علیرضا صدقی زیر سایه کرونا

در سالی که گذشت معادلات سیاسی و اجتماعی در ایران و بلکه همه دنیا متأثر از فراگیری بیماری کرونا بود. به دیگر بیان، بسیاری از مطالبات اجتماعی و سیاسی در سراسر دنیا تحتتأثیر بیماری کرونا شکل، رنگ و طعم دیگری گرفت. شاید مهمترین تحول ناشی از این وضعیت را بتوان در نحوه رایگیری و نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا دانست؛ جایی که بسیاری از تحلیلگران بخش قابل توجهی از پیروزی جو بایدن و شکست ترامپ را نتیجه این فراگیری دانسته و در چنین بستری به بررسی آن نشستند. در این میان البته کشورهایی نیز بودند که مردمان و مسیٔولانش بیتوجه به کرونا، تجربیات سترگی را از سر گذراندند. مهمترین نمونه آن را شاید بتوان میانمار دانست. کشوری که مردمش در اعتراض به کودتای نظامیان به خیابانها ریخته و نه از سلاح ارتشیان ترسی به دل راه دادند و نگران انتقال کووید 19 بودند و هستند. در بستر این تحولات و در هنگامه غوغای کرونا در سالی که گذشت، ایرانیان گرچه تقریبا همه سال را با درد و داغ از دست دادن یکی از نزدیکان در اثر این بیماری گذراندند، اما دورادور نیم نگاهی به تحولات سیاسی نیز داشتند. تحولاتی که شاید بتوان مهمترین آن را کاهش فعالیت فعالان اجتماعی و سیاسی دانست. درحقیقت به نظر میرسد مسیٔولان و مدیران کشور آسودهخاطر از فراگیری این بیماری و نگرانیهای موجود، میزان مشارکت عمومی را به حداقل ممکن رسانده و شرایط را به گونهای رقم زدند که حتی فعالان، خود نیز علاقهای
به حضور در عرصههای عمومی ندارند.
در این موقعیت و مختصات اجتماعی است که
برخی کنشگران متصل به نهاد قدرت، سودای انتخابات در سر میپرورانند و امیدوار به سال آینده و تداوم همین وضعیت، رویای پاستور میبینند. چهرههایی که شاید تا چند سال یا حتی همین چند ماه پیش، در دورترین آمال خودشان هم تکیه بر عالیترین کرسی اجرایی کشور را نمیدیدند، حالا که تعاملات اجتماعی به پایینترین سطح رسیده، مردم سرخورده از احساس باخت در انتخابات پیدرپی، نفسشان در اثر مشکلات و مسایٔل متعدد به شماره افتاده است، ترکتازی میکنند و آرزوهای دور و درازشان

را پی میگیرند. اما باید به این نورسیدگان به عرصهای چنین
بزرگ متذکر شد که راه نه این است که شما میروید. بدون تردید موضوع سال آینده ایرانیان انتخاب یا عدم انتخاب این افراد نخواهد بود. مردم مشکل را در جایی دیگر و راه برونرفت از آن را در مسیری دیگر جستجو میکنند. امروز مطالبات عمومی در جامعه ایران به حداقل ممکن رسیده است. مردمی درگیر معیشت که تنها به خورد و خوراک روزانه فکر میکنند و بیمناک همین فردای نزدیک هستند، نمیتوانند و نمیخواهند مسیٔلهمند سوداگری برخی اصحاب
تازه به دوران رسیده سیاست باشند. امروزاگرکسی،جریانییااندیشهایدغدغهمند
و دلمشغول رفع مشکلات و کاستیهای موجود در جامعه ایران و مردمان این مرز و بوم است، باید مسیٔله را در جای دیگری جستجو کند. همه باید برای رفع مشکلات پاییندستی و کاهش حداقلی آسیبها و مشکلات کمک کنند. گرچه این راهکار نه وجه علمی دارد و نه از بنمایههای استراتژیک قابل تأملی برخوردار است، لیکن از موضع جامعهشناختی بسیار حایٔزاهمیت است. مسیٔله امروز ایران را باید در چنین بستری به چارهجویی نشست. باید برای مردم قدری و اندکی حق حیات و زندگی قایٔل شد. باید فرصت داد تا مردمان تجربههای ساده زندگی را زیست کنند و نگرانیهایی ساده و بیاهمیت که رفع آنها کمترین وظیفه حاکمیت است را نداشته باشند. لذا تلاش برای کاهش آسیبها را نباید در سیستمی که تاکنون یا دستکم طی سالهای اخیر ارادهای بر رفع مشکلات نداشته است، نباید جستجو کرد. سیستم سیاستورزی در ایران مسیری دیگرگون را انتخاب کرده است. مسیری که خارج از اراده و خواست حداکثری مردم است. لذا دلسوزان باید در همین حاکمیت موجود
راهبردی جز سیاستورزی را انتخاب کنند.