آقای تندگویان!مسئولان بی‌تعهد هستند یا جوانان؟

آفتاب یزد_ یگانه شوق‌الشعرا: بیکاری همچنان یکی از بزرگترین معضلاتی است که کشور ما بدان دچار است. مرکز آمار ایران میزان بیکاری جوانان را 8/21 درصد اعلام کرده که طبق اعلام مرکز پژوهش‌های مجلس نرخ واقعی بیکاری تقریباً دو برابر آمار رسمی بیکاری در ایران است. نرخ بیکاری در استان‌های مختلف ایران متفاوت است اما اغلب نرخ بیکاری در استان‌های مرزنشین از دیگر نقاط ایران بالاتر است.عوامل زیادی در شکل‌گیری نرخ بالای بیکاران در کشورهای مختلف نقش دارد اما این روزها معاون وزارت ورزش و جوانان بی‌تعهدی جوانان را یکی از عوامل اصلی بیکاری در کشور می‌داند. به نظر می‌رسد برخی از مسئولین روز به روز در تلاش هستند تا وظایف دولت و خود را به دوش مردم بیاندازند و مردم را تنها عامل مشکلات قلمداد کنند، این در حالی است که دولت‌ها موظف به ایجاد شغل در جوامع هستند. در سوی دیگر با گسترش بی‌رویه دانشگاه‌ها با افراد تحصیل کرده زیادی مواجه هستیم که خواهان مشغول شدن در کاری هستند که برای آن درس خوانده‌اند و در آن زمینه تخصص کسب کرده‌اند. در دنیای مدرن امروزی نمی‌توان از نسل جدید تحصیل کرده توقع داشت که مانند نسل‌های گذشته به کارهای یدی مشغول شوند. این موضوع را نمی‌توان انکار کرد و مسئولین هر جامعه‌ای باید نسبت به آن آگاه باشند و از کارشناسان مربوطه کمک بگیرند تا در قبال وظایف و تعهدات خود کارنامه قابل قبولی ارائه دهند، اما مسئولین کشور ما معمولا با فرافکنی‌ و فرار به جلو از پاسخگویی طفره می‌روند و مسئولیت را به گردن یکدیگر یا مردم می‌اندازند.
>مشکل اصلی جوانان نداشتن مهارت و تعهدپذیری!
معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان گفت: «تعهدپذیری نسل جوان امروزی به علت کاهش جمعیت و افزایش تک فرزندی در خانواده‌ها کمرنگ شده است؛ به این معنا که خود را باور ندارند و تصور می‌کنند بدون حمایت‌های دولت و خانواده نمی‌توانند وارد صنعت و اشتغال شوند.» محمد مهدی تندگویان در گفت‌وگو با ایسنا، با تاکید بر اینکه مشکل جوان امروزی نداشتن مهارت است، اظهار کرد: «جوان اگر مهارت و خودباوری داشته باشد می‌تواند سایر مولفه‌های مورد نیاز زندگی را کسب کند. قبول دارم زیرساخت‌های اشتغال در دوران نسل‌ امروز سخت‌تر شده است اما اگر جوان مهارت و خودباوری داشته باشد و جسورانه و صبورانه پای کار بایستد می‌تواند به مدلی از تامین درآمد برسد.» معاون ساماندهی امور جوانان تصریح کرد: «حتی اگر زیرساخت‌های توسعه اشتغال فراهم شود ممکن است بسیاری از انتطاراتمان از جوانی که در اشتغال به دنبال کسب جایگاه، رسیدن سریع به امکاناتی که بسیاری از آن‌ها خیالی است و به نوعی به زندگی غیرمتعهدانه عادت کرده است، بر نیاید.» وی معتقد است که مشکل اصلی جوانان امروزی نداشتن مهارت و تعهدپذیری است که یقینا آموزش و پرورش باید این خلاء را جبران کند و حداقل ۴۰ درصد زمان آموزشی صرف آموزش مهارت‌های اشتغالی و زندگی شود.
>کاهش یک میلیونی تعداد شاغلان جوان

براساس آمارهای مرکز آمار ایران و مرکز آمار و اطلاعات راهبردی وزارت کار، در تابستان سال جاری تعداد ۵۷۴هزار و ۷۰۵ نفر از جوانان در سن ۱۵ تا ۲۴ ساله کشور بیکار بوده‌اند. این تعداد بیکار جوان در سن ۱۵ تا ۲۴ سال حکایت از نرخ بیکاری ۲۳درصدی این گروه دارد. البته این نرخ در سال‌های گذشته بین ۲۶ تا ۲۹ درصد بوده است. همچنین تعداد بیکاران در سن مذکور از یک‌میلیون نفر در سال‌های ۹۰ و ۹۱ به ۷۱۳هزار نفر در سال ۹۸ و درنهایت به ۵۷۴هزار و ۷۰۵ نفر در تابستان سال جاری رسیده است. روند نرخ بیکاری و تعداد بیکاران در سن ۱۵ تا ۲۴ ساله کشور طی سال‌های اخیر در ظاهر گویای وضعیت مطلوبی است، چراکه هم از نرخ بیکاری و هم از تعداد بیکاران کاسته شده است. اما اگر سایر ابعاد جمعیت در سن ۱۵ تا ۲۴ سال را در نظر بگیریم، تازه مسئله نه‌تنها گواه وضعیت مطلوب نخواهد بود، بلکه از یک بحران گریزناپذیر هم خبر می‌دهد. درحالی طی سال‌های ۱۳۹۰ تا تابستان سال جاری تعداد بیکاران در سن ۱۵ تا ۲۴ سال کاهش ۴۹۷هزار نفری داشته که طی این مدت از تعداد شاغلان در این سن حدود یک‌میلیون نفر کاسته شده و از تعداد جمعیت فعال (شاغل یا در جست‌وجوی کار) نیز یک‌میلیون و ۵۵۴ هزار نفر کم شده است. این نکته نیز قابل‌ذکر است که در نگاه اول ممکن است کاهش تعداد شاغلان و بیکاران را ناشی از کاهش تعداد جمعیت در سن ۱۵ تا ۲۴ سال تصور کنیم، اما زمانی که تعداد جمعیت غیرفعال در این سن را برای مثال با سال ۹۷ هم مقایسه می‌کنیم، مشاهده می‌شود به تعداد جمعیت غیرفعال بیش از ۱.۷ میلیون افزوده شده است. همچنین در تابستان سال جاری در مقایسه با تابستان سال گذشته این تعداد ۴۱۸هزار نفر افزایش نشان می‌دهد. مرور این آمارها نشان می‌دهد همانند دیگر سنین نیروی کار در ایران، یکی از دلایل کاهش نرخ بیکاری جوانان در سن ۱۵ تا ۲۴ سال، خروج برخی بیکاران از بازار کار و پیوستن به خیل ناامیدان یا افراد دلسرد از یافتن کار بوده است.
>نرخ بیکاری جوانان ایرانی ۲ برابر میانگین جهانی
گفته شد که نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله ایران بدون درنظر گرفتن شرایط دوره کرونایی که به‌طور قابل توجهی موجب بیکار شدن بخشی از نیروی کار به‌ویژه در بخش‌های خدماتی (گردشگری، مشاغل پذیرایی، آموزشی و...) شده، طی ۱۰ سال اخیر بین ۲۶ تا ۲۹ درصد بوده است. اما بررسی آمارهای سازمان بین‌المللی کار (ILO) نشان می‌دهد میانگین این نرخ در جهان طی سال ۲۰۱۹ حدود ۱۳.۶ درصد بوده است. برآورد ILO این است که تعداد بیکاران جوان در سن ۱۵ تا ۲۴ سال در کل جهان تا سال گذشته به ۶۷ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر رسیده است. طبق آمارهای مذکور، در سال گذشته شمال آفریقا با ۳۰.۲ درصد بالاترین بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله جهان را داشته است. نرخ بیکاری مذکور در مناطق جغرافیای سیاسی درحالی است که نرخ بیکاری جوانان در ایران برای سال ۹۸ (قبل از کرونا) ۲۶ درصد و میانگین سال‌های ۹۰ تا ۹۸ در همین حول‌وحوش بوده است. به‌عبارتی، نرخ بیکاری جوانان در ایران درحالی به کشورهای آفریقایی و عربی که جمعیت جوان بیشتری دارند، نزدیک بوده که این میزان ۲ برابر میانگین جهانی است. یکی از دلایل بالا بودن نرخ بیکاری بین جوانان به‌ویژه در کشورهای درحال توسعه، موانع ساختاری‌ای است که مانع از ورود جوانان به بازار کار می‌شود. فرآیند انتقال از تحصیل به مراکز اشتغال، فرآیندهای اقتصادی-اجتماعی، طولانی شدن دوره‌های رکود در اقتصاد و پایین بودن فرصت‌های اشتغال در بازار کار ازجمله این موانع ساختاری هستند.
>جوانان امروز به دنبال مشاغل به روز
در این خصوص سعید معدنی جامعه شناس و استاد دانشگاه به آفتاب یزد گفت: «متاسفانه در جامعه ما کسانی که تریبون در دست دارند، درکی از مدرنیته و جامعه مدرن ندارند. به همین دلیل گاهی اوقات سخنان این چنینی را بیان می‌کنند. امروزه اشتغال نسبت به سی چهل سال پیش بسیار تغییر کرده است. بخش مهمی از اشتغال را خود جوانان ایجاد می‌کنند و دولت باید در این خصوص تنها عرصه را آماده سازد. امروزه صنعتی مثل تئاتر، سینما، نویسندگی، انواع ورزش‌ها و... در جهان غرب پول ساز هستند. ما به دلیل تفکر غالب حاکم بر جامعه که در تضاد و تعارض با مدرنیته است اجازه بروز استعداد به جوان‌ها را نمی‌دهیم به همین خاطر بخش مهمی از اشتغال جوانان در جامعه ما تقریبا تعطیل شده است. مثلا در کشوری مانند هند جوانان درآمد کلانی از سینمای بالیوود دارند و یا در انواع ورزش‌های جهان، جوانان درآمدهای زیادی را کسب می‌کنند مثل برزیل که 50 هزار بازیکن فوتبالیست در جهان دارد. به دلیل محدودیت‌هایی که ما به واسطه طرز تفکر خود برای جوانان خود ایجاد کرده‌ایم با مشکلات زیادی مواجه هستیم و اجازه نمی‌دهیم که جوانان استعداد خود را بروز دهند و از طرف دیگر هم توان نداریم که به شکل کلاسیک و قدیمی اشتغال ایجاد کنیم. مشکل همین جا است که مسئولین متاسفانه درک درستی از جامعه مدرن ندارند. در جوامع امروز حکومت‌ها در فعالیت‌های جوانان زیاد مداخله نمی‌کنند و اجازه می‌دهند که جوان هنر، تخصص و علاقه خود را دنبال کند، ورزش حرفه‌ای انجام دهد و ده‌ها شغل دیگر که امروزه درآمدهای کلان دارد. الان یکی از ثروتمندترین اقشار جهان ورزشکاران و هنرپیشه‌ها هستند یا مثلا ثروتمندترین بانوی جهان نویسنده یک رمان است. ما اجازه نمی‌دهیم که این دست از اشتغالات ایجاد شود. از طرف دیگر هم برای اشتغال زایی کلاسیک دیگر توانایی نداریم. اقتصاد ما تقریبا اقتصاد مرده است اما جوانان را به بی‌تعهدی متهم می‌کنیم. مشخص است در همه جای جهان امروز هیچ جوانی راغب به انجام کارهای یدی نیست، بلکه جوانان به دنبال کارهای تکنیکی هستند. نباید با ذهنیت قدیمی به مفهوم اشتغال نگاه کرد. الان دیگر اشتغال زایی با استفاده از ایجاد کارخانه‌ها و کارگاه‌ها صورت نمی‌گیرد. بخش عظیمی از مشکلات جامعه با اشتغال جوانان به این دست از پروژه‌های فکری و هنری و مشاغل جدید حل می‌شود. محدودیت‌های فکری موجود باعث می‌شود استعدادهای جوانان ما سرکوب شود و این باعث بیکاری و سرخوردگی در
جوانان می‌شود.»
>توقع کار سخت و دریافت حداقلی از تحصیل‌کردگان!
همچنین امیرمحمود حریرچی جامعه شناس در این خصوص به آفتاب یزد گفت: «افراد شاغل هم در کشور ما درآمد مناسبی ندارند و هرساله به میزان بسیار زیادی مهاجرت صورت می‌گیرد. بسیاری از تحصیل‌کردگان ما یا مهاجرت کرده‌اند یا در حال مهاجرت هستند. حتی کارگران ساده جامعه ما هم در حال مهاجرت هستند. مشکل اصلی مسئولین ما در خصوص این نوع برنامه ریزی‌ها این است که ریشه مسائل را نمی‌شناسند و اینگونه از خود رفع مسئولیت می‌کنند. خود اسم وزارتخانه جوانان و ورزش تحت سوال است؛ زیرا به جوانان تنها از منظر ورزش نگریسته می‌شود و این وزارتخانه نمی‌تواند درباره شغل جوانان اظهار نظر کند بلکه وزارت کار باید در این خصوص اظهار نظر کند که این وزارتخانه به خوبی از آمارهای بالای بیکاری در جامعه ما آگاه است. حدود 10 میلیون دانش آموخته دانشگاهی بیکار در جامعه ما وجود دارد که این دسته هیچ نوع فعالیت اقتصادی ندارند. بسیاری از این دانش آموخته‌ها در شغل‌های ساده مانند تاکسی‌های اینترنتی مشغول هستند. در جامعه ما افراد زیادی دارای مدرک دکتری اما بیکار هستند و شغلی ندارند. نکته این جاست که بدون برنامه ریزی و بدون تولید اقتصادی و یک دید جامع، دانشگاه‌های زیادی در کشور تاسیس کرده‌ایم. بیشترین تعداد فارغ‌التحصیلان نسبت به جمعیت را ایران دارد. همچنین تعداد مراکز دانشگاهی ما در ایران بسیار زیاد است. زمانی که بی‌رویه دانشگاه تاسیس شد باید پیش‌بینی می‌شد که فرد تحصیل کرده امید دارد که مطابق تحصیلاتش کار مناسب خود را پیدا کند. کسانی که تحصیلات ندارند با سختی درحال انجام کار برای گذراندن زندگی خود هستند ولی نمی‌شود از قشر تحصیل کرده جامعه این انتظار را داشت. قشر محروم جامعه در سخت‌ترین شغل‌ها با حداقل‌ها در حال کار کردن هستند اما جوان تحصیل کرده نمی‌تواند به این شغل‌ها مشغول شود. مسئولین باید احساس تعهد کنند و درکی از
رضایت مندی مردم از زندگی‌شان را کسب کنند. این نوع
اظهار نظرات به دلیل فاصله بسیار زیاد مسئولین از مردم است.»