دلم برای زنگ تفریح تنگ شده

مریم طالشی
گزارش نویس
«من مدارس آنلاین را خیلی دوست دارم چون به اندازه کافی استراحت می‌کنم و صبح کاملاً آماده یادگیری هستم. یک خوبی دیگر هم دارد، اینکه لازم نیست مادرم ساعت 6 و نیم صبح من را با سختی بیدار کند و به مدرسه ببرد. اما از اینکه دوستان و معلمم را نمی‌بینم خیلی ناراحت هستم.» این را شاینا شجری می‌گوید، دانش‌آموز کلاس پنجم. او یکی از بی شمار دانش‌آموزانی است که حالا دیگر نزدیک یک سالی می‌شود خانه نشین شده‌اند و کلاس برایشان در صفحه نمایشگر و چهاردیواری اتاق خانه خلاصه شده است.
شکل تازه درس خواندن اولش سخت بود و زمانبر اما بچه‌ها کم‌کم به شرایط عادت کردند، برخی بیشتر و بعضی‌ها کمتر. برخی برای بازشدن مدرسه روزشماری می‌کنند و بعضی دیگر خداخدا می‌کنند حالا حالاها مدرسه باز نشود.


در این مدت مسائل مربوط به تحصیل آنلاین و مدارس مجازی از جهات بسیاری مطرح شد اما کمتر کسی از خود دانش‌آموزان پرسید چه حسی درباره این روزهایشان دارند؛ روزهایی که سر کلاس‌های مجازی می‌نشینند و خیلی چیزها اصلاً شبیه زمانی نیست که روی نیمکت مدرسه کنار همکلاسی‌هایشان می‌نشستند و به تخته سیاه یا سفید چشم می‌دوختند. دست بالا کردن و اجازه گرفتن، پای تخته رفتن، صدای زنگ مدرسه، سرصف ایستادن، خوراکی خریدن از بوفه و خیلی کارهای دیگر حالا چنان دور و غیرقابل دسترس به‌نظر می‌رسند که انگار نه انگار تا همین پارسال مدرسه رفتن به این سیاق بود. البته که کلاس مجازی هم خوبی‌های خودش را دارد اما این وسط احساسات دوگانه‌ای برای دانش‌آموزان ایجاد می‌شود که خودشان را هم دچار تناقض‌هایی می‌کند.
 دوست دارند دوباره به مدرسه برگردند؟
بگذارید از خودشان بپرسیم. ریحانه 10 ساله می‌گوید: «وقتی مدارس آنلاین باشد من خیلی وقت دارم کارهایی را که دوست دارم انجام بدهم چون وقتم برای رفت و آمد به مدرسه تلف نمی‌شود. به‌جای آن می‌توانم کتاب داستان بخوانم یا ورزش کنم ولی دلم برای دوستانم تنگ شده. دوست دارم دوباره همدیگر را ببینیم. از مدرسه هم دلم برای زنگ تفریح تنگ می‌شود چون خیلی بهمان خوش می‌گذشت. حرف می‌زدیم و خاطره تعریف می‌کردیم اما اگر بخواهم بین کلاس مجازی و حضوری یکی را انتخاب کنم، می‌گویم مجازی. زیاد دوست ندارم دوباره به مدرسه برگردم.»
علی سبحانی کلاس سومی می‌گوید: «وقتی از من می‌پرسید دوست دارم کلاس‌ها مجازی باشد یا حضوری، من به خاطر کرونا می‌گویم کلاس‌ها مجازی باشد ولی خودم دوست دارم حضوری باشد.»
ترمه 8 ساله دوست دارد به مدرسه برگردد چون دوستانش را می‌بیند و به قول خودش لازم نیست دوربین باز کند: «در مدرسه می‌توانیم قشنگ سؤال‌مان را بپرسیم و معلم که چیزی می‌گوید، پای تخته را ببینیم و مثلاً بهش بگوییم پاک نکن، ما هنوز ننوشته‌ایم. الان معلم عصبانی می‌شود و دلش نمی‌خواهد کسی وویس‌اش را باز کند و چیزی بپرسد. من در کلاس آنلاین نقاشی می‌کشم و این را خیلی دوست دارم.»
مرسانا پیش دبستانی هم مثل ترمه دلش می‌خواهد به مدرسه برود و تخته داشته باشد: «در مدرسه می‌توانیم درس یاد بگیریم و وقتی خانم معلم درس داد ببینیم چی را دارد روی تخته می‌کشد. من دوست دارم بروم مدرسه پیش معلم چون دوست دارم همکلاسی‌ها و معلمم را ببینم. کلاس آنلاین را هم دوست دارم اما مدرسه بهتر است.»
آرتین 11 ساله می‌گوید: «من کلاس‌های حضوری را بیشتر از کلاس‌های آنلاین دوست دارم چون مدرسه خانه دوم ماست و من آنجا می‌توانم با دوستانم بازی کنم و در زنگ ورزش با آنها مسابقه دهم و سؤال‌های درسی‌ام را از دوستانم بپرسم و با آنها صحبت کنم. در مدرسه می‌توانم از معلم هم درباره درس‌ها و چیزهای دانستنی سؤال بپرسم.»
سپهر حیدری کلاس ششمی هم نظرش این است: «وسط سال اگر یک دفعه کلاس‌ها باز شود خیلی برای بچه‌ها سخت می‌شود چون ما الان نسبت به سال‌های پیش که می‌رفتیم مدرسه افت درسی داشته‌ایم و اگر بخواهند کلاس‌ها را باز کنند و امتحان بگیرند خیلی باید فشرده کار بکنند، برای همین اگر مدارس سال بعد باز شود خیلی بهتر است. کلاس آنلاین بد نیست اما مثلاً آن روز ما در جاده بودیم و آنتن نداشتیم و من نتوانستم سر کلاس بروم. خیلی از بچه‌ها در مناطقی هستند که آنتن ندارند و نمی‌توانند سرکلاس بروند. برای آنها کلاس آنلاین بد است اما برای ما مشکلی ندارد وقتی سؤالی از معلم داریم سخت می‌شود چون در مدرسه می رفتیم پای تخته و مسأله را حل می‌کردیم ولی اینجا معلم باید حل کند و فیلم بگیرد و برای ما بفرستد. کار ما سخت‌تر شده اما مشکل خاصی ندارد با این حال من موافق نیستم الان یکدفعه مدارس باز شود. بچه‌ها هم دارند به معلم می‌گویند اگر مدرسه باز شود ما خیلی برایمان سخت است.»
سارا اسدی کلاس چهارم می‌گوید من با توجه به شیوع کرونا با کلاس‌های اینترنتی بیشتر موافق هستم تا کلاس‌های حضوری. مبینا سرحدی دانش‌آموز کلاس سوم هم با سارا موافق است چون به قول خودش کرونا باید برود تا مدرسه باز شود وگرنه بچه‌ها مریض می‌شوند و پدرها و مادرها غصه می‌خورند. به نظر مبینا کلاس آنلاین خوبی‌هایی هم دارد، مثلاً بچه‌ها می‌توانند بیشتر بخوابند و به زور صبحانه نخورند و مادرشان هم هی نگوید بدو دیر شد.
آراد صادقی 10 ساله اما نظر دیگری دارد: «به نظر من بهتر است که مدرسه‌ها باز شود چون درس خواندن در مدرسه یک چیز دیگر است و در خانه و آنلاین و مجازی درس خواندن هم یک چیز دیگر. اگر ما در کلاس آنلاین معلمی داشته باشیم که بتواند تولید محتوای خوبی هم انجام دهد بازهم به خوبی اینکه ما توی مدرسه درس‌هایمان را یاد گرفته‌ایم نمی‌شود. یک موضوع دیگر، مدرسه فقط درس خواندن نیست. ما مدرسه می‌رویم که هم درس بخوانیم و هم با دوستان جدیدی آشنا شویم و از تجربیات همدیگر استفاده کنیم و اگر چیزی را نمی‌دانیم از هم بپرسیم. به‌نظر من در مدرسه تکلیف و آزمون نوشتن، خیلی راحت‌تر است و آدم استرس کمتری دارد چون همه دوستان و همسن و سال‌هایش کنارش هستند و دیگر اینکه معلم هست و می‌تواند اگر مشکل کوچکی داشت از معلم بپرسد اما در خانه که دانش‌آموز دیگری بجز خود شما نیست. ممکن است برادر و خواهر شما هم دانش‌آموز باشند اما دوستان توی مدرسه به کاهش استرس ما کمک می‌کنند. حالا که این کرونا آمده و مدرسه ها مجازی شده، من این موضوع را فهمیده‌ام.»
پویا 8 ساله می‌گوید: «من دلم برای زنگ تفریح‌ها تنگ شده اما فقط همین زنگ تفریح‌ها. همین‌طور در خانه بهتر است چون صبح‌ها بیشتر می‌خوابم و توی راه معطل نمی‌شویم و ترافیک نیست. اگر موقع کلاس خوابم برده باشد هم بعداً می‌توانم فیلم کلاس را ببینم. مادرم هم درس‌ها را خیلی با من کار می‌کند خصوصاً فارسی و قرآن و پدرم با من ریاضی کار می‌کند.»
بردیا 13 ساله هم این‌طور می‌گوید: «الان که کروناست و اصلاً دوست ندارم مدرسه بروم. اما مدرسه را دوست دارم چون دوست‌ها و معلم هایم را از نزدیک می‌بینم. کلاس حضوری بهتر است چون همه بیشتر می‌توانیم حرف بزنیم و نوبت حرف زدن به همه می رسد. در کلاس‌های آنلاین همه چیز خیلی هول‌هولکی است اما یک خوبی هم دارد، در کلاس‌های آنلاین وقت‌مان توی راه تلف نمی‌شود و این خیلی خوب است.»
تمام این مدت برای بچه‌ها و والدین شان با این فکر گذشت که همه چیز موقت است و بزودی سر کلاس‌هایشان برمی‌گردند اما کرونا ماندگار شد و مدرسه‌ها همچنان تعطیل ماندند. بچه‌ها توی خانه نشستند و کلاس ها برای دانش‌آموزانِ مجازی شدند. دل شان برای هم تنگ شد و یاد روزهای خوش مدرسه افتادند. یکی دلش لک زده برای همصحبتی با دوستان مدرسه‌اش و دیگری دلتنگ زنگ ورزش و تفریح است. یکی دیگر هم کلاس آنلاین آنقدر برایش خوشایند بوده که دیگر دلش نمی‌خواهد به مدرسه برگردد.