موسیقی فجر از «شور» آفرینی انقلابی تا جشنواره‌زدگی «فالش» خوان‌ها

سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: جشنواره موسیقی فجر یکی از سه جشنواره «فجر» است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در حوزه‌های فیلم، تئاتر و موسیقی همه ساله و در ایام نزدیک به دهه فجر انقلاب برگزار می‌شود. اگرچه جشنواره‌های فیلم و تئاتر فجر در سال ۶۱ آغاز به کار کردند، اما به علت مهیا نبودن و مساعد نبودن شرایط برگزاری، جشنواره موسیقی فجر با کمی تأخیر در سال ۶۴ کلید خورد. این جشنواره که با نام اولیه «جشنواره سراسری سرود و آهنگ‌های انقلابی» کارش را شروع کرده بود در طول ۳۵ دوره‌ای که برگزار شده با فراز و فرود‌های زیادی مواجه بوده است. متأسفانه هر چه بر عمر برگزاری این جشنواره افزوده شده است به جای حرکت روبه جلو و بهتر شدن کیفیت، بیشتر با تغییر کمیت‌ها روبه‌رو بوده‌ایم.
انقلاب و جشنواره موسیقی
اساساً علت ماهوی برگزاری چنین جشنواره‌ای تحت عنوان اولیه «جشنواره سراسری سرود و آهنگ‌های انقلابی» نشان دادن وجه تمایز نگاه حاکمیت به این عرصه هنری که به ابتذال کامل کشانده شده بود و نیز پاسخی به برخی افراد بود که با دروغ‌پراکنی سعی داشتند متدینین و متشرعان را مخالف موسیقی و هنر نشان دهند. سرآغاز تغییرات در روند برگزاری این جشنواره از سال ۶۸ و با تغییر اسم آن به جشنواره موسیقی فجر و طراحی آرم و نشانه اتفاق افتاد. دو سال بعد طراحان اصلی رویکرد جشنواره برای بازکردن مسیر ورود موسیقی دیگر کشور‌ها به خصوص موسیقی غربی بخش بین‌الملل را به آن اضافه کردند، البته برای اینکه مسئله حساسیت‌آفرینی نکند این رویکرد تازه تحت اطلاق جالبی با عنوان بخش «معرفی موسیقی ملل مسلمان» در جشنواره جانمایی شد؛ بخشی که اتفاقاً باعث رونق گرفتن موسیقی برخی کشور‌های مسلمان و موزیسین‌های بنام آن‌ها همچون بسم‌الله خان در کشورمان شد، اما این بخش هم به سرنوشت سرود‌ها و آهنگ‌های انقلابی دچار شد و صرفاً بخش بین‌الملل آن باقی ماند. در حالی که می‌شد این بخش جالب و جذاب در کنار وسعت دادن به بخش بین‌الملل جشنواره موسیقی فجر حفظ شود. روند تغییرات در سیزدهمین دوره جشنواره موسیقی فجر با اضافه شدن بخش بانوان به آن ادامه پیدا کرد، اما به دلیل نوع نگاه برگزارکنندگان و برنامه‌ریزی‌ای که داشتند برعکس سرنوشت محتوم مضمحل شدن گزاره‌های قبلی این بخش به یک جشنواره مستقل بدل شد! در دوره‌های بعدی بخش‌های متنوعی اضافه و حذف شدند که هر کدام از آن‌ها بنا بر نوع نگاه برگزارکنندگان اتفاق افتاده بود. اضمحلال بخش‌های متنوعی که به نوعی شناسنامه این جشنواره محسوب می‌شدند از یک درجا زدن و گاهی عقبگرد‌های بلاوجه خبر می‌دادند.
جشنواره؛ محمل یا محفل؟!


متأسفانه جشنواره موسیقی فجر به جای اینکه محملی باشد برای تقویت جریان موسیقایی کشور با حفظ نگاه آوانگارد و پیشروانه به جریانات موسیقایی غالب در دیگر کشور‌های دنیا، رفته رفته به یک دورهمی تقلیل جایگاه پیدا کرد. جشنواره موسیقی فجر به جای اینکه عرصه‌ای باشد برای ارائه کار‌های نو و تازه که ماحصل ذهن سیال و کنشگر موزیسین‌های جوان و اساتید کارکشته کشورمان باشد، صرفاً به محفلی برای گردهم آمدن فعالان این عرصه و چند ساعت لذت بردن از اجرای موسیقی‌های مختلف از سوی دوستان و همکاران‌شان! این تنزل جایگاه جشنواره به یک محفل خودمانی باعث شد پویایی، تحرک و نوآفرینی‌هایی که جزو الزامات و شورآفرینی موسیقایی در یک جشنواره انقلابی هستند، رنگ ببازند و روند رو به رشد و تعالی‌بخشی برای آن متصور نبوده و در نهایت منتج به این فالش‌خوانی‌های گوشخراش گردد. شاید یکی از مهم‌ترین دلایل چنین اتفاقات ناخوشایندی ریشه در محتوای ارائه شده در جشنواره به مخاطبان داشته باشد.
جشنواره کار‌های تکراری
در جشنواره موسیقی فجر برخلاف دو جشنواره دیگر فیلم و تئاتر فجر که مخاطب با آثار تازه و ارائه نشده مواجه است، باید شاهد ارائه کار‌های موسیقایی باشد که قبلاً و در طول ایام گذشته آن‌ها را شنیده است. ارائه‌نشدن آثار تازه و بدیع در جشنواره موسیقی فجر برخلاف دو خواهرخوانده هنری دیگرش در ایجاد شور و هیجان بین مخاطبان و نیز به راه انداختن جریانات خبری نه فقط ضعیف بلکه کاملاً خنثی عمل می‌کند و به همین علت نمی‌تواند منشأ اثرات مثبت هیجانی باشد که باعث درگیری آحاد جامعه و مخاطبان به دلیل تنوع آثار حاضر در آن گردد.
نقش کمرنگ جوانان
علی رهبری، آهنگساز و رهبر ارکستر بین‌المللی در رابطه با علت سطح ضعیف جشنواره موسیقی فجر می‌گوید: زمانی که یک ارکستر، بد می‌نوازد، مقصر آن را رهبر ارکستر می‌دانند. درباره جشنواره موسیقی فجر نیز باید به همین صورت نگاه کرد که مقصر اصلی کیست؟ در ایران مقصر اصلی گروهی به نام شورای موسیقی است. تمام تصمیم‌گیری موسیقی ایران دست آنهاست و تعیین‌کننده سطح موسیقی کشور هستند، به همین دلیل اگر جشنواره موسیقی فجر یا ارکستر سمفونیک در سطح پایینی قرار دارند، به علت تصمیم‌گیری این افراد است.
این رهبر ارکستر با تأکید بر اینکه اگر از نیرو‌های جوان و بااستعداد استفاده نشود، وضع به همین صورت خواهد ماند، تصریح می‌کند: باید از امکانات افراد سطح بالای ایرانی و نیروی جوان استفاده و از این آقایان خواهش کرد که کنار بروند. اگر قرار نیست از نیرو‌های جوان‌تر استفاده کرد، پس برای چه این همه دانشگاه و هنرستان موسیقی داریم؟ سال‌هاست با وجود نیرو‌های جوان و بااستعداد موسیقی تنها یک گروه در این شورا حضور دارند و تغییر نمی‌کنند؛ امری که هیچ‌گاه در کشور‌های دیگر رخ نمی‌دهد. هر چند تمامی مدیران، وزرا و سایر مسئولان فرهنگی در این سال‌ها تغییر کرده‌اند ولی این امر هیچ تأثیری بر سطح موسیقی و رویداد‌های موسیقی مانند جشنواره موسیقی فجر نداشته است، زیرا اعضای این گروه حمایت بالایی از یکدیگر نشان می‌دهند.
تکرار حضور برخی چهره‌های خاص در ادوار مختلف جشنواره و نیز توجه‌نداشتن کافی به تربیت مدیران موسیقی‌بلد یکی دیگر از آسیب‌های جشنواره موسیقی فجر است. نکته اینکه حضور نیرو‌های جوان و پرانگیزه در سطوح بالای مدیریتی به معنای حذف نیرو‌های پخته و اساتید باتجربه نیست و توجه به این مسئله که الزاماً نیازی نیست یک موزیسین دبیر یا مدیر جشنواره باشد بلکه می‌توان از ترکیب یک مدیر موفق در کنار کارشناسان و اساتید حوزه موسیقی استفاده کرد، می‌تواند به عنوان یک گزاره محتمل مورد توجه و بررسی مسئولان حوزه موسیقی و برگزارکنندگان جشنواره قرار بگیرد.