دیگر بخت خود را بیازماید. این مورد اخیر یعنی آزمودن بخت، بستگی دارد در ترکیب نهایی از هر جناح کدام چهره‌ها به «راند دهم» رسیده باشند و اما، بخش‌هایی از حرف‌های محسن رضایی، در همایش روسا و دبیران استان‌های شورای ائتلاف نیروهای انقلاب، بدجوری بوی سهم خواهی و تعیین تکلیف برای مردم می‌دهد به خصوص آن جایی که دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفته است: «همه نیروهای انقلاب باید در دولت آینده حضور داشته باشند، نه اینکه یک برادر حزب‌اللهی رئیس جمهور شود و بیاید بگوید من تیم خودم را دارم و با هر کسی نمی‌توانم کار کنم.»
در این یک عبارت و یک جمله چند موضوعِ عیان و نهان قابل

بحث است:
= باید حضور داشته باشند؛ نوعی تحکم است، نوعی نگاه از بالا به پایین آن هم برای دولتی که معلوم نیست با کدام «ایسم» و «دکترین» سیاسی روی کار خواهد آمد آن هم با استفاده از «سبد آراء» کدام جناح و با حمایت کدام «حزب» و «دسته» و «نحله»ی سیاسی ـ اجتماعی!
= باید حضور داشته باشد به نوعی تداعی‌کننده ی «من نیز باید باشم» هم هست این یعنی نگاهی تحمیلی به دولتی که هنوز تا شکل گرفتن چندین و چندماه زمان لازم دارد.
= باید حضور داشته باشد یک تذکر به مردم نیز هست که ما و تفکرات ما را قبول دارید یا ندارید چندان مهم نیست در دولتی که شما انتخاب می‌کنید:« باید حضور داشته باشد » برای خود حرف‌هایی دارد.
= باید حضور داشته باشد البته نگاهی تحمیلی ـ تهدیدی نیز دارد یعنی اگر حضور نداشته باشد به واسطه ی آن «باید» لابد مشکلاتی را باید تحمل کند!
گفته ی محسن رضایی قسمت دوم یا نیمه ی دیگری هم دارد:
= من تیم خودم را دارم و با هر کسی نمی‌توانم کار کنم یعنی رئیس جمهوری که حق ندارد تیم خودش را داشته باشد این یعنی رئیس جمهوری که می‌خواهد وارد پاستور شود بداند استقلال و توان او از همین حالا تقسیم شده است!
= من تیم خودم را دارم و با هر کسی نمی‌توانم کار کنم یک بازگشت به گذشته‌ای نیز دارد یک عقبه ی ذهنی و فکری، یک تداعی تلخ چون این حرف را احمدی‌نژاد به اصولگرایانی زده بودند که مدعی بودند برای رئیس جمهور شدن او همه کار کرده اند.
= من تیم خودم را دارم و با هر کسی نمی‌توانم کار کنم یک پیغام آشکار به کسانی است که در مجلس در حال تصویب برخی قوانین برای تحدید قدرت رئیس قوه ی مجریه هستند یعنی هر کس رئیس جمهور شد خودش آمده و لاغیر شاید خواستیم معاون اول را نیز ما برای او انتخاب کنیم!
= من تیم خودم را دارم و با هر کسی نمی‌توانم کار کنم و باید حضور داشته باشد همان «نظامی گری» است که مدت‌ها روی آن در جامعه بحث می‌شود این ادبیات خاص برخی نظامی‌ها است باید باشد و نمی‌توانم کار کنم نداریم و...
= من تیم خودم را دارم و با هر کسی نمی‌توانم کار کنم و باید حضور داشته باشد، حمله ی مستقیم به جمهوریت نظام است به آراءو اندیشه‌های مخالف به تعدد و تکثر نظامات سیاسی و یورش همه جانبه به حق انتخاب چون این سبک حرف زدن به مردم حالی خواهد کرد که انتخاب شما با خواست ما ممکن است در تضاد باشد اما این دلیل نمی‌شود که ما در قالب نیروهای انقلاب نباشیم!
محسن رضایی حرف‌های دیگری هم زده که موارد بالا را تبیین می‌کند: « دولت آینده باید طوری عمل کند که دشمن تا ۳۰ سال آینده مایوس شود و نتواند در مقابل ملت ما دست به کارشکنی زند.»
محسن رضایی از اساس تحزب را منکر می‌شود و می‌گوید:« دیگر در قالب جناح و حزب نمی‌توانیم کار کنیم؛ امروز به حرکتی شبیه بسیج دوران انقلاب نیاز داریم تا با تشکیل دولت آینده، هم از عقب‌ماندگی‌ها عبور کنیم، هم آینده انقلاب را بیمه کنیم. اگر کسی بیاید که تیم خودش را بیاورد و هفتاد هشتاد درصد نیروهای انقلاب بیرون بمانند، این ظلم بزرگ به انقلاب است. بنابراین باید احساسات و سلیقه‌های سیاسی را کنار گذاشت و اسیر بازیگران سیاسی نشد. در چهل سال گذشته بسیاری از بزرگان انقلاب توسط بازیگران سیاسی به بازی گرفته شدند. بالاخره یک نفر از بچه‌های انقلاب، دولت آینده را در دست می‌گیرد؛ مهم برنامه و کارکرد بعد از انتخابات است.»
البته باید حق را به امثال محسن رضایی‌ها داد امثال قالیباف‌ها و ضرغامی‌ها چون تقریبا هیچ حزب و دسته ی سیاسی پذیرای آنان نیست مگر آن که با همین ادبیات و انگاره ی سیاسی برای خود جایگاهی را تعریف و تامین کنند. از همه ی این‌ها گذشته از دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام یک پرسش داریم و آن این که:
حاج‌ محسن! «همه نیروهای انقلاب باید در دولت آینده حضور
داشته باشند» دقیقاً یعنی چه؟!