سیاست گیج کننده؟!

نمی دانم موضوعی که می‌خواهم عرض کنم بخشی از دیپلماسی و ترفند دولت سیزدهم است یا اینکه خودمان هم نمی‌دانیم داریم
چه می‌کنیم!
از زمانیکه تیم وزارت خارجه و دیپلماتیک دولت جدید شکل گرفته هنوز زمان مشخصی برای شروع و از سرگیری مذاکرات احیای برجام اعلام نشده است.این درحالیست که طرف غربی چه اروپا و چه آمریکا و حتی گفته می‌شود چین و روسیه فشار زیادی را بر تهران وارد می‌کنند تا هر چه زودتر به میز مذاکرات بازگردد.
اگر صرفا بر سخنان وزیرخارجه تمرکز کنیم نمی‌توانیم متوجه شویم بالاخره تهران در مورد توافق هسته‌ای چه تصمیمی قصد دارد بگیرد.حتی از برخی سخنان امیر عبداللهیان اینگونه برداشت می‌شود که این دولت چندان مایل به احیای برجام نیست زیرا برخی شروطی که وزیرخارجه برای آمریکایی‌ها در برخی اظهارات طرح می‌نماید عملا شدنی نیست.نه اینکه ما دل مان نخواهد بلکه کاخ سفید زیر بار آن نمی‌ر‌ود.


بنده تصور می‌کردم جلسه غیر علنی دیروز مجلس که با حضور امیرعبداللهیان برگزار شد تا حدود زیادی در این باره ابهام زدایی کند ولی این تصور کاملا غلط بود زیرا بازهم مشخص نشد بالاخره دولت ابراهیم رئیسی اعتقادی به مذاکره دارد یا خیر.اگر به شعارهای انتخاباتی و نطق‌های فعلی رجوع شود که قطعا این دولت به دیپلماسی اعتقاد راسخ دارد لیکن در عمل چنین
به نظر نمی‌رسد.
دیروز پس از پایان جلسه غیر علنی مجلس دو نقل قول از طرف وزیر خارجه بیان شده که وقتی درکنار هم قرار می‌دهیم متوجه خواهیم شد که حتی نمایندگان مجلس هم نفهمیده‌اند آیا مذاکره‌ای در کار است یا خیر!
ابتدا علیرضا سلیمی نماینده مجلس با اشاره به نشست غیرعلنی که با حضور وزیر امورخارجه برگزار شد، گفته است:« وزیر امور خارجه درباره مذاکرات هسته‌ای به صراحت اعلام کرد که سیاست جمهوری اسلامی اقدام در برابر اقدام و عمل در برابر عمل است و ایالات متحده حتما بایستی اقدام جدی قبل از مذاکره انجام دهند.»
پس از او،علیرضا بیگی نماینده مردم تبریز در مجلس اظهار داشته است: «امیرعبداللهیان در این جلسه عنوان کرد که مذاکرات با گروه چهار به علاوه یک از روز پنجشنبه در بروکسل آغاز خواهد شد.»
بهرحال عرضم اینجاست اگر واقعا خودمان هم نمی‌دانیم مقرر شده چه تصمیمی بگیریم و کلا تصمیم‌گیری موکول به آینده شده که هیچ.اما اگر وزارت خارجه سیاست خاصی را پیگیری می‌کند که به نظر خیلی هم پیچیده و سردرگم‌کننده می‌آید باید مراقب بود که یک موقع خودمان اسیر این سیاست نشویم!یعنی حکایت،حکایت آن ارتشی نشود که در یک مانور نظامی متحمل شکست سنگینی شد!