در سوگ کاریکاتوریستی که آزاده بود و شاعرانه نقش می‌زد

سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: آخرین آثارش را با موضوع کرونا خلق کرده بود و چه کسی فکر می‌کرد همین سوژه نقش قاتل او را نیز بازی کند. درمبخش بیش از ۵۰ نمایشگاه انفرادی در داخل و خارج از کشور برگزار کرد و در ۱۰۰ نمایشگاه جمعی داخلی و خارجی حضور داشت. برنده جایزه از بزرگ‌ترین و معتبرترین مسابقات بین‌المللی کاریکاتور شد و بار‌ها برای داوری به رویداد‌های بزرگ تجسمی بین‌المللی دعوت شد. بسیاری از آثارش به موزه‌های معتبر دنیا راه پیدا کرد و به عنوان یک ایرانی شخصیتی نام‌آور بود. کاریکاتوریست کارش خنداندن مردم است، اگرچه آن خنده تلخ باشد یا دست‌کم لبخندی ملایم ایجاد کند. کاریکاتوریست‌ها جهان را برای زیستن قدری تحمل‌پذیرتر می‌کنند. راه‌حل آن‌ها ساده و دست‌یافتنی است؛ اینکه به همه چیز می‌توان به رغم تلخی‌هایی که ممکن است داشته باشد، از زاویه‌ای دیگر هم نگریست و آن زاویه چیزی نیست جز طنز و فکاهی. کاریکاتوریست‌ها گویی برای همین مأموریت به زمین مبعوث شده‌اند. کامبیزدرمبخش از همین جنس و جرگه بود. واکنش به «شارلی ابدو»
کامبیز درمبخش فقط هنرمندی حرفه‌ای در حوزه تخصصی خود نبود و می‌دانست که انسانیت و آزادگی جوهره اصلی کار هنری است. او درباره انتشار کاریکاتور موهن در نشریه فرانسوی شارلی ابدو سکوت اختیار نکرد؛ «هرگز ندیدم در ایران کوچک‌ترین بی‌حرمتی به مقدسات سایر ادیان بشود: «من به عنوان کسی که بیش از ۶۰ سال در مطبوعات کشورم فعالیت می‌کنم، هرگز ندیدم که کسی کوچک‌ترین بی‌حرمتی به مقدسات سایر ادیان بکند. ما هم از مطبوعات آن‌ها توقع رفتار متقابل را داریم. ما هرگز دشمنی نکرده‌ایم و این هتاکی‌ها را تاب نمی‌آوریم.» اولین کسی که کاریکاتور شاه را کشید
کامبیز درمبخش جزو اولین کسانی بود که کاریکاتور شاه را در روزنامه آیندگان کشید، دقیقاً در زمانی که شاه هنوز ایران بود. خودش تعریف می‌کند که کاریکاتوری کشیده بود که شاه در جزیره‌ای تنها بود، یک مُهر بوسه و استامپ داشت که این مهر را می‌زد به دست خودش. وی درباره ممنوع‌الکاری‌اش در دوران پیش از انقلاب گفته بود: «اواخر دوره‌شاه بود، حدود سال‌های ۵٢ تا ۵۴، یکسری کار در روزنامه‌آیندگان کشیدم. در آن روزنامه هفت‌هشت سال بود که کار می‌کردم و بهترین کار‌های ژورنالیستی‌ام که کاریکاتور‌های روز بود، در صفحه نخست آیندگان چاپ می‌شد. خیلی هم تند و شدید بود، علیه مسائل سیاسی که در مملکت اتفاق می‌افتاد. در همان روزنامه من کار‌هایی را شروع کردم که خارجی‌ها در مطبوعات‌شان چنین کار‌هایی می‌کردند، یعنی کاریکاتور‌های بدون شرح را شروع کرده بودم و خیلی هم دوست‌شان داشتم. همزمان هم کار‌هایی راجع به اتفاقات روز و کار‌های هنری می‌کشیدم که فهم آن‌ها برای مردم کمی مشکل بود. یک مجله لایی در روزنامه آیندگان به نام «آیندگان ادبی» درمی‌آمد که خیلی از روزنامه‌نگاران درجه یک آن موقع در آنجا مقاله می‌نوشتند و از من خواستند که در هفته یک صفحه بدهم. من هم آمدم در مینیاتور‌های ایرانی تغییر و تحولی به وجود آوردم، یعنی از ساخت آن برای مطرح‌کردن یکسری مسائل سیاسی مثل حمله مغولان به ایران و کتاب‌سوزی‌ها استفاده کردم که سمبلیک بودند. من با سانسوری که ساواک اعمال می‌کرد و اتفاقاتی که آن سال‌ها می‌افتاد، این‌ها را هوشمندانه ادغام کرده بودم و مسائل را مطرح می‌کردم. آن روز‌ها کسی این کار را نکرده بود که طنز و سیاست را تلفیق کند، چون همیشه مینیاتور در خدمت دربار بود و من برای نخستین‌بار خواسته‌های مردم را مطرح کردم.» واکنش دوستان درمبخش به درگذشتش
ساعاتی پس از درگذشت او دوستان و همراهانش در وادی هنر و کاریکاتور درباره فقدانش واکنش نشان دادند. جواد علیزاده، کارتونیست و کاریکاتوریست باسابقه کشورمان با این عنوان که «جای خالی او با اقیانوسی از اشک هم پر نخواهد شد...» طرحی را در فضای مجازی بازنشر داد.


او برای کامبیز درمبخش نوشت: «زبانم قاصر است که با کلمات بتوانم شدت شوک و بهت و اندوهم را از رفتن کامبیز درمبخش عزیز بیان کنم و تنها کاری که می‌توانم بکنم این است که به زبان تصویری روی بیاورم و اوج اندوه و غم درونی خود را با بازنشر این طرح تکراری‌ام درباره مرد تکرار نشدنی کاریکاتور ایران، بیان کنم. نه... مرگ کامبیز درمبخش را باور نمی‌کنم. او عاشق‌ترین و شاعرترین کاریکاتوریست ایران و جهان بود و الهام‌بخش و مشوق چندین نسل از کاریکاتوریست‌های ایران و نزدیک‌ترین عزیز همه ما کارتونیست‌ها بود و مرگ نزدیکان به ما پیام می‌دهد که چقدر مرگ به خود ما نزدیک است...».
همچنین احمد عربانی، کاریکاتوریست پیشکسوت کشورمان در غم فراق کامبیز درمبخش چنین نوشت: در رسای این هنرمند چه می‌توان گفت، استادی به تمام معنا و کسی که با مصائب این هنر دست و پنجه نرم کرد، با مسائلش ساخت و همچنان پیش رفت، چه در خارج از ایران و سال‌ها کوشش در اروپا و کسب جوایزی آبرومند و ارزشمدار با نامی درخشان در عرصه کاریکاتور، از فعالیت در نشریات ایرانی تا مطبوعات و نمایشگاه‌های خارج از ایران، ایشان الگوی اکثر کارتونیست‌های ایرانی بودند و واقعاً فقدانشان دردی جانگداز بر پیکر هنر‌های تجسمی این دیار می‌باشد و سال‌ها رنج بسیار بباید تا دگر مادر گیتی چنین فرزندی به وجود آورد. همنشینی با خط و طرح و نقش
نیکنام حسینی‌پور، مدیرعامل مؤسسه هنرمندان پیشکسوت در پیامی درباره درگذشت کامبیز درمبخش نوشت: او استاد بی‌بدیل کاریکاتور و هنرمندی بود که «امید» و «آرامش» از مفاهیم پررنگ آثارش بودند و همواره دغدغه انسان و انسانیت داشت و نسبت به مسائل جامعه واکنش نشان می‌داد. همنشینی با خط و طرح و نقش، به مدد اندیشه پویا و ذهن جست‌وجوگر، هنرمند شاخصی از او ساخت که آدمک‌هایش تا ابد در یاد‌ها محفوظ می‌ماند. هنر کاریکاتورِ ایران سوگوار شخصیتی صاحب‌سبک و نامدار شد که خضوعش زبانزد بود و رفتارش الگوی نسل جوان. در باورمان نمی‌گنجد سفر نابهنگامِ یکی از قله‌های شکوهمند کاریکاتور ایران و جهان؛ یگانه بزرگمرد سخاوتمندی که با نگاه نافذش، کاستی‌های جامعه را در قالب طنز گزنده و بُرنده پیشکش مخاطب دردمند و آگاه می‌کرد.
جمال رحیمی، کارتونیست با انتخاب عنوان «خداحافظ جناب شوالیه خطوط» برای کامبیز درمبخش نوشت: «هر ساختمانی روی ستون و پایه‌ای استوار است و هر خیمه‌ای که برپاست، دیرکی دارد. اگر آن ستون و دیرک را از میان بردارند، نه از خیمه خبری هست و نه از خیمه‌نشین، آن وقت از آن خیمه چیزی جز آوار غم‌زده و ملول نمی‌ماند. شاید میخ‌ها و لته‌های دور و برش را تعویض کنند و جایشان را با چیز‌های جدید پر کنند ولی دیرک را دست به دست و نسل به نسل با خودشان به هر جایی می‌برند.»
بهرام عظیمی هم در مطلبی کوتاه با انتشار عکسی از کامبیز درمبخش چنین نوشت: «استاد کامبیز درمبخش برترین کارتونیست تاریخ ایران و یکی از بهترین کارتونیست‌های جهان بر اثر کرونا به رحمت خدا رفت. روحت شاد استاد بزرگ».