چرایی هجمه به «میدان»

مسئله چگونگی لو رفتن نوار و اینکه چه کسی نوار را در اختیار شبکه‌های معاند قرارداده و یا دستگاه قضا با انتشاردهندگان آن چه برخوردی می‌کند، نیست، چراکه انتشار این نوار پایان ماجرا نیست بلکه آغاز ماجرایی است که یک تیم پیچیده و پنهان اطلاعاتی و امنیتی آن را مدیریت و با انتشار آن آینده سیاسی کشور را هدف گرفته و برای انتخابات آینده برنامه‌هایی را طراحی کرده است و به همین دلیل است که هم‌زمان با هجمه به مقاومت و مردان میدان در این نوار، همین واژگان از سوی یکی از افراطی‌ترین عوامل فتنه ساز داخلی که نقش اصلی را در فتنه‌های ۷۸ و ۸۸ داشت و همچنین ژنرال مکنزی فرمانده تروریست‌های امریکایی مستقر در منطقه علیه نیرو‌های خط مقدم مقاومت در منطقه مطرح می‌شود.
اگرچه نکات مطرح‌شده در این نوار از جلوه‌هایی از این طرح رونمایی کرده است، اما تأمل بیشتر در محتوای این مواضع، ابعاد سناریوی این تیم امنیتی را آشکار می‌کند. ماجرا ازاین‌قرار است که جریان غرب‌گرایی در کشور به‌رغم هزینه‌هایی که در چند سال اخیر با استراتژی خود در تضعیف مبانی نظام و هدف‌گیری عزت و اقتدار ایران در چارچوب یک نقشه راه در قالب تضعیف مبانی تفکر ناب اسلامی در ایران آغاز و طی هشت سال گذشته و برخی دیگر از ادوار گذشته تمام ظرفیت و توان خود را برای تغییر در مبانی فکری و اجرایی کشور با زدن بد‌ترین تهمت‌ها به نیرو‌های مخلص انقلاب که از آغازین روز‌های پیروزی حفظ اصالت و سلامت مبانی انقلاب و امام را با مجاهدت‌های میدانی به کار گرفته و در چارچوب استراتژی خود با طراحی دوقطبی جعلی «صلح و جنگ»‌تلاش کرد فداکار‌ترین نیرو‌های کشور را که حاج قاسم سلیمانی سمبل آن‌ها بود مقابل مردم قرار دهد.
این جریان برای پیروزی بر مردان میدان و نه رقبای سیاسی خود، آن‌ها را متهم به جنگ‌طلبی، عدم تعامل با دنیا، تنش‌زایی، شعار دادن از جیب مردم و... کرد و، چون عموماً در اداره کشور شکست خورد ناکامی‌های خود را حاصل تندروی‌ها اعلام کرد و مجاهدت‌های مدافعان حرم عراق و سوریه و لبنان را که نقش اصلی در رفع خطرناک‌ترین تهدید نه‌تن‌ها علیه مردم ایران و یا مسلمانان و حتی علیه بشریت داشتند، هزینه‌بر برای کشور قلمداد و عملیات غرورآمیز برخورد با متجاوزان به مرز‌های آبی کشور تا سرنگون کردن پهپاد متجاوز امریکایی و حتی حمله به عین الاسد را دشمن‌تراشی و همه را بهانه قرار داد تا ناتوانی‌های خود را پوشش دهد و در آخر هم ناتوانی‌ها و بعضاً کارشکنی‌های برخی از هم‌پالکی‌های خود را در پوشش اینکه «نمی‌گذارند و حاکمیت دوگانه» توجیه می‌کند.
انتظار این جریان این بود که فشار‌های اقتصادی بر مردم که عمدتاً ناشی از ناتوانی و ناکارآمدی‌های مدیران غرب‌گرا بود بر گردن «مردان میدان» بیفتد و با مقصر شناساندن آن‌ها جریان غرب‌گرا پیروز شود وهمان سناریویی سال‌های ۹۲ و ۹۶ را با رقیب هراسی و ترساندن مردم از جنگ و سلب آزادی‌های فرهنگی و اجتماعی، و ادعای گردن زدن‌ها و دیوارکشی پیاده‌رو‌ها تکرار کند، چراکه این جریان هیچ‌گاه انتخاب مردم نبوده، بلکه هنرش رقیب هراسی و جلب آرای سلبی بوده. این واقعیت را در فرازی از سخنان آقای وزیر می‌توان دید، آنگاه‌که نمی‌تواند ناراحتی خود را از انتخاب مردم پنهان کند، او تصریح می‌کند که در نظرسنجی‌ها، محبوبیت حاج قاسم بسیار بالا رفته و از محبوبیت او کاسته شده است؛ و اکنون‌که کشور به آستانه انتخابات دیگری رسیده برخلاف تمام تلاش‌ها و برنامه‌ریزی‌های این جریان، حتی همفکران سیاسی این جریان هم به دلیل نداشتن حجتی برای مردم کاملاً منفعل و سرگردان مانده‌اند و مردم نیز در نظرسنجی‌ها حتی اعتبار بیش از ۱۰ درصد را نیز برای چهره‌های مطرح آن‌ها قائل نیستند، از سناریوی فوق در قالب ثبت تاریخ شفاهی کارنامه دولت رونمایی و تلاش‌های گسترده‌ای با اتکا به شبکه‌های ماهواره‌ای و فضای مجازی که طی سال‌های اخیر از هیچ دشمنی علیه مردم ایران کوتاهی نکرده‌اند، برای مدیریت فضای انتخابات آینده آغاز کرده‌اند.


مقاومت مردم ایران در سال‌های اخیر مهم‌ترین عامل شکست راهبرد فشار حداکثری دشمنان بود و صلابت و اقتدار مردم ایران را به جهانیان نشان داد، نهادینه شدن این گفتمان به‌رغم همه آلامی که مردم از فشار‌ها و تحریم‌های دشمنان و ناکارآمدی‌های داخلی تحمل می‌کنند، فارغ از اهداف برخی طراحان و مجریان تهیه و انتشار این نوار صوتی که سوابقشان در نیت سوء آن‌ها تردیدی باقی نمی‌گذارد و فارغ از تعارفاتی که این روز‌ها نسبت به سردار سلیمانی شده و یا می‌شود، به نظر می‌رسد تلاش برای تخریب مظهر مقاومت میدانی، مقدمه‌ای برای جلوگیری کردن از نهادینه شدن این گفتمان است. اگرچه به دلیل ضعف‌ها و ناکارآمدی‌هایی که این جریان بر کشور تحمیل کرده، متأسفانه بخشی از توده‌های مردم به‌جای درک علل و ریشه‌ها و اصلاح رفتار انتخاباتی در انتخابات ۹۲ و ۹۶، در انتخابات مجلس یازدهم با صندوق‌های رأی فاصله گرفتند؛ و در شرایطی که متـأثر تحولات دو سال گذشته و شناخت مردم از دلیل ضعف‌ها و ناکارآمدی‌های گذشته ضرورت کارآمدی و عدالت، در حال تبدیل‌شدن به مطالبه ملی است، این بار دوگانه قدیمی در لباسی جدید ظهور می‌کند و مذاکره-مقاومت جای خود را به «دیپلماسی- میدان» می‌دهد.
مرد میدان ما که اعماق بازی دوقطبی‌سازی غرب‌گرا‌ها را به‌درستی شناخته بود هیچ‌گاه وارد این زمین شد. او تمام دعوت‌ها برای ورود به رقابت‌های سیاسی را رد می‌کرد و تنها به مأموریت خود می‌پرداخت، البته نه اینکه عرصه سیاست را نمی‌شناخت، نه او خیلی خوب این صحنه را شناخته بود، ولی می‌دانست این دعوت‌ها برای نابود کردن گفتمان جهاد و مقاومت است لذا اجازه نمی‌داد گفتمان امامین انقلاب محل نزاع جریانات سیاسی شود. شهید سلیمانی اسوه کارآمدی و عدالت‌خواهی بود. حاج قاسم به همین جهت یگانه بود. مردی که بدون هیچ چشمداشتی بزرگ‌ترین دستاورد‌های ملی تاریخ را برای ایرانیان به ارمغان آورده بود، مردی که به جای مسابقه ثروت و قدرت با آن‌ها، در مسابقه خدمت شرکت جسته بود. قلب‌های ملت خلوص نیتش را دریافته بود و همین، عشق به او را روزبه‌روز بیشتر می‌ساخت.
اکنون چراغ امید یک ملت به آینده روشن و مطالبه کارآمدی و عدالت‌خواهی از مسئولان محور آن است و این چیزی نیست که در قامت این غرب‌گرایان بگنجد و حتی بسیاری از واژه‌های آن در قاموس آن‌ها حتی معادلی ندارد و به همین دلیل است که با این بازی پیشاپیش سلامت و اعتبار انتخابات آینده را این‌گونه هدف گرفته‌اند. اکنون مردم ایران به‌رغم دشواری‌ها و ناملایمات، مسیر آینده را شناخته‌اند و همین شناخت مقوم آنان برای انتخاب آگاهانه و هوشمندانه ۲۸ خرداد است.