قاصدک 24

مهاجرت به خارج، درد یا درمان


گروه اقتصادی: مهاجرت؛ همانقدر که به مسائل اجتماعی گره خورده به مسائل اقتصادی هم مرتبط است. آنجا که انگیزه مهاجرت مسائل اقتصادی عنوان شده و با خروج هر فرد تحصیلکرده از کشور، ارز هم از کشور خارج می شود، پای حساب و کتاب را به مقوله مهاجرت باز کرده و فرصت بررسی از این منظر را هم به دست می دهد. آنگونه که در بخش جمعیت مهاجران در سالنامه مهاجرتی 1400 آمده است: بر اساس آخرین آمار موجود (2021 میلادی)، جمعیت مهاجران جهان در سال 2020 میلادی بالغ بر 281 میلیون نفر است که 3.6 درصد از جمعیت جهان را تشکیل می دهد. جمعیت مهاجران ایرانی در دنیا بر اساس آخرین آمار موجود قابل استناد در سال 2020 میلادی، 1.8میلیون نفر است که 2.23 درصد از جمعیت ایران را تشکیل می دهد.
به گزارش تجارت آنلاین؛ هر چند بر اساس منابع داخلی (دبیرخانه شورای عالی ایرانیان) جمعیت مهاجران ایرانی خارج از کشور 4.04 میلیون نفر برآورده شده است که این آمار بر اساس منابع بین المللی قابل راستی آزمایی نیست. جمعیت مهاجران ایرانی در دنیا در سال 1990 میلادی، بالغ بر 820 هزار نفر بوده است، که این رقم در سال 2020 میلادی به 1.8 میلیون نفر رسیده است. در واقع طی 30 سال گذشته، جمعیت مهاجران ایرانی 2.2 برابر شده است.
آنگونه که از آمارهای سازمان ملل و بانک جهانی در سال گذشته میلادی بر می آید مقصد ایرانیان برای مهاجرت عمدتا امارات ، آمریکا، کانادا، آلمان، انگلستان، ترکیه، سوئد و استرالیا بوده است.
البته خروج از کشور چنانچه از مبادی رسمی صورت بگیرد برای فرد مهاجر هزینه هایی در بر دارد که تعرفه خاصی برای آن نیست و هر شرکت مهاجرتی یک مبلغ را به فرد متقاضی مهاجرت پیشنهاد می دهد و بسته به اینکه از چه طریقی قرار است از کشور خارج شوند: دانشجویی، شغلی، پناهندگی، ازدواج و ... هزینه ها هم متفاوت است. بماند که برای خروج غیر قانونی که مشتریان خاص خود را دارد و در هیچ شرکت مهاجرتی ثبت نمی شود هم مبالغ کلانی رد و بدل می شود. یک بررسی میدانی نشان می دهد که برای اخذ ویزای کاری کانادا حدود 350 میلیون تومان و همین ویزا برای کشورهای اروپایی 300 میلیون تومان آب می خورد. و البته همچنان اصرار دارم که بگویم هیچ تعرفه ای در کار نیست و این ارقام متوسط آن چیزی است که شرکتهای مهاجرتی میگویند.


اخذ ویزای تحصیلی هم کم هزینه نیست و البته راحتتر از اخذ ویزای کاری است و بیشتر به کشورهای امریکا، انگلیس و کانادا انجام می شود و حدود 200 میلیون تومان برای فرد متقاضی هزینه در بر دارد، بماند که تحصیل در هر کشوری بسته به شرایط، موقعیت و ... هزینه بر است. اما چه مسائلی باعث می شود تا افراد همه دارایی خود را نقد کرده و به امید خوشبختی به کشوری سفر کنند که فقط در حد شنیده ها اطلاعات دارند و هیچ تجربه ای از زندگی در آن فرهنگ ندارند؟ ناامیدی! پاسخ همین یک کلمه است، کلمه ای که پشت آن صدها جلد کتاب پنهان شده. چه چیز سبب شده تا افراد هیچ امیدی به آینده خود و فرزندانشان در این کشور نداشته باشند؟ هر روز دویدن و هرگز نرسیدن! مردم به امید رفاه و آرامش از ایران مهاجرت می کنند چرا که در تصورشان اوضاع زندگیشان در ایران بهتر که نمی شود هیچ هر روز یک قدم به عقب برمی گردد، آنها که نخبه اند اعتقاد دارند در داخل کشور قدرشان دانسته نمی شود و کسی برای تخصص و تواناییهایشان تره هم خورد نمی کند، آنها که سرمایه دارند از بروکراسی اداری به سطوح آمده اند و ترجیح می دهند پول و سرمایه شان را به کشوری منتقل کنند که بتوانند با خیال آسوده کسب و کار خود را گسترش دهند. و آنهایی که دستشان به جایی بند نیست با گرفتن ویزای تحصیلی ایران را به قصد غربت! ترک می کنند، و با خود می اندیشند که پس از اتمام تحصیل یا از طریق ازدواج یا کار و یا هر اتفاقی که برایشان رقم بخورد خود را در آن کشور بازیابی می کنند و هر طور شده می مانند. و آنها که بریده اند، پناهنده می شوند.
دود این وضعیت به چشم چه کسانی می رود؟ حاکمیت. کشوری که میلیاردها تومان صرف مردمش کرده هزینه درمان، تحصیل و ... آنها را پرداخت کرده است حالا با از دست دادن نیروی انسانی خود که بزرگترین سرمایه هر کشوری است بازنده این ماجراست؛ آنگونه که زبان آمار می گوید سالانه ۷.۲ میلیارد دلار سرمایه از کشور خارج می شود، این مبلغ را به علاوه متوسط هزینه کشور برای تحصیل رایگان در هر سال کنید که مبلغی حدود ۱۰۰۰ دلار است حالا به آن هزینه های آموزش عالی، یارانه بخشهای مختلف و هزینه های پنهان دیگر را اضافه کنید تا ببینید دولتها هر ساله از کنار چه عدد و رقمهایی می گذرند.
در این میان آنچه می تواند روند مهاجرت را معکوس کند و یا حداقل از سرعت آن بکاهد تزریق امید به جامعه است، که با ایجاد اشتغال، افزایش تولید، تسهیل درمعیشت و ... به دست می آید.
مطابق این آمار در پاییز ۹۹ سهم جمعیت بیکار فارغ التحصیلان آموزش عالی از کل بیکاران ۴۰.۲ درصد بوده است. این سهم در بین زنان نسبت به مردان و نقاط شهری نسبت به نقاط روستایی بیشتر بوده است. بررسی تغییرات این شاخص نشان می‌دهد که سهم جمعیت مذکور نسبت به فصل مشابه سال قبل ۳.۱ درصد کاهش داشته است.

نادیده گرفتن واقعیت‌ها
شاید این گونه به نظر برسد که باید هزاران مانع بر سر راه مهاجرت ایجاد کرد، اما نکته مهم اینجاست که امروزه صادرات خدمات فنی مهندسی یک واقعیت تاثیر گذار است که باید در کشورهایی همچون ایران که با میزان بالای بیکار رو به رو هستند، جدی گرفته شود. به اعتقاد کارشناسان بازار کار بیشتر ۴۰ درصد بیکاران جامعه فارغ التحصیلان از امکان اشتغال برخوردار نیستند. این مسئله در شرایط فعلی کشور باید ریشه یابی شود.

تشویق برای جذب بیکاران
در این شرایط دولت با طرح مشوق کارفرمایی تلاش دارد تا بخشی از مشکل فارغ التحصیلان را حل کند. مطابق این طرح هر واحد تولیدی که اقدام به جذب فارغ التحصیلان کند تا ۲ سال از پرداخت سهم حق بیمه سهم کارفرمایی معاف است. برخی از کارشناسان بازار کار نسبت به اجرای این طرح ابراز نگرانی می‌کنند چرا که اعتقاد دارند با اجرای این طرح زنگ خطر بیکاری کارگران کم سواد به صدا درمی آید.معضل بیکاری را می‌توان یکی از عمیق‌ترین و چالش‌برانگیزترین مشکلات اقتصادی و اجتماعی فعلی کشور نام نهاد. نکته قابل‌تامل در این پدیده، بیکاریِ افراد و گروه‌های تحصیلکرده جامعه است، به تعبیری فرصت‌های شغلی برای جامعه تحصیلکرده و به بیانی دیگر فارغ‌التحصیلان مراکز آموزش عالی به مراتب محدودتر از دیپلمه‌هاست.

40درصد بیکاران فارغ التحصیل دانشگاهی
آنچه باید توجه داشته آمارهای هشداردهنده بیکاری است. طبق داده‌های مرکز آمار ایران، حدود ۴۰درصد بیکاران کشور را فارغ التحصیلان دانشگاه تشکیل می‌دهند که جمعیت یک میلیون نفری را شامل می‌شود. در بین گروه‌های عمده رشته تحصیلی بیشترین نرخ بیکاری به ترتیب مربوط به گروه‌های معماری و ساختمان ۲۶.۱ درصد، هنر ۲۴.۵ درصد، علوم زیستی و رشته‌های مرتبط ۲۴.۱ درصد، فرآوری و ساخت ۲۳.۵ درصد و فناوری اطلاعات و ارتباطات ۲۲.۸ درصد می‌باشد. همچنین کمترین نرخ بیکاری مربوط به گروه خدمات امنیتی ۴.۴ درصد است.
از کل جمعیت دارای تحصیلات عالی و یا در حال تحصیل در دوره‌های عالی کشور ۵۲.۶ درصد را مردان تشکیل داده‌اند و از این میزان ۷۲.۷درصد فعال (۸۶.۹درصد شاغل و ۱۳.۱درصد بیکار) و ۲۷.۳درصد غیر فعال اقتصادی می‌باشند. در این شرایط که وضعیت اقتصادی خراب است، اشتغالزایی صورت نمی گیرد، بحران سرمایه گذاری و فرار سرمایه داریم و هزاران چالش دیگر اقتصاد را تهدید می کند، نه تنها هیچ دلیلی بر جلوگیری از خروج تحصیل کردگان نیست، بلکه باید خروج منطقی بیکاران را تسهیل کنیم.