قاصدک 24
بلیط هواپیما سفرمارکت

وقت تکرار مرام هاشمی است

محمد محمودی تحلیلگر مسائل سیاسی آیت‌ا... هاشمی هرگز به خود«حق ناامیدی» نداد. کجا کسی را سراغ دارد که از هاشمی شنیده باشد من دیگر امیدی به آینده ندارم؟. از دوران مبارزه و زندان تا زمان جنگ و بیداد صدام و رفتن امام. بعد آن‌هم که کاملا روشن است. خیلی‌ها بارها گفتند دوره هاشمی تمام شده. ولی تمام نشد که نشد!. واقعا کدام سیاستمدار کهنه‌کاری را در جهان سیاست سراغ دارید که از یک آدم نورسیده در انتخاباتی شکست بخورد و بازهم در میدان بماند؟ اگر به امروزی‌ها بود که هاشمی باید همان سال ۸۴، از ناامیدی همه‌چیز را رها می‌کرد؟ ولی چرا دوباره ایستاد تا سال‌ها بعد دوباره جادو کند!. می‌نویسم «جادو» چون در انتخابات ۹۲ و ۹۴، هیچ‌کس برای هاشمی فرش قرمز پهن نکرده بود!. اما هاشمی آمد!. جادوی هاشمی، جادوی امید بود. جادوی «ایمان به قدرت مردم». پس خدا به حرکتش، برکت داد. تا معجزه هاشمی در تیره زار «ناامیدی همگانی»رخ دهد. سال ۹۲، سال «پیروزی روحانی» نبود. چون اصلا قرار نبود، روحانی «رئیس جمهور» شود. روحانی ۹۲ - با اندکی اغماض- به نوعی همتی ۱۴۰۰ بود. نه به لحاظ نام و نشان، که از جنبه شانس برای پیروزی. بعضی‌ها فکر می‌کنند امروز خیلی اوضاع بدتر از سال ۹۲ است. چه اشتباه محاسباتی بزرگی! انگار عده‌ای فراموش کرده‌اند دولت مستقر در سال ۹۲، دولت احمدی‌نژاد بود و نه برجامی روی میز بود و نه آینده‌ای‌‌ برای تعامل با دنیا‌ وجود داشت!. رد‌صلاحیت آیت‌ا... هاشمی هم، پازل ناامیدی‌ها را کامل کرده بود. شخصیت‌هایی هم که امروز در حمایت از همتی مردد هستند، همان سال ۹۲ هم پیغام داده بودند. «خوش خیالی است کسی فکر کند روحانی می‌تواند رئیس‌جمهور شود!، کسانی که هاشمی را نمی‌گذارند وارد شود و ردصلاحیتش کردند، قطعا اجازه نخواهند روحانی رئیس‌جمهور شود!». سال ۹۲ هم مثل امروز بودند کسانی که مکرر آیه یأس می‌خواندند!. ولی «امید هاشمی» چیز دیگری بود؛ امیدی که در شب‌های سیاه زندان شاه در دلش تابیده بود و تا لحظه آخر حیات هم در جانش، جاری و ساری ماند. امید هاشمی امید قلابی نبود. امید قرآنی بود. برای همین هم با اطمینان کامل به مردم قول داد. «من باشم یا نباشم، فردا از آن شماست». این حرف هاشمی، شعار نبود. عصاره وجودش بود که برای همه به یادگار گذاشت. چون ایمان داشت، هیچ‌کس حریف «قدرت مردم» نمی‌شود. امروز هم در غیاب هاشمی. همه تیرها به سمت «امید ملت» رفته تا «قدرت مردم» به میدان انتخابات ۱۴۰۰ نیاید.  زدن روحانی و ظریف هم در تمام این سال ها بهانه بود. هدف اصلی، مهار «قدرت مردم» بود. راه ندادن لاریجانی و جهانگیری و محسن هاشمی هم به انتخابات ریاست‌جمهوری هم همین‌طور. موضوع آمدن این و آن نبود. موضوع بستن پنجره امید ملت بود؛  پنجره‌ای که هاشمی در سال ۹۲، آن را به بهای بسیار سنگینی بازکرده بود!. حال سوال از خواصی که این روزها مکرر بر طبل «ناامیدی» می‌کوبند و عبارات ما «نماینده نداریم» و « از هیچ‌کس حمایت نمی‌کنیم» ورد زبان‌شان شده، این است، مگر آبروی سیاسی آیت‌ا... هاشمی کمتر از  ردصلاحیت شده‌های انتخابات ۱۴۰۰ می‌ارزید که آن را در طبق اخلاص تقدیم حفظ امید مردم کرد؟. این چه حق ناامیدی است که عده‌ای امروز به خود داده‌اند ولی آن پیرمرد ۸۰ ساله به خود نداد؟. فردا روزی اگر گذر دوستان به دیدار آقای هاشمی افتاد چه جوابی برایش دارند؟. آقایان! آیت‌ا... هاشمی بی‌جهت هاشمی نشد، وگرنه او هم باید در همان انتخابات ۹۲ مثل برخی امروزی‌ها، کنار می‌نشست و آبروی خود را خرج رای آوردن کاندیدای کم‌شانس آن‌روزها نمی‌کرد. اما او راه بسیار دشوارتر و حتی به ظاهر ناممکن را انتخاب کرد و عاقبتش را هم دید. عاقبت هاشمی، عاقبت مبارز و سیاستمدار کهنه‌کاری بود که هرگز حق ناامیدی به خود نداد!. آقایان؛ امروز وقت ناامیدی نیست، وقت تکرار مرام هاشمی است. تا دیر نشده ردای سود و زیان‌های ظاهری میدان سیاست را رها کنید و همه برای باز نگه‌داشتن تنها روزنه کوچک باقی‌مانده در صحنه انتخابات ۱۴۰۰، همت کنید. امروز تکرار نام «همتی»، تکرار مرام هاشمی است. تکرار مرام شخصیتی که از همه چیز خود برای حفظ منافع مردم گذشت و پای عهد آخرش ایستاد. امروز وقت تکرار مرام هاشمی است. نتیجه‌اش هر چه باشد. سربلندی در پیشگاه مردم، کمترین پاداش آن خواهد بود.