نگرانی کوتوله‌ها از پازل قدرت ایران

رهگیری رخداد‌ها و روند‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، پدیده‌های معناداری را منعکس می‌کنند و به شکل غیرمستقیم و گاه مستقیم به چرایی برخی رفتار‌ها و رویکردها، پاسخ می‌دهند. بایدن که وارث ویرانه‌های سیاست‌های ترامپ است و سعی داشت در بسیاری از عرصه‌ها خود را متفاوت نشان دهد، به‌دلیل ماهیت واحد نظام امریکا و محدودتر شدن گزینه‌ها و پتانسیل‌های امریکا در عرصه داخلی و خارجی، رویکرد‌ها و بسیاری از سیاست‌های ترامپ را ادامه می‌دهد و نمی‌تواند واقعیت‌های جهانی و منطقه‌ای را نادیده بگیرد. بایدن می‌داند فرصت زمانی چندانی ندارد تا جایگاه قدرت جهانی امریکا را بهبود بخشیده یا حفظ کند ولذا نمایش رفتار‌های نرم او هم جواب نمی‌دهد و همان ریل‌گذاری دوره ترامپ با چین و روسیه و در غرب آسیا در قبال ایران دنبال می‌شود و البته امید زیادی هم درکنار محدودیت گزینه در اختیار ندارد. یعنی اینگونه نیست که نظام و مناسبات بین‌الملل متوقف مانده تا بایدن خود و متحدانش را نجات دهد. آنچه از حداقل دو دهه گذشته در غرب آسیا و جهان درحال وقوع است، فقط به فرسایش قدرت و گزینه‌های امریکا محدود نمی‌شود و به دلیل رویکرد بهره‌مندی نیابتی از متحدان یا حتی سازمان‌های بین‌المللی و بسیاری از ابزار‌های تروریستی، همه این شبکه‌های مرتبط را بیش از امریکا فرسوده کرده است. یک نگاه اجمالی به این ابزار‌ها در یک روند ۲۰ ساله به‌خوبی نشان می‌دهد که رمق چندانی برای‌شان باقی نمانده است. شکست‌های رژیم صهیونیستی که از سال ۲۰۰۰ و فرار از لبنان آغاز شده در جنگ‌های متعدد با لبنان و غزه، به جایی رسیده که در جنگ ۱۲ روزه غزه، به نقطه احساس تهدید موجودیتی رسیده و میزان ماندگاری آن، یک سؤال جدی برای جامعه صهیونیستی و حتی دستگاه‌های نظامی و امنیتی است. پس از دو سال و نیم، اکنون به حکومتی لرزان و ناچار به ائتلاف با فلسطینی‌های اراضی ۴۸ رسیده و شواهد اقدامات تروریستی در بین جریان‌های راستگرای صهیونسیت به اعتراف دستگاه امنیت داخلی این رژیم افزایش یافته است. امریکا از بهانه وقوع ۱۱ سپتامبر به‌دنبال بازچینش نظم در خاورمیانه بود و طرح‌های عقیم مانده‌ای به‌نام خاورمیانه بزرگ یا جدید را دنبال کرد و با اشغال عراق، آرزوی پیاده کردن یک الگوی امریکایی و سپس گسترش آن را به دیگر کشور‌های این منطقه داشت. ولی امروز با همه دانه‌پاشی و فریبکاری برای سرپوش گذاشتن بر جنایت‌های تروریستی و اشغالگرانه در عراق و سوریه، شاهد یک رخداد خودآگاهانه در انتخابات سوریه و شمارش معکوس فراری شدن از عراق است. البته طرح‌های رؤیایی هم دنبال می‌کنند تا به‌نام آموزش، نیرو‌های ناتو و ائتلاف در عراق بمانند یا داعش جدید را فعال کنند و اگر عمرشان باقی باشد، یک منطقه تجزیه شده در غرب عراق و شرق سوریه تا مرز‌های اردن و شاید بخشی از اردن را برای یک اسرائیل داعشی و جدید بنا کنند.
با نخ‌نما شدن تحریم و فشار حداکثری علیه ایران، امریکایی‌ها دستور کار رنگ‌باخته تردیدسازی در مشارکت انتخاباتی و اتهام تسلیحاتی بودن برنامه هسته‌ای ایران را روی میز گذاشته‌اند. در حقیقت به‌خوبی دریافته‌اند که پازل قدرت ایران پس از پارادایم پیروزی غزه و انتخابات ریاست‌جمهوری در سوریه، در ایران تکمیل و به کوتوله‌های متحد امریکا از عربستان و امارات تا رژیم صهیونیستی و مهره‌های امریکا در عراق، فرصت نخواهند داد. این پارادایم برای بایدن یا اروپایی‌ها و بقیه متحدان امریکا قابل کنترل نیست و قواعد قدرت و نظم در منطقه را شکل خواهد داد. بایدن امروز در نقطه‌ای بدتر از ایام اوباما در سال ۹۲ قرار دارد و فرصت کاستن از هزینه و ناکامی‌های جدید و باختن منطقه و فروپاشی متحدان را با عداوت در مقابل ایران و تمرد از تعهدات و لغو تحریم‌ها از دست خواهد داد، بایدن برای جبران فرصت‌های از دست رفته به مریم رجوی و تقلای جنگ روانی و شاید تروریستی دل‌بسته است، ولی دل‌بستن به کوتوله‌های داخلی و خارجی و متحدان فرسوده منطقه‌ای، فقط خسارت بیشتر را برای بایدن ثبت خواهد کرد.