حکایت جمعه‌های مردمی

گروه سیاسی/ 6 سفر استانی در حدود 10 هفته پس از آغاز به کار دولت سیزدهم صرفاً یک آمار نیست، نشان‌دهنده عزم دولت برای اداره کشور برپایه واقعیات موجود است. چنانکه آیت‌الله رئیسی نیز در برخی از این سفرها تأکید کرده است که هدف او، کسب شناخت از وضعیت کشور است. شاید به همین دلیل او در نخستین گام، استان‌های کمتر برخوردار را انتخاب کرده است. و در این استان‌ها نیز، او حاشیه‌های پرمسأله و مناطق دوردست را برای بازدیدهای میدانی برگزیده است. درباره اینکه این سفرها، آن هم در دو ماه نخست دولت چه پیامدهایی داشته است، بهترین داوران برای این امر، ایرانیانی هستند که در روستای مرزی «ملاعلی» سیستان و بلوچستان، نخیلات شهرستان اهرم بوشهر، «سی‌سخت» و عشایر «دره سرخ» کهگیلویه و بویراحمد، قلاویزان استان ایلام یا در محله «منبع آب» اهواز میزبان رئیس جمهوری و اعضای دولت بوده‌اند. مطابق گزارش‌ها، این بازدیدهای اغلب پیش‌بینی و حتی اعلام نشده رئیس جمهوری از دورترین نقاط و روستاهای کشور، حتی برای اهالی نیز دور از انتظار بوده است. اما آنان در کمتر از دو ماه پس از فعالیت دولت، توانستند مشکلات و دغدغه‌های خود را از نزدیک با عالی‌ترین مسئول اجرایی کشور و در مرحله بعد، وزرای کابینه مطرح کنند.
 بدون تشریفات، با بررسی‌های پیشینی
در نخستین سفر استانی هیأت دولت به خوزستان، یکی از عکس‌های منتشر شده بیشتر مورد توجه قرار گرفت و آن عکسی بود از یک مراسم ساده در یکی از روستاهای هورالعظیم که طی آن رئیس جمهوری و وزرا همراه با اهالی روستا در یک خانه، روی صندلی‌های پلاستیکی نشسته بودند. اتفاق وقتی افتاد که یکی از جوانان روستا پس از سخنرانی نزد رئیس جمهوری آمد تا نامه خود را تقدیم او کند. در این هنگام آیت‌الله رئیسی از جا برخاست و در یک فضایی صمیمی نامه را از دست آن جوان گرفت. هرچند این تصویر بسیار مورد استقبال قرار گرفت، اما بدون تشریفات بودن و دیدارهای بی پیرایه رئیس جمهوری و اعضای دولت با مردم یک خصلت ثابت در این سفرها بوده است. آنچه در خوزستان اتفاق افتاد، در روستای ملاعلی، واقع در مرز ایران و افغانستان، در نخلستان شهرستان اهرم استان بوشهر، در محله منبع آب اهواز و در ایلام و کهگیلویه و بویراحمد هم تکرار شد. رئیس جمهوری در چابهار، بر این موضوع تأکید کرد و گفت که «بنا دارم این سفرها به دور از هرگونه تشریفات باشد و به صورت کاملاً کاری انجام شود تا بتوانیم به شکلی مؤثرتر و واقعی‌تر وضعیت بخش‌های مختلف کشور را از نزدیک مشاهده کرده و برای رفع مشکلات، تصمیمات کارآمدتری بگیریم.»
ویژگی دیگر این سفرها، فشرده بودن برنامه‌ها است. به این صورت که در صبح یا عصر هر روز، چندین برنامه برای رئیس جمهوری تنظیم می‌شود. این ویژگی می‌تواند ناشی از واقعیتی باشد که رئیس جمهوری هم به آن اشاره کرده، مبنی بر اینکه پیش از انجام سفر، با برگزاری جلساتی مسائل و مشکلات هر استان احصا و بررسی می‌شود. چنانکه وی در بدو ورود به یاسوج گفت:«هدف از سفرهای استانی حل مشکلات و مسائل مردم است که قبل از سفر بررسی و شناسایی شده است.» به همین دلیل است که در این سفرها اغلب شاهد بازدید رئیس جمهوری از طرح‌های نیمه‌کاره، پروژه‌های مهم یا واحدهای مهم اقتصادی و تولیدی هر استان هستیم، پروژه‌هایی که هدف از انتخاب آنها برای بازدید رئیس جمهوری، اتفاقاً رونق گرفتن آنها و جلب شدن توجه بخش‌های اجرایی و اقتصادی دولت به آنها است.


عدالت بر پایه آمایش سرزمینی
آیت‌الله رئیسی در 6 سفر اخیر بدون آنکه وعده‌های بزرگ مطرح کند یا بگوید که در این استان‌ها، در مدت زمانی اندک اتفاقاتی بزرگ خواهد افتاد، بر این نکته تأکید کرده که توسعه استان‌ها باید منطبق بر سندهای آمایش سرزمینی و البته بهره‌گیری از نیروهای انسانی بومی باشد. اینکه در ادامه این تأکید رئیس جمهوری در جلسه اخیر هیأت دولت، گزارش سازمان برنامه و بودجه از پیشرفت اجرایی سند آمایش سرزمینی گزارش داد، نشان می‌دهد دولت سیزدهم در توجه به دغدغه‌های استان‌های محروم و تلاش برای توسعه آنها، بر یک برنامه کلان کشوری متکی است، برنامه ای موسوم به آمایش سرزمینی که طی آن، نیازها و مشکلات هر منطقه احصا شده و برپایه ظرفیت‌های طبیعی، انسانی، اقتصادی و اجتماعی آن، فرایند توسعه نیز در پیش گرفته می‌شود. چنانکه آیت‌الله رئیسی نیز در جلسه شورای اداری استان خراسان جنوبی، تأکید کرد که «توزیع منابع در کشور باید عادلانه باشد و بهترین راه آن بودجه‌ریزی براساس آمایش سرزمینی است.» یا در جلسه اداری سیستان و بلوچستان نیز رئیس جمهوری بر ضرورت توسعه سیستان و بلوچستان براساس آمایش سرزمینی تأکید کرد و گفت: «توسعه هر منطقه باید بر اساس ظرفیت‌ها و نیازهای آن انجام شود. آمایش سرزمینی کار مهمی است و برنامه هفتم توسعه مبتنی بر آمایش سرزمینی تدوین خواهد شد.» یکی از ملزومات حرکت در مسیر این سند، داشتن یک تصویر دقیق از ظرفیت‌ها و وضعیت فعلی استان‌ها است و این هدف دیگری است که رئیس جمهوری از سفرهای استانی خود برشمرده است.
اما گذشته از عدالت برپایه آمایش سرزمین، تأکیدات رئیس جمهوری در برخی استان‌ها نشان از آن دارد که آیت‌الله رئیسی و دولت سیزدهم، نسبت به برخی بی‌عدالتی‌ها که استان‌ها به آن مبتلا هستند وقوف دارند. از جمله تأکید او در استان بوشهر که گفت:«دولت در پرداخت حق مردم از درآمدهای نفت، گاز و پتروشیمی جدی است.» یا در سیستان و بلوچستان ، رئیس جمهوری تأکید کرد که در مسیر فعال کردن ظرفیت‌های اقتصادی استان و همچنین در مسیر بهره‌برداری از این ظرفیت‌ها «قطعاً استفاده از نیروها و متخصصان بومی در اولویت خواهد بود. یکی از ظرفیت‌های خوب استان ظرفیت نیروی انسانی است و مدیران و مسئولان دولتی بهره‌گیری بهتر از این ظرفیت را حتماً مدنظر قرار خواهند داد، چرا که نیروهای بومی انگیزه بیشتری برای فعالیت در مسیر آبادانی استان خود دارند.»
خودداری از ارائه وعده بزرگ، پیگیری وعده‌های داده شده
در 6 سفر رئیس جمهوری به استان‌های خوزستان، سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی، ایلام، کهگیلویه و بویراحمد و بوشهر، از وعده‌های بزرگ رئیس جمهوری یا دولت به مردم استان خبری نبود. همچنان که از روبان پاره کردن‌ها، افتتاح‌ها یا هر چیز دیگری که از آن بوی تبلیغات به مشام برسد هم خبری نبود. گویی دولت پای در زمین واقعیت داشته و در ابتدای کار خود، بیشتر علاقه دارد تا تصویری عینی از وضعیت نقاط مختلف، بویژه استان‌های کمتربرخوردار داشته باشد. درعین حال، این امر به این معنی هم نبود که دولت هیچ طرح تازه یا پروژه و اقدام جدیدی را برای رفع مشکلات استان‌ها تعریف نکرده باشد.
تصویب ۲۱۷ طرح برای اجرا در کهگیلویه و بویراحمد یا تصویب ۹۴ طرح برای ایجاد شتاب در رشد و شکوفایی استان بوشهر از جمله اینهاست. اما شاید مهم‌تر از تصویب این طرح‌ها، پیگیری اجرای آن‌ها و نیز گزارش میزان و نحوه اجرای آن‌ها به مردم باشد. این نکته‌ای بود که رئیس جمهوری بلااستثنا در هر سفر به آن تأکید کرد. از جمله رئیس جمهوری در پایان سفر به استان ایلام از ایجاد کارگروهی در استان‌ها و معاونت اجرایی ریاست جمهوری برای پیگیری تحقق مصوبات سفرهای استانی خبر داد. او در پایان سفر به استان بوشهر نیز تأکید کرد که «مصوبات این سفر تا حصول نتیجه پیگیری می‌شود. مردم هم تا حصول نتیجه، موضوعات را پیگیری کنند.»

یادداشت

بازسازی با سفرهای استانی

محمدکاظم انبارلویی
فعال سیاسی
مقام معظم رهبری در تابــــــستان امسال در دیــــــداری که با رئیــــس جمهـــــوری جدیـــد و دولتمردان سیزدهـــــم داشته‌اند، مأموریت‌هایـــی برای آنان تعیین کرده‌اند. یکی از اساسی‌ترین این مأموریت‌ها بازسازی روابط مردم با مسئولان و کوتاه کردن فاصله دولت – ملت بود. ایشان تأکید داشته‌اند که دولتمردان به سفرهای استانی بروند و بر این اعتقاد بودند که یکی از شاخصه‌های مهم مردمی بودن تماس بی‌واسطه با آنان است.
از همین‌رو، از همان روزهای نخست آغاز به‌کار دولت سیزدهم بر این تأکیدات جامه عمل پوشانده شده و اعضای کابینه و در رأس آن رئیس جمهوری عازم استان‌های کشور شدند. در 6 سفری - که اتفاقاً در روزهای تعطیل هفته هم صورت می‌گیرد - به برخی نقاط کشور شاهد بوده‌ایم رئیس جمهوری و کابینه‌اش از زمانی که در اختیار داشتند برای تماس با مردم و شناخت مشکلات و دردهای آنان بهره گرفته‌اند. در همین دیدارها و گفت‌و‌گوهای رودررو و بی‌واسطه صدها نامه به رئیس جمهوری داده شده که آن‌گونه هم اطلاع دارم پاسخ داده می‌شود.
بازسازی نظام مدیریت کشور از دیگر موضوعات مهمی است که می‌تواند از اهداف و همچنین دستاوردهای سفرهای استانی و حضور در جمع مردم باشد. متأسفانه در دولت قبل شاهد مدیریت نشسته در کشور بوده‌ایم و همین امر بخصوص در اواخر دولت دوازدهم سبب فاصله یا بهتر بگوییم جدایی مردم از مسئولان و از بین رفتن اعتماد به حکمرانان بود. اما حالا با حضور دولت سیزدهم و از سرگیری سفرهای استانی رابطه مردم و مسئولان رو به ترمیم است و می‌توان به حل مشکلات و مسائل معیشتی آنان امیدوارتر بود. بنابراین رئیس جمهوری و اعضای کابینه با حضور در جمع مردم هم مأموریت کم شدن فاصله دولت – ملت را کم می‌کنند و هم گره‌هایی را که بر سر راهشان وجود دارد باز می‌کنند.
البته این ویژگی تنها در بین دولتمردان وجود ندارد. در دو قوه دیگر هم شاهد چنین سیاستی برای حل و فصل مشکلات مردم هستیم. هم در مجلس شورای اسلامی چنین نگاهی به سفرهای استانی وجود دارد و هم اینکه قوه قضائیه برای حل مشکلات مردم راهی شهرها و استان‌های مختلف شده و برای رفع آن چاره‌جویی می‌کنند.
این نشان می‌دهد که همه اعضای قوای سه گانه یعنی همه آنانی که صادقانه از مردم رأی گرفته‌اند در تحکیم ارتباط خود با آنها در تلاش و کوشش هستند و این روش‌ها را بهترین راه برای حل مشکلات موجود کشور می‌دانند.


سفرهای استانی دولت سیزدهم؛ نه تبلیغاتی، نه احساسی

محسن کوهکن
نماینده سابق مجلس
سفرهای استانی دولت ابتکار تازه و جدیدی نیست اما به نظر می‌رسد در دولت سیزدهم با نوع استانداردتری از این برنامه مواجه باشیم.
چیزی که اهمیت سفرهای دولت سیزدهم را دو چندان می‌کند، توقف نسبی این اقدام در دولت دوازدهم است. چه اینکه در دولت یازدهم هم به شکل کم‌رمقی انجام می‌شد. سفرهای استانی و حضور مقامات عالی دولت در مناطق مختلف تصویری واقعی‌تر از اوضاع کشور در دستگاه اجرایی ایجاد می‌کند.
این کار در دولت‌های نهم و دهم هم به شکلی پر از انرژی و پیوسته انجام می‌شد اما دچار اشکالاتی بود که سبب شد به اندازه کافی تأثیر مثبت خود را نشان ندهد. اکنون به نظر می‌رسد این اشکالات اتفاقاً مورد توجه دستگاه اجرایی قرار گرفته و مهم‌ترین آنها پرهیز از رفتارهای احساسی در ایجاد وعده‌های بزرگ و تصویب پرتعداد و بدون مقدمه طرح‌های مختلف است. مورد دیگر بازدیدهای سرزده دولت است.
بازدیدهایی که هر چند بدون اطلاع قبلی انجام می‌شود اما انتخاب مکان‌ها و مناطق نشان از آن دارد که این مقاصد با برنامه‌ریزی، هدف و دقت قبلی برگزیده شده‌اند و هدف از سرزده بودن سفرها، دیدن اصل واقعیت توسط مقامات عالی دولت است. در همین مدت کم البته انتقاداتی به این سفرها وارد شده و برخی‌ها این کار را به اقدامات پوپولیستی نسبت داده‌اند.
توجیه این افراد این است که کار مقامات عالی دولت برنامه‌ریزی کلان و تعیین استراتژی‌هاست. این دست انتقادات را نمی‌توان به این سفرها وارد دانست. کمااینکه شاهد بودیم رئیس جمهوری عموماً از اوقات تعطیلی مانند روزهای جمعه برای این سفرها استفاده کرده. نکته مهم‌تر اینکه در شرایط رو به افول سرمایه اجتماعی در کشور، لازم است تا با این نوع اقدامات قدم‌هایی در جهت ترمیم این موضوع برداشته شود. ارتباط رو در رو نه تنها با مردم بلکه با مدیران میانی استانی می‌تواند انگیزه‌های قابل توجهی به حوزه عمومی و همین‌طور بخش میانی نظام اداری که بسیار تعیین‌کننده است، تزریق کند.
در مسائل اجرایی کشور یکی از مهم‌ترین مشکلات و آسیب‌های ما که دلایل متعددی هم دارد قطع ارتباط و یا ارتباط نامؤثر بخش‌های عالی، میانی و پایینی است که سبب ایجاد ناهماهنگی‌های متعددی می‌شود.
به این صورت که مدیران عالی تصور درستی از واقعیت مناطق کشور و مسائل آنها ندارند و بنابراین نمی‌توانند تصمیم متناسب بگیرند و بالطبع تصمیمات نامناسب هم در بخش‌های میانی و پایینی یا قابلیت اجرا پیدا نمی‌کند و یا اجرای آنها گشایشی در شرایط  نخواهد داشت.
هر چند این مسأله باید به شکل بنیادین حل شود اما سفرهای استانی اگر با دقت و به صورت غیراحساسی انجام شوند، در کوتاه‌مدت می‌توانند بخشی از این آسیب را مرتفع کنند و ارتباط مؤثرتری بین بخش‌های عالی، میانی و پایینی دستگاه اجرایی به وجود آورند.
تا اینجای کار به نظر می‌رسد دولت سیزدهم نمی‌خواهد از سفرهای استانی به عنوان ابزاری تبلیغاتی استفاده کند و سراغ شعارها و تبلیغات بزرگ برود و در مقابل از شواهد پیداست که تمرکز آن در این سفرها بر شناخت مسائل و آسیب‌ها است. این دقیقاً چیزی است که می‌تواند امیدها را برای نتایج این سفرها افزایش دهد.