قاصدک 24

اصولگرایان برای اصلاح‌طلبان نیز تصمیم گرفته اند!

آفتاب یزد - رضا بردستانی: شایعه می‌سازند، منتشر می‌کنند، تکذیب می‌کنند، این و آن را و ایضاً فضای مجازی را متهم می‌کنند بی‌آنکه دقت کنند اصل شایعه، آن قدر بی‌اساس است که نیازی به تکذیب ندارد! مثلا خبر رسید که «رئیس قوه‌ی قضائیه برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری استعفا داده است.» بعد مدیرکل روابط عمومی قوه قضائیه، بدون آن که توضیح دهد «رئیس قوه‌ی قضائیه برای نامزد انتخابات ریاست جمهوری شدن، نیازی به استعفا ندارد» آن شایعه را تکذیب می‌کند.
خبر دیگر، آمدن‌ها و نیامدن‌های معرفتی و مرامی است؛ لاریجانی بیاید من نمی‌آیم، رئیسی بیاید لاریجانی نمی‌آید، قالیباف گفته در صورتی می‌آید که رئیسی نیاید و... همه‌ی این‌ها شبیه و نظیر همان‌هایی است که ۱۳۹۶ و ۱۳۹۲ و۱۳۸۸ و۱۳۸۴و... نیز تکرار می‌شد و اما داستان ۱۴۰۰ است و زمینی خالی از رقیب!
> اصولگرایان علیه اصولگرایان، مجلس یا ستاد انتخابات؟!
چندین و چند تن از نمایندگان مجلس، میانه‌ی میدان انتخابات دیده شده اند؛ برخی از پیش اعلام شده و برخی چراغ خاموش، بیرون گود مجلس اما صفی ۱۰۰ نفره برای رسیدن به پاستور تشکیل شده از نظامی و غیر نظامی گرفته تا ۸۰ساله و ۳۹ ساله!

برخی که می‌دانند لذت انتخابات به نامزد شدن است حتی شعار انتخاباتی خود را نیز رسانه‌ای کرده‌اند اما بعضی که می‌دانند زمین انتخابات محل «بازی بزرگان» است یا همچنان در حصن حصین سکوت به سر می‌برند یا از دریچه تحلیل و بررسی فعلا، بالا و پایین‌شدن‌ها را می‌نگرند و نیز هستند رندانِ کاربلدی که تماشاگر یقه‌گیری‌ها و برملاشدگی‌ها و افشا شدن‌ها هستند!
> مجلس تنگه اُحُد را رها کرده سرگرم غنائم است!؟
در این بازار پر غوغای تلاش برای رئیس جمهور شدگی (!) دو مسئله، اندک اندک حاد می‌شود؛ یکی اصولگرایانی که علیه اصولگرایان رخت رزم بر تن کرده‌اند و دوم اینکه نمایندگان مجلس شورای اسلامی که در میانه‌ی «کرونا» و «گرانی ها» و «کمبودها» و «مرغ و روغن» و «ارز» و «بورس» و در تنگاتنگ «نشست وین» و «مذاکرات هسته‌ای - برجامی»، به اصطلاح «تنگه‌ی اُحُد» را رها کرده به دنبال «غنائم» سرگرم است!
پیشترها در یادداشتی نوشته بودیم فارغ از قالیباف که هنوز درباره انتخابات حرفی نزده و معلوم هم نکرده که می‌آید و یا نمی‌آید اما شواهد و قرائن آن قدر بسیار است که دیگر تردیدی باقی نگذاشته (!) گانه‌هایی که در سطح جامعه دست به دست می‌شود مبنی بر آمدن و یا نیامدن آن و این نماینده، مجلس را از تک و تای رسیدگی به امور جاری مردم و مملکت می‌اندازد و تبدیل می‌شود به ستاد انتخاباتی و ناگفته، تکلیف ستاد انتخاباتی روشن است که عده‌ای می‌شوند همراه و عده‌ی رقیب و جنگی که تماشایی است؛ وسط بهارستان به سمت پاستور!
> اصلاح‌طلبان در چهار جبهه، یک جبهه تماشاچی!
حالا و در روزهایی که سیاست و بر اریکه ماندن و بودن را «نوبتی» فرض کرده‌اند گویی همه‌ی اسباب قدرت در یدِ اختیار اصلاح‌طلبان بوده - که می‌دانند نبوده - با صدای رسا می‌گویند: «نوبتی هم باشد نوبت اصولگرایان است.» دیگر نه گوشی بدهکار است و نه دغدغه‌ای مردد که یک کاسه شدن قدرت نه به نفع نظام است نه مردم؛ انتخابات است، انتخابات ریاست جمهور، شبیه گلوله‌ای برفی رها شده از سر قله، هرچه پایین‌تر می‌آید بزرگتر می‌شود، خطرناک‌تر و ویران‌کننده تر... کنار نکشند تا ته دره بدرقه خواهند شد.
اصلاح‌طلبان اگرچه پا پس نکشیده‌اند و همچنان برای فرستادن یک نامزد نام آشنای تا بن دندان اصلاح‌طلب تلاش می‌کنند اما تردیدها در قبیله‌ی اصلاح‌طلبی شامل سه گروه شده است؛ برخی که سودای استقلال و شاید برائت طلبی از جمیع اصلاحاتی‌ها دارند، بعضی که همچنان می‌گویند ائتلاف بی‌ائتلاف، فقط اصلاح‌طلب راستین شناسنامه دارد، عده‌ای که ماه‌ها و سال‌ها است به دنبال یکی دیگر شبیه حسن روحانی می‌گردند محکم تر، متعهد‌تر و خوش قول و وفادار‌تر و آن عده که این سه گروه را به نظاره نشسته‌اند.
> اصولگرایان برای اصلاح‌طلبان نیز تصمیم گرفته اند!
اگرچه زمین اصلاح‌طلبان خالی از مدعی رئیس جمهور شدن نیست اما اصولگرایان‌عدم حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست جمهوری را فرض محکوم به انجام تلقی کرده‌اند پس بی‌آن که برای اصلاحاتی‌ها حسابی باز کنند میدان رزم گشوده‌اند علیه اصولگرایان و از این جا است که ریاست جمهوری ۱۴۰۰ بدلی از جنگ اصولگرایی علیه اصولگرایی است!
حتی اگر انتخابات ریاست جمهوری، تنها و تنها یک نامزد داشته باشد تا دعوای انتخاباتی نباشد، به طور طبیعی مزه نمی‌دهد همین مزه ندادن و مفروضاتی که بوی تصمیم‌گیری اصولگرایان برای اصلاح‌طلبان می‌دهد، اصولگرایان چاره‌ای ندارند که یقه‌ی رقیبی که نابوده فرضش کرده‌اند را رها کرده بچسبند بیخ یقه‌ی اصولگرایانی که شانس بیش و کمی دارند.
این نیز بدعتی است در انتخابات که اول رقیب را حذف می‌کنند بعد برای باقیمانده‌ی نقش و سهم تعریف می‌کنند و در نهایت تلاش‌ها مصروف به از میدان به در کردن رقبا می‌شود گویی تصمیم بر آن قاعده است که انتخابات به صندوق نرسیده تعیین تکلیف شود مثل فوتبالی‌هایی که بارها گفته اند: «نتیجه بیرون مستطیل سبز تعیین شده است!»
> شایعه‌سازی‌هایی که بوی ترس می‌دهد!
فارغ از مجلس و برخی مجلس نشینان از راس هرم قوه‌ی مقننه تا صندلی‌هایی در صحن؛ که سودای پاستور در سر دارند رایزنی‌های برخی و بعضی اصولگرایان و اصلاح‌طلبان گویی به مذاق باقیمانده‌ی اصولگرایان خوش نیامده و از همین رو است که دائم می‌گویند: «اگر فلانی بیاید، لابد بهمانی نمی‌آید» و «اگر بیاید فلان و چنان می‌شود!» در میانه‌ی دعواهای این چنینی و شایعه‌هایی که در شایعه بودنش نیز باید تردید کرد (!) دو مسئله آزاردهنده است؛ تمامیت خواهی عده‌ای برای خالی کردن صحنه؛ نه فقط از رقیب اصلاح‌طلب که از هر رقیبی که پیروزی احتمالی را به خطر بیندازد و دیگر
یکسره کردن ماجرا از بُعد رسانه ای!
> دولتی که نمی‌خواهد برود!
انتخابات ریاست جمهوری است، دولت مستقر اگرچه شانسی برای باقی ماندن ندارد اما همه‌ی سودازدگان پاستورنشین به خوبی دریافته‌اند که زمین را همین گونه نیز خالی نخواهد کرد پس حتی اگر بیمی از اصلاح‌طلبان نداشته باشند - که ندارند! - از دولتی که هنوز و تا ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ساکن در پاستور است به شدت بیم دارند و این یعنی؛ برخی شایعه‌ها نه ارتباطی به اصولگرایان دارد و نه تناسبی با اصلاحاتی ها، مسئله چهره‌ی مورد عنایت دولت است؛ دولتی که می‌داند باید برود اما نمی‌خواهد!
یکی - دو سال اخیر، بیشترِ مباحثی که در اطراف پاستور با درونمایه‌ی انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ در جریان بود به این نتیجه و نکته‌ی مهم منتهی می‌شد که چهره‌ی مورد عنایت دولت کیست و این فرد آیا از سوی اصلاح‌طلبان حمایت خواهد شد؟
این که می‌گوییم اصلاح‌طلبان بدان سبب است که اصولگرایان برای ۱۴۰۰ هر تصمیمی که باید اتخاذ کنند، اتخاذ کرده‌اند در این میان برخی و بخشی از اصلاح‌طلبان بر همان مدار ۹۲ و ۹۶ می‌خواهند از نامزدی حمایت کنند که حتی اگر اصلاح‌طلب نباشد اما بازهم به آن‌ها چون نزدیک‌تر احساس می‌شود کفایت
خواهد کرد!
پس بخشی از شایعه‌ها ریشه در ترس دارد که این ترس اندک اندک به سمت و سوی تخریب نیز حرکت خواهد کرد تخریب‌هایی که شاید تا شب انتخابات نیز ادامه پیدا کند.
نکته‌ی پایانی اما فضای دم کرده و گُر گرفته‌ی این روزها است، مردمی که معیشت‌شان حال و روز خوبی ندارد، بورس اوراق بهادار که به حال خود رها شده، گرانی‌ها که فعلا به این و آن ربط داده می‌شود و ارز و طلا که یک روز در سراشیبی است و روزی دیگر در سربالایی و مذاکرات برجامی که دولت فارغ از تمامی دغدغه‌ها می‌خواهد بی‌سرانجام رها نشود.
دولت آخرین تخم مرغ خود را بازهم در سبد برجام گذاشته با این امید که شاید در دقیقه‌ی ۹۰ حتی انتخابات ریاست جمهوری را نیز مالِ خود کند مسئله‌ای که با نیم نگاهی بر صفحه‌ی نخست روزنامه‌های منتقد دولت به خوبی هویدا است از تیترها گرفته تا سرمقاله‌ها و گزارش ها. آنچه البته همچنان بازارگرمی دارد انتقاد از دولت است گرم‌تر از حتی انتخابات و پر سر و صداتر از همه‌ شایعه‌هایی که اساساً کذب است و نیازی به تکذیب ندارد!