صبر خدا هم، اندازه‌ای دارد!

نعمت احمدی حقوقدان  
 
بیش از یکسال از ورود ویروس کرونا به کشور گذشته است. اکثر کشورهای منطقه گروه‌های هدف را واکسیناسیون کردند و مشاغل این کشورها و فعالیت زندگی آغاز و جاری شده است. متاسفانه درایران گویا اختلافاتی که ظاهرا در پشت پرده نسبت به تهیه واکسن پیش آمده، مانع از تامین واکسن مورد نیاز مردم شده است. جالب است همین میزان واکسنی که وارد شده، مشخص نیست آیا به گروه‌های هدف رسیده یا نه؟ از طرفی، اخباری که مربوط به واکسیناسیون برخی از افراد به جای پاکبان‌ها امروزه در صدراخبار فضای مجازی قرار گرفته، نمی‌تواند آن میزان خبرساز باشد که اصل مطلب تامین واکسن را تحت‌الشعاع قرار دهد. واقعیت این است که جامعه امروزی ما به لحاظ شرایط تحریمی نیاز به بازگشایی بسیاری از مشاغل دارد. مشاغلی که در شرایط موجود امکان بازگشایی آنان میسر نیست. دولت که برنامه‌ دقیق برای تهیه واکسن ندارد، چگونه می‌تواند از مردم بخواهد دو هفته دنبال رزق و روزی خود نباشند و این اختلاف اساسی بین بخش خصوصی و مشاغل بخش خصوصی با مشاغل دولتی را چگونه می‌توان حل و فصل کرد؟ وقتی سیستم بانکی فعال است، وقتی دوایر دولتی ولو با تعداد کم پرسنل کماکان دایر می‌باشد، درخواست از مردم آنهم بخش خصوصی که سال‌هاست به موجودی ضعیف و نحیف تبدیل شده، اینکه سر کار حاضر نشوند، به نوعی تقابل بین دولت و مردم را به ذهن متبادر می‌کند. وقتی قانون به‌وسیله افراد به راحتی کنار گذاشته می‌شود، ولو با بازگشایی محل کسب و کار که حق طبیعی مردم است، این جواز صادر می‌شود یا فرد خاطی خود را دارای این اختیار می‌داند که در موارد دیگر خصوصا در موضوعاتی که فی الواقع قانون شکنی است، به‌راحتی قانون‌شکن بشوند. آیا برازنده ملت چندهزار ساله ایران است با امکانات ملی و سرانه ثروتی که ما را در ردیف کشورهای ثروتمند به شرط مدیریت صحیح قرار می‌دهد، در تامین واکسن در انتهای جدول کشورها قرار بگیریم؟ چه توقعی است وقتی که اقتصاد نحیف بخش خصوصی که زیر چرخ دنده تحریم‌ها به نفس نفس افتاده است، درگیر بی‌برنامگی مسئولانی بشود که حداقل نیاز اولیه مردم در تامین بهداشت آنان را رعایت نمی‌کند. افراد عادی می‌دانستند در پایان اسفندماه و تعطیلات پیش روی نوروزی اگر برنامه صحیحی برای کنترل سفرها و برنامه‌های مربوط به کرونا نداشته باشیم، برنامه‌هایی که به‌راحتی می‌شد به‌خاطر تقارن با دو هفته تعطیلات نوروزی آ‌ن‌را اعمال و اجرا کرد، وضع بهداشت عمومی در رابطه با کرونا را کنترل نمود. تعداد افرادی که در اسفندماه بر اثر کرونا فوت می‌کردند را با تعداد امروزین که از عدد 300 البته آمار رسمی اعلامی که همگان بر این باورند با آمار واقعی کمی متفاوت است، این فاصله معنادار را پیدا نمی‌کرد. هم‌اکنون نیز بین مسئولان بالادستی در خصوص تامین واکسنی که حق طبیعی مردم است، اختلاف افتاده است. بگومگوها شروع شده و ظاهرا قرار است اختلافات پشت پرده در تامین واکسن مورد نیاز مردم به اسرار مگویی تبدیل شود! بی‌برنامگی از آنجا ناشی شد که در رسانه ملی یکی از نهادها پرده‌برداری از بشقابی نمود که از صدمتری می‌توانست ویروس کرونا را شناسایی و ردیابی کند. بی‌برنامگی از آنجا شروع شد که چندین مرکز غیرمرتبط مدعی تولید واکسن شدند و تاسف بار اینکه افرادی را در مقابل دوربین تلویزیون نشاندند و لحظه تزریق واکسن تولیدی داخل را در معرض دید عموم قرار دادند. حال پرسش این است تکلیف این افراد که به عنوان انسان‌های آزمایشگاهی در تزریق انسانی واکسن مورد استفاده قرار گرفته‌اند، چه شده است؟ هم‌اکنون چه نهاد و سازمانی پاسخگوی این نیاز اولیه‌ای است که مردم به طبع اعتمادی که باید به مدیران خود داشته باشند توقع دارد که دولت در مقاطع خاص و حساس از جان آنان حفاظت کند. چند روز دیگر موسم انتخابات است. لابد دوباره از مردم می‌خواهیم با هر سر و وضعی که شده به پای صندوق های رای بیایند. اما در جواب ساده و اولیه مردم که ما هم انسانیم، حق حیات داریم، حق زندگی داریم، برابر قانون اساسی آزادی داریم که شغل خود را انتخاب کنیم و حال که شغلی را انتخاب کرده‌ایم، چرا در پناه مدیریت نامتوازن باید با خانه نشینی مشاغل خود را رها کنیم؟ به خدا این مردم مظلوم هستند. واکسن کالایی نیست که بشود از بازار سیاه آن‌را تامین کرد. وظیفه مسئولان است که باید برای حفظ جان مردم اختلافات را کنار گذاشت، راه‌های تامین واکسن را به خاطر خدا هموار کنید. تا کی اختلافات جناحی در مورد اف ای تی اف، پالرمو و دیگر پیمان‌هایی که ما را از جهان آزاد دور نگه داشته است، باید سایه خود را بر حیات مردم بیندازد. اینها اعداد نیستند، اینها انسانند. وقتی که صحبت از 320 نفر فوتی‌های هر روز می‌شود و با تاسف هر روز سرانه آماری رو به بالا می‌رود، یک لحظه خود را باید جای خانواده‌هایی گذاشت که هم اکنون عزادارند. حتی نمی‌توانند در مراسم کفن ودفن عزیزترین عزیز خود شرکت کنند. از طرفی، مسئولان وقتی که جلوی دوربین تلویزیون قرار می‌گیرند، انگار معصومانی هستند که گناه دیگران را به گردن آنان می‌اندازند. نه، فی‌الواقع نوع مدیریت ما باعث شده در پایان خط کشورهایی که تامین‌کننده واکسن هستند، لنگ‌لنگان قدم برداریم و هر روزه مردم را متهم کنیم که مثلا فلان پروتکل را رعایت نکرده‌اید. اما مردم نتوانند از شما بخواهند شما که مدیرهستید، این مردم هم جزوی از ایرانند. مردم که چاره‌ای ندارند جز اینکه پروتکل‌ها را رعایت کنند اما قادر نباشند درخواست کنند ما هم آدمیانیم. آیا برای مردم کشوری که یکی از ملت‌های تمدن‌ساز تاریخ هست، اینگونه با جان‌مان رفتار شود؟ صبر خدا هم اندازه‌ای دارد.