آرزو‌های بلند و اقدامات کوتاه

آقای روحانی که دولتش در پایان راه قرار دارد، حرف‌هایی می‌زند که مرغ سربریده را هم به خنده وامی دارد. روز پنج شنبه که روحانی برای افتتاح چند پروژه به صورت ویدئو کنفرانسی سخن می‌گفت از آرزو‌هایی گفت که می‌توانست اصلاً آرزو نباشد و به راحتی تحقق یابد: «یکی از کار‌هایی که می‌خواستم و انجام نشد، ورود قطار سریع‌السیر تهران- اصفهان و حتی تهران – مشهد بود. همه تلاش این دولت از روز اول فعالیت تا آخرین روز این بوده که مردم در زندگی، مشکلات کمتری داشته باشند». در همین افتتاح‌های پنج شنبه بود که روحانی باز فیلش یاد هندوستان کرد و با حسرت گفت: «اگر برجام ادامه پیدا می‌کرد تا امروز ۲۰۰ هواپیمای جدید وارد کشور می‌شد». این‌ها همه آرزو‌هایی بود که در طول این چند سال، روحانی خواب آن‌ها را البته با اتکا به برجام- نه اتکا به توان و قدرت داخلی - می‌دید و تنها دلیل بی عملی در طول این سال‌ها هم همین خوش‌بینی‌های کودکانه بوده است که او را از هر گونه اقدام برای تحقق وعده‌ها و آرزو‌ها بازداشته است. اگر نبود این خوش‌بینی کودکانه به برجام، حتماً امروز قطار سریع‌السیر با سرعت ۳۰۰ کیلومتر در ساعت در مسیر تهران- اصفهان راه می‌افتاد و شاید مشکلات همان ۲ تا ۵/۲ درصد مردمی هم که با هواپیما پرواز می‌کنند حل می‌شد.
از سخنان روحانی در همین چند روز باقی مانده از دولت دوازدهم می‌توان فهمید که او هنوز اصرار دارد و نمی‌خواهد بداند مشکلات اساسی مردمی که کمرشان زیر چرخ زندگی‌ای که او و دولتش برای آن‌ها درست کرده و خرد شده است، چیست؟
آقای روحانی! آرزو‌های بلند شما پیشکش خودتان، شما آرزو‌های بسیار کوتاه این مردم نجیب را نیز برآورده نکرده‌ای که هیچ، بلکه آنچنان بار سنگینی را بر گرده دولت بعد از خودگذاشته‌ای که امید برآوردن حداقل‌های آن با تلاش‌های شبانه‌روزی دولتمردان آینده هم در کوتاه مدت سخت به نظر می‌آید. وقتی شما اقتصاد کشور و راه‌حل مشکلات آن را در همین روز‌های پایانی دولت به جای تکیه بر توانمندی‌های داخلی، به برجام و مذاکره با طرف‌های غربی گره می‌زنید، انتظار دارید قطار سریع السیر راه اندازی و صنعت حمل و نقل کشور متحول شود! شما هنوز متوجه نیستید وقتی آن سناتور امریکایی (مارک کرک) در جواب سؤال خبرنگاری که می‌گوید تحریم‌های امریکا فشار به مردم وکودکان بی گناه ایرانی می‌آورد و آیا شما نمی‌خواهید در این رفتار خود تجدید نظرکنید، پاسخ می‌دهد «اشکال ندارد غذا را از دهان انسان‌های بی گناه بیرون آوریم»، چیزی به نام برجام و بازگشت به آن که بتواند حداقل‌های حقوق مردم ایران را تأمین کند امری موهوم است. این چه روحیه وادادگی است که شما هنوز در این واپسین روز‌های حیات کاری و حیات سیاسی خود با حسرت، چشم به برجام و برجام آفرینانی از جنس سنارتور‌های امریکایی و اروپایی دوخته اید؟!
آقای روحانی آرزو‌های بلند فقط با گام‌های بلند و اقدامات شبانه روزی قابل تحقق است و نمی‌توان با هشت ساعت، ۱۰ ساعت کار و هزار کیلومتر دورتر از ساختمان پاستور، بحرانی همچون آب خوزستان یا تعطیلی فلان کارخانه را مدیریت کرد یا پشت دوربین با گفتن «علی برکت الله»‌پروژه‌ای را افتتاح کرد. آرزو‌های بلند، همت بلند و کار شبانه روزی می‌طلبد که در طول این سال‌ها در شما و غالب کابینه شما وجود نداشت که از قضا جا‌هایی که برخی وزرای شما با این همت و اراده پیش رفتند کار‌های درخور و بزرگی را رقم زدند که مطمئنیم شما در آن کم‌ترین نقش را داشته‌اید.


اما آقای روحانی! میراثی که شما برای دولت آقای رئیسی به جا گذارده‌ای میراث شومی است. حداقل میزان بدهی دو دولت شما به دولت سیزدهم که شامل بدهی به بانک مرکزی، بانک‌ها و بدهی خارجی است رقمی حدود ۹۸۶ هزار میلیارد تومان است و این برای دولتی که قرار است ساختار‌های بودجه ای، نظام مالیاتی و دیگر نظامات حکمرانی را اصلاح کند بسیار سخت خواهد بود. شما زمین سوخته تحویل نمی‌دهی، بلکه زمینی جزغال زده که برای احیای آن لازم است خاک آلوده به دولت شما از آن پاکسازی شده و خاک پاک و بدون تخم علف‌های هرز در آن باشد باید جایگزین گردد تا شاید این ویرانه اصلاح گردد.
دولت احمدی نژاد صرف نظر از شخصیت مسئله دار این روز‌های او، به قول شما و دوستان اقتصادی تان در طول هشت سال ۷۰۰ میلیارد دلار درآمد داشته است و با این درآمد، طرح‌هایی را در کشور اجرا کرد که دوست و دشمن به آن اذعان دارند و هیچ‌گاه مردم با این افزایش قیمت لجام گسیخته در دولت او - حداقل تا دو سال پایانی دولت دهم- مواجه نبوده‌اند. اما دولت شما که مدعی هستید از درآمد‌های نجومی برخوردار نبوده تا پایان سال ۱۳۹۹ نزدیک به ۴۵۰ میلیارد دلار درآمد داشته که حتما تا پایان دولت دوازدهم به رقم ۵۰۰ میلیارد دلار رسیده است، بفرمایید اقتصاد کشور را با این درآمد، به کجا رسانده اید؟ ایران براساس آمار‌های جهانی تا پایان ماه می (۱۰ خرداد ۱۴۰۰) با رقم ۲/۴۶ درصدی پس از کشور‌های ونزوئلا، سودان، زیمبابوه، لبنان و سورینام بالا‌ترین نرخ تورم را داشته است، شما که با تفکر اقتصادی «نئو کینز گراها» خواستید اقتصاد کشور را شکوفا کنید و برای این ایده خود کتاب «امنیت ملی و نظام اقتصادی ایران»‌را دو سال قبل از ریاست جمهوری با کمک اساتید سیاسی و اقتصادی لیبرال خود همچون نیلی، سریع القلم و... نوشته اید و با بهره‌گیری از جدول «سوآت» و مثلاً یک کار علمی، در ۸۲۵ صفحه به این نتیجه رسیدید که مدل اقتصادی ایران می‌تواند همان مدل «مینیارد کینز» باشد، چرا کشور را به ورطه سقوط با این مدل‌ها و این درآمد‌ها کشاندید. آقای روحانی! مشکل از کاهش درآمد‌های ارزی نیست- نه اینکه کاهش درآمد‌های ارزی برای کشوری با ۸۵ میلیون جمعیت و سبک زندگی غلطی که دارد مشکل نباشد که هست-، ولی مشکل اساسی همانگونه که در برجام اتکا به غرب داشتید، در مباحث اقتصادی هم اتکا به اندیشه‌هایی است که هیچ قرابتی با نظام اقتصادی اسلام و جمهوری اسلامی ندارد. وقتی «مینیارد کینز» که کعبه آمال و آرزو‌های شما رسیدن به نسخه پیشنهاد‌دهنده اوست و او هم به صراحت می‌گوید «حداقل تا یکصد سال آینده نمی‌توان از حرام بودن ربا سخن گفت»، نمی‌توان انتظاری جز این، از وضعیت سپرده‌گذاری در بانک‌ها داشت و با وجود تأکید چند ده باره رهبر معظم انقلاب مبنی بر اصلاح نظام بانکی، این سیستم مریض و خانمانسوز توسط شما و تیم اقتصادی تان اصلاح شود.
اگر دولت آقای رئیسی همت کند این ساختار غلطی که شما و دیگران در حوزه اقتصاد آن را بنیان نهاده اید اصلاح کند، کار بزرگی کرده است و این نیازمند نگارش یک کتاب قطور جمع آوری شده و بی ربط برای نظام اقتصادی ایران ندارد، بلکه نیازمند اصلاح ساختار‌ها و رویه‌ها در نظام مالیاتی، نظام پولی و بانکی، نظام بودجه ریزی کشور و دیگر نظاماتی دارد که شما و دیگران نتوانستید یا بهتر است گفته شود نخواستید آن را انجام دهید. این آرزوی بزرگی است که امید به برآورده شدن آن داریم که اگر چنین شد، هم خط سریع السیر قطار به حرکت در می‌آید، هم چرخ سانتریفیوژ‌ها می‌چرخد، هم چرخ زندگی مردمی که هشت سال دل به وعده‌های دروغین شما بسته بودند و امروز گرفتار چنین وضعیتی شده‌اند که در قوت لایموت خود مانده‌اند.