اصولگرایی علیه استثناگرایی

عباس موسایی فعال سیاسی اصلاح‌طلب  گفت‌وگوی آقایان سیدمصطفی تاج‌زاده و مهدی نصیری، درباره «دولت/ملت» و «امت/امامت»، فرصتی بود تا آقای نصیری روایت خویش از امت و امامت را بازنمایی کند. تاج‌زاده در این گفت‌وگو کوشید تا مبتنی بر نظریات مدرن، دستاوردهای علم سیاست، اندیشه‌های سیاسی جدید، دستاوردهای نظری روشنفکران و نواندیشان دینی و تجربه بیش از چهار دهه استقرار جمهوری اسلامی، روایت شهروندمدار و معطوف به حقوق شهروندی ارائه دهد؛ روایتی  که سال‌هاست منادیان گفتمان اصلاحات عرضه می‌دارند. اما اهمیت روایت نصیری آن است که تصاحبِ سنتِ سیاسیِ شیعی توسط شهروندستیزان و رعیت‌باوران را از نقطه عزیمتِ سنت شیعی، با سوالات اساسی مواجه می‌سازد. نصیری از آنجا که خاستگاهی اصولگرا دارد، با قرائتی ضدرعیت‌مداری از سنت، هرچند کلیت الزامات شهروندی را برنتابد، روایت شهروند‌ستیز اصولگرایانه را با چالشی اساسی مواجه می‌سازد. اینکه نصیریِ اصولگرا، برخلاف سنت مرسوم این جریان، به جای ارجاع به آموزه‌های شیخ‌فضل‌ا... نوریِ مشروطه‌ستیز، با اتکا به نظریات نائینی در تنبیه‌الامه و تنزیه‌المله، قرائتی مشروطه‌خواهانه از سنت ارائه می‌دهد، گامی مهم در سیاست‌ورزی اصولگرایانه است. در روایت نصیری هرچند همچنان فاصله‌ای زیاد تا پذیرش مقومات و مقدمات شهروندی دیده می‌شود و صدالبته تا تبدیل شدن به گفتمان هژمون در اصولگرایی، موانعی سترگ پیش‌رو دارد؛ اما از آنجا که اصولگراییِ استثناگرایانه و شهروندستیز را با سوالات اساسی مواجه می‌سازد، می‌تواند در میان‌مدت، حداقل هژمونیِ گفتمان اصولگرایی استثناگرایانه را به چالش بکشاند. می‌توان انتظار داشت که اصولگرایانِ غیراستثناگرا با اتکا به این اندیشه‌ها و نظریات، بازسازی روزآمدی از خود ارائه دهند. تالی روایت انسان‌محور نصیری، نوید شکل‌گیری گفتمانی متین و مستدل برای دفاع از حقوق شهروندی ایرانیان از نقطه عزیمت ِسنت نبوی و علوی است. ناکامی‌های محتمل گفتمان مسلط، به شرط سیاست‌ورزی هوشمندانه محافظه‌کاران اصیل، عرصه سیاست ایران را مساعد سیاست‌ورزی اصولگراییِ عادی‌سازانه خواهد کرد؛ مشروط به آنکه  نخبگانِ سیاسی اصولگرای عادی‌ساز، بتوانند این گفتمان را با الزاماتِ زمینه و زمانه، غنی‌سازی کنند. به‌عبارتی، ایشان می‌توانند با نگاهی انتقادی به گذشته خویش، روایتی شهروندمدار، حق‌بنیان و منافع‌ملی‌محور، از درون ساختار، سامان و سازماندهی کرده و از ترجمه اصولگرایی به استثناگرایی ممانعت به‌عمل آورند. اصولگرایی عادی‌سازانه، نه عبور از اصولگرایی به اصلاح‌طلبی، که بازسازی اصولگرایی بر اساس مقتضیات زمان است. کما اینکه اصلاح‌طلبی به وقت اکنون نیز نمی‌تواند اصلاح‌طلبی پیشین باشد و الزامات زمینه و زمانه را لحاظ نکند. این بازسازی سیاسی، به‌رغم موانع بزرگ و سد محکم اقتدارگرایی در برابر آن، مسالمت‌آمیزترین راهبرد برای گذار از بحران‌های کنونی و عبور از استثناگرایی به عادی‌سازی خواهد بود. استمرار سیاست‌ورزی رادیکال در عرصه‌های سیاست داخلی و خارجی، هزینه‌های زیادی را بر کشور و ملت تحمیل می‌کند. آینده سیاست بهبودخواهانه و مسالمت‌آمیز در ایران، به شکل بی‌سابقه‌ای، منتظر نوع سیاست‌ورزی اصولگرایان غیراستثناگراست. هژمون شدن گفتمان مهدی نصیری در عرصه نظر و سیاست‌ورزی امثال ناطق‌نوری و علی‌لاریجانی، در جرگه اصولگرایان، می‌تواند احاطه عادی‌سازی استثناگرایانه بر منویات اصولگرایی و در نتیجه کشور را تحدید کند.