راهبرد گمشده اقتصاد ایران


گروه اقتصادی – کورش شرفشاهی: با نزدیک شدن به انتخابات، شاهد گرم شدن تنور مناظره‌ها هستیم. در حال حاضر مناظره ها بیشتر حالت رقابتی دارد. این رقابت‌ها درحالی جدی‌تر میشود که مشکلات اقتصادی متکی بر معیشت مردم بیشتر مطرح می شود. امروزه نامزدهای ریاست جمهوری تمامی مسایل را رها کرده و بر مباحث اقتصادی انگشت گذاشته اند که در این بین تورم، گرانی، مسکن و سلامت بیش از سایر موارد مردم را آزار می دهد. اما در همه انتخابات، با معضلی اساسی به نام وعده های بدون پشتوانه و غیرکارشناسی روبرو هستیم، وعده هایی که تحقق پذیر نیست و با روح و روان مردم بازی می کند. اما لازم است این معضلات مورد بررسی قرار گیرد.

نبود راهبرد در اقتصاد
یکی از مواردی که اقتصاد کشور را به چالش کشیده، نبود راهبرد مشخص در اقتصاد است. امروزه مشخص نیست ساختار اقتصادی کشور ما دولتی، نیمه دولتی، خصوصی، تعاونی، متمرکز یا ... است. بدرستی معلوم نیست در عرصه اقتصاد از کدام مکتب الگو می گیریم. اگر در مورد اقتصاد اسلامی بحث می کنیم، مشخص نیست تا چه اندازه تابع اقتصاد اسلامی هستیم. اگر اقتصاد ما راهبرد داشت و از اسناد بالادستی تبعیت می کرد، بی شک راهبرد کشور در چشم انداز ۳۰ ساله مشخص بود. برای اثبات بی ثباتی در عرصه اقتصاد، کافیست به اظهارات نامزدهای ریاست جمهوری توجه کنیم. اینکه یک نفر یارانه ۴۵ هزار تومانی را به ۴۵۰ هزار تومان می رساند و دیگری همین یارانه را تا یک میلیون تومان افزایش می دهد، بیانگر آن است که هیچ ثباتی در عرصه اقتصاد وجود ندارد. اگر یارانه ثبات داشت و از برنامه ای مشخص تبعیت می کرد، مشخص بود که هر سال چند درصد افزایش می یابد. این در حالیست که سال هاست یارانه ثابت مانده و در هر دوره از انتخابات دستاویزی برای نامزدهای ریاست جمهوری می شود. نکته تاسف آورتر اینکه با تغییر دولت ها، سیاست های اقتصادی نیز تغییرات ۱۸۰ درجه ای را تجربه می کند. یک نامزد تابع اقتصاد لیبرالیستی است و اعلام می‌کند که با روی کار آمدنش، خصوصی سازی آزاد می‌شود و کارخانه ها می توانند آزادانه فعالیت کنند، نامزد دیگر تابع اقتصاد سوسیالیستی و دولتی است و اعلام می‌کند که با روی کار آمدنش، تحولی اساسی در اقتصاد به وجود می آورد. در صورتی که اگر راهبرد اقتصادی مناسبی در کشور وجود داشت، این وعده ها محدود می‌شد. در آن صورت اگر نامزدی حرفی می زد یا ادعایی می‌کرد، می بایست با استناد به راهبرد از پیش تعیین شده حرف بزند و بر اساس آن ملزم بود که اقدام کند. هنگامی که راهبرد اقتصادی مناسبی وجود نداشته باشد، با رفتن رئیس بانک مرکزی یا آمدن وزیر اقتصاد یا رئیس جمهور جدید، همه چیز تغییر میکند و کشور بر اساس تفکرات فرد جدید اداره می شود. هنگامی‌که راهبردی در اسناد بالادستی نداریم، آیا نباید به تضاد سلیقه‌ای تن بدهیم.

خلا ارزیابی عملکرد دولت ها
وعده های پوپولیستی نامزدهای ریاست جمهوری ناشی از آن است که هیچ نگرانی از بابت آینده ندارند. امروزه هیچ ارزیابی از عملکرد دولت ها صورت نمی گیرد. دستگاه های ناظر همچون مجلس شورای اسلامی یا مجمع تشخیص یا دیگر نهادهای نظارتی، از عملکرد دولت ها ارزیابی نمی کنند و همین باعث می شود هیچ نگرانی برای نامزدها وجود نداشته باشد. اگر امروز روحانی که در روزهای پایانی مدیریت خود قرار دارد، نگران بازخواست بود، بی شک ۴ سال پیش جرات دادن شعارهای آنچنانی را به خود نمی داد. البته امروزه در قالب طنز عملکرد دولت ها زیر تیغ نقد قرار می گیرد، اما به دلیل آنکه جدیتی در ارزیابی وجود ندارد، نامزدهای ریاست جمهوری به خود اجازه طرح هر نوع وعده ای را می دهند، بدون آنکه نگران پاسخگویی فردا باشند. اگر امروز قرار است یک نامزد ریاست جمهوری جهنم اقتصادی را به بهشتی برای مردم تبدیل کند، باید برای این مهم پاسخگو باشد و تا زمانی که جناح، حزب یا تشکلی پشت یک نامزد نباشد که نگران سرزنش آینده باشد، وضعیت همین طور است.

نیاز به سازمانهای مردم نهاد
متاسفانه تاکنون هیچگونه ارزیابی از عملکرد دولتها ارائه نشده و آنچه در این بین ضرورت دارد، وجود سازمان های مردم نهاد است. در شرایطی که مراکز رسمی دولتی همچون مجلس شورای اسلامی، دیوان محاسبات یا مجمع تشخیص مصلحت آنقدر جسارت بررسی عملکرد دولت ها را ندارند، لازم است سازمان های مردم نهاد در این زمینه فعال تر عمل عمل کنند. این سازمان ها می توانند در پایان دوره ریاست جمهوری بدون آنکه ترسی از برکناری و از دست دادن پست و مقام داشته باشند، تمامی آمار و ارقام عملکرد دولت ها را به ریز مطرح کنند و همه چیز را به صورت شفاف در مقابل دیدگان مردم قرار دهند. فراموش نکنیم که مقام معظم رهبری تاکید کردند نامزدها حرف‌هایی بزنند که توان انجام آن را دارند و اگر قول هایی را بدهند که توان انجامش را ندارند، موجب دلسردی مردم می شود. اگر رئیس جمهور امروز مورد ارزیابی قرار گیرد، نامزدهایی که میخواهند صندلی او را تسخیر کنند، بسادگی از ادبیات و جملات نگران‌کننده استفاده نخواهند کرد.


سواستفاده از ضعف سواد اقتصادی مردم
از مواردی که باعث می‌شود نامزدهای ریاست‌جمهوری به خود اجازه هرگونه اظهار نظر را بدهند، ضعف دانش اقتصادی مردم است. اگر مردم دانش اقتصادی لازم را داشته و از آگاهی کافی برخوردار باشند، تحت تاثیر شعارهای پوپولیستی قرار نمی گیرند. آنها می دانند مفهوم افزایش نقدینگی چیست. بنابراین وقتی یک نامزد از افزایش یارانه نقدی آن هم بیش از ۱۰ برابر خبر می‌دهد، مردمی که اطلاعات اولیه اقتصادی دارند، به سادگی پی خواهند برد که این حجم از نقدینگی چه تاثیری بر بحران اقتصادی میگذارد. مردمی که اطلاعات اولیه اقتصادی داشته باشند، میدانند که این حجم از نقدینگی باعث رشد سرسام آور تورم می‌شود و به تبع آن قیمت تمامی کالاها و خدمات افزایش می یابد. در آن صورت نه تنها افزایش قیمت یارانه تاثیری بر سفره مردم نخواهد داشت، بلکه همان مقدار ثابت را نیز دچار بحران می کند.

مردم نیازمند آموزش
در این شرایط لازم است آموزش اقتصادی به مردم داده شود تا در قالب برگزاری کلاسهای توجیهی اقتصادی، به مردم آگاهی لازم را در زمینه های اقتصادی داده شود. در این صورت مردم آگاه مقابل صفحه تلویزیون نمی‌نشینند و چشم و گوش بسته، اظهارات نامزدهای ریاست جمهوری را گوش نمی دهند و دل نمی بندند. نکته دیگر این که اگر مردم آگاهی لازم را در مسائل اقتصادی داشته باشند، به محض آن که نامزد ریاست جمهوری با شعارهای پوپولیستی وعده افزایش یارانه از ۴۵ به ۱ میلیون تومان را مطرح می‌کند، اولین چیزی که در ذهن مردم کلید می‌خورد، این است که از کجا می‌خواهد این پول را بیاورد. هنگامی که نامزد ریاست جمهوری به زنان خانه‌دار اعلام میکند به تمام آن ها حقوق ماهانه میدهد، به جای آن که ذوق زده شوند، از خود می پرسند این پول را از کجا می خواهد بیاورد؟ واقعیت تلخ و تاسف آور این است که مردم هنگامی از افزایش حقوق، یارانه و مواردی از این دست خوشحال می شوند که از تبعات آن اطلاع نداشته باشند. در شرایط کنونی لازم است مردم بین اقتصاددانان واقعی و بازیگردانان پوپولیستی تفاوت قائل شوند. مردم باید بدانند افرادی که شعارهای امیدوارکننده اما تو خالی سر می‌دهند تا چه اندازه می توانند برای اقتصاد کشور خطرناک باشند. بنابراین لازم است در وهله اول جلسات تخصصی برای مردم برگزار شود و علم و آگاهی در سطح جامعه افزایش یابد تا نامزدهای ریاست جمهوری به سادگی با ادبیات دلخوش کننده با روح و روان مردم بازی نکنند.