مقاومت همچنان شگفتی‌ساز است

قضاوت در مورد رفتار تیم آینده تیم جدید حاکم بر کاخ سفید در مواجهه با ایران اگر چه زود است، اما مواضعی که در روز‌های اخیر از سوی نامزد‌های بایدن برای مشاغل کلیدی دولت آینده امریکا پیرامون ایران مطرح شده است، بیانگر چند گزاره کلیدی است که طبعا راهکار‌های انتخابی آن‌ها برای مواجهه با ایران نمی‌تواند بدون توجه به این گزاره‌ها باشد.
۱. ابراز نگرانی از تداوم وتقویت نفوذ منطقه‌ای ایران کلید واژه‌ای است که نه تنها اعضای تیم بایدن بار‌ها بر آن تاکید کرده‌اند بلکه پمپئو وزیر خارجه دولت ترامپ نیز حتی در روز‌های پایانی حضورش در کاخ سفید به آن اعتراف و آن را یکی از مهم‌ترین تهدید‌های پیش روی امریکا در منطقه قلمداد کرد. آن‌ها اگرچه از درک چرایی این نفوذ وتداوم آن عاجز بوده وصرفا آن را ناشی از کمک‌های مادی ایران می‌دانند، اما اذعان می‌کنند که به رغم جنایات تروریستی ترامپ در به شهادت رساندن سردار سلیمانی و همراهانش، تنها دستاورد امریکا از این جنایت، نا امن‌تر شدن منطقه برای نظامیان تروریست امریکایی است که این روز‌ها در اثر جابه‌جایی‌های متعدد و حملاتی که به کاروان‌های امریکایی در این جابه‌جایی‌ها وارد می‌شود، امنیت روانی خود را نیز از دست داده وبرای رهایی از کا بوس حملات انتقامی نیرو‌های مقاومت که حداقل خواسته آن‌ها اخراج امریکایی‌ها از منطقه است، لحظه شماری می‌کنند.
۲. دومین محور نگرانی تیم جدید به توانمندی هسته‌ای ایران باز می‌گردد در این زمینه اگر چه اشتباه دولت یازدهم در از بین بردن ظرفیت‌های هسته‌ای کشور قبل از اینکه طرف مقابل به تعهدات خود عمل کنند خسارت جبران ناپذیری را به کشور وارد کرد و چه بسا جسارت ترامپ در خروج از برجام ناشی از این شتابزدگی دولت بود، اما اقدامات صورت گرفته در عرصه هسته‌ای در ماه‌های اخیر که متأثر از تداوم مقاومت فعال در کشور وحمایت رهبری معظم انقلاب، مجلس شورای اسلامی و... را با خود دارد، باعث شد که موازنه قوا در این عرصه نیز به نفع ایران رقم بخورد که روشن‌ترین مصداق آن بیانیه تروئیکای اروپایی و جنجال سازی‌های اخیر صهیونیست‌ها علیه ایران در زمینه افزایش میزان غنی شده‌ها و راه‌اندازی سانتریفیوژ‌های نسل جدید در فردو و نطنز یا دیگر فعالیت‌ها است که رونمایی از آن امریکایی‌ها و اروپایی‌ها را غافلگیر کرده است.
۳. تبلور ظرفیت‌های نظامی ایران که در رزمایش‌های اخیر نیرو‌های مسلح به نمایش درآمد وجهانیان را متحیر کرد، در طرف مقابل تردیدی باقی نگذاشت که سیاست‌های تحریم و فشار گذ‌شته نه‌تن‌ها توانمندی نظامی ایران را کاهش نداده، بلکه در نقطه مقابل نیرو‌های مسلح ایران به چاره‌جویی برای شناسایی واتخاذ تاکتیک‌های نوین برای مقابله با تهدیدات احتمالی نظامی دشمن واداشته است. این رزمایش‌ها که گستره آن در روز‌های اخیر پاسخی حداقلی به نمایش‌های مضحک نظامی امریکا در اعزام ناو هواپیمابر و زیردریایی و ب ۵۲ به منطقه خلیج فارس بود، نه تنها جنگ روانی طراحی شده توسط امریکا را خنثی کرد، بلکه در نقطه مقابل موازنه نظامی را نیز به نفع ایران تغییر داد این امر را در بازتاب رزمایش‌ها توسط رسانه‌های غربی‌ها و سردرگمی نظامیان امریکایی در بازگرداندن و یا ماندن ناو هواپیمابر امریکایی در منطقه خلیج فارس می‌توان دید.

۴. جنگ اراده‌ها چهارمین عرصه‌ای است که امریکایی‌ها و به ویژه تیم ترامپ به نتیجه‌بخشی فشار‌ها برای تحقق آن امیدوار بودند. در حوزه اثرگذاری این جنگ در توده‌های اجتماعی، امیدواری آن‌ها به تحریک اجتماعی و کشاندن مردم به صحنه در اعتراض به نظام بود. آشوب‌های دی ماه ۹۶ در آستانه خروج ترامپ از برجام و غائله آبان ماه ۱۳۹۸ که محصول بی‌تدبیری در اجرای یک تصمیم مهم ملی بود، امریکایی‌ها را به شکل‌دهی به یک غائله جدید، امیدوار کرده بود. اما به طور قطع می‌توان گفت که مردم در این جنگ بسیار هوشمندانه‌تر عمل کرده و به رغم تحمل بیشترین فشار‌ها وتحریم‌ها که فراتر از برنامه دشمنان، محصول ناتوانی و ضعف دولتمردان بود، دشمنان را ناکام گذاشتند. اما آسیب پذیری در حوزه دولتمردان و مسئولان و طیفی از رسانه‌های داخلی، هم تیم ترامپ را به نتیجه بخشی فشار‌ها در روز‌های پایانی امیدوار کرده بود و هم تیم بایدن را که متاثر از برآورد‌ها از داخل ایران این روز‌ها تلاش زیاد دارد تا با بهره‌گیری از ثمره فشار‌ها و تحریم‌های تیم ترامپ در عین مهار ظرفیت‌های مورد اشاره، حتی بر انتخابات ۱۴۰۰ ایران نیز اثر بگذارد، اگرچه رهبری معظم انقلاب با موضع گیری‌ها و هشدار‌های خود عملاً گذرگاه‌های نفوذ و اثرگذاری دشمنان را مسدود کرده‌اند.
آنچه که در ارزیابی این مولفه‌های قدرت می‌توان به آن اشاره کرد، این است که محور اصلی این تحولات در حوزه گفتمان انقلابی و مقاومت تعریف شده و در این موازنه نقش عوامل تندروی افراطی که سابقه در فتنه‌های گذشته داشتند، تنها تخریب ظرفیت‌های درونی و پیام رسانی به دشمن است و این در حالی است که یکی از مهم‌ترین پیامد‌های عملکرد سال‌های اخیر ترامپ آشکار کردن ماهیت تفکر غرب گرایانه و فروپاشی بتی بود که این‌ها در سال‌های اخیر در داخل از غرب ودمکراسی آن ساخته بودند.
یک جمع بندی اجمالی از ظرفیت دوجبهه در ماه‌های اخیر، از یک سو بیانگر قابلیت‌ها و توانمندی‌های تفکر انقلابی و ظرفیت و توان آن در حفظ و تداوم حرکت انقلابی است که طبعاً نمی‌توان نقش فشار‌ها وتحریم‌های دولت قبلی امریکا و فرصت سازی جبهه انقلاب در شکوفایی وتبلور آن در دهه پنجم بعد از پیروزی انقلاب را نادیده انگاشت و از سوی دیگر دست خالی بایدن و متحدان اروپایی و منطقه آن‌ها در نوع و نحوه مواجهه با ایران است.
به دیگر سخن گزاره‌های مطرح شده از سوی تیم منتخب بایدن در مواجهه با ایران، ناشی از دست برتر ایران در عرصه‌های چندگانه فوق است چرا که برای امریکایی‌ها ظرفیتی برای افزایش فشار و تحریم‌ها علیه ایران باقی نمانده است و منطقی‌ترین راه برای آن‌ها (اگر هوشمندی لازم را داشته باشند)، تمکین به ظرفیت‌ها و قابلیت‌های ایران است که در این صورت باید در تمامی سیاست‌ها و راهبرد‌های امریکا در مقابله با ایران تغییر ایجاد کنند ودر غیراین صورت باید آمادگی اذعان به شکست وناتوانی در مهار ومقابله با نظام اسلامی را در خود ایجاد کنند. ایران با تکیه به همین ظرفیت‌ها و پیگیری سیاست‌های انقلابی، شگفت‌ساز ماه‌های آینده در جهان خواهد بود و این همان نویدی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیانات اخیرشان به مناسبت سالگرد قیام ۱۹ دی مردم قم دادند، آنگاه که فرمودند: دیروز ملت ایران در سایه اتحاد، عزم راسخ، دینداری، حضور بهنگام و مجاهدت توانست با رقم زدن این انقلاب عظیم، مسیر تاریخ دنیا و بشر را تغییر دهد و امروز نیز ملت با توانایی‌ها و تجارب و امکانات بیشتر می‌تواند بر همه موانع در زمینه مسائل اقتصادی مثل تولید و ارزش پول ملی و در زمینه مسائل فرهنگی، سیاسی و نظامی فائق آید.