افشاگری روزنامه خراسان 67 سال قبل، از اعدام دکتر فاطمی

جواد نوائیان رودسری – سحرگاه روز 19 آبان سال 1333، یک آمبولانس در محوطه پادگان لشکر دو زرهی متوقف شد؛ سربازان مردی را که نمی‌توانست درست بایستد، از آمبولانس پیاده کردند؛ قرار بود برنامه اعدام اجرا شود. اعدامی نمی‌توانست درست حرکت کند، عرق روی صورت تب‌دارش نشسته بود و یک پای او، روی زمین کشیده می‌شد. دقایقی بعد وی را به ستون چوبی بستند؛ فرمان مسلح‎کردن سلاح جوخه اعدام، در فضای ساکت پادگان پیچید و با دستور «آتش!» همه‎چیز تمام شد. دکتر حسین فاطمی، فارغ‌التحصیل رشته حقوق و وزیر خارجه دکتر مصدق کشته شد. او جزو افرادی بود که حتی پیش از عملی شدن کودتای 28 مرداد، در فهرست اعدامی‌ها قرار داشت. کرمیت روزولت، یکی از مهم‌ترین عوامل هدایتگر کودتا، در خاطرات خود می‌نویسد: «[از شاه پرسیدم:] میل دارم بدانم در مورد مصدق، ریاحی و دیگران، که علیه شما توطئه کرده‌اند، چه فکری کرده‌اید؟ او گفت: در این مورد زیاد فکر کرده‌ام. مصدق محاکمه می‌شود و به سه سال زندان محکوم خواهد شد ... ریاحی نیز مجازات مشابهی در پیش خواهد داشت؛ ولی یک استثنا وجود دارد و آن حسین فاطمی است. او هنوز دستگیر نشده [است،] ولی به زودی او را پیدا می‌کنند ... او، پس از دستگیری، اعدام خواهد شد.» مردَک ضعیف‌العقل! کینه و نفرتی که خانواده پهلوی، به‎ویژه محمدرضا و اشرف از فاطمی داشتند، آن‌قدر زیاد بود که حتی با اعدام او هم پایان پیدا نمی‌کرد. اشرف طعم نیش قلم فاطمی را در «باختر امروز»، طی روزهایی که در مسیر تهران – پاریس در تردد بود تا مقدمات کودتا را فراهم کند، چشیده بود؛ حتی پیش از آن هم، وقتی در روزنامه «مرد امروز»، به مدیریت محمد مسعود، مقاله‌های فاطمی چاپ می‌شد، بارها مورد حمله او و دوستانش قرار گرفته‌بود. هنرمند فقید معاصر، زنده‌یاد مرتضی احمدی به یاد می‌آورد که تیتر یک «مرد امروز» با عنوان «ملکه عصمت و طهارت وارد شد!» با موضوع بازگشت اشرف پهلوی از سفر آمریکا، چه ولوله‌ای را در جامعه به‎پا کرد. فاطمی در تمام آن غوغاها، بخشی از ساختار تولید و انتشار مطالب بود. از آن طرف، شاه هم نمی‌توانست بی‌خیال فاطمی شود. او روز 25 مرداد 1332، بعد از شکست نقشه «A» کودتا و فرار محمدرضا پهلوی به ایتالیا، در مقاله‌ای تند و تیز نوشته بود: «دربار، دشمن همه آزادمردان، وطن‌پرستان و خصم مبارزین راه استقلال و آزادی است ... من از محمدرضاشاه پهلوی هرگز انتظار آن را ندارم که این شجاعت و شهامت خودش را در برابر بیگانگان به‎کار ببرد، من حتی به‎قدر سلطان مراکش و بیک تونس هم از او حمایت از حقوق ملت را نمی‌خواهم، ولی اعتراف می‌کنم که تا این درجه او را حقیر و کوچک فکر و ضعیف‌العقل نمی‌شمردم که شبیخون بر مبارزات و جهاد ملت خود بزند و تمام محصول فداکاری‌ها و جانفشانی‌های مردم محروم و بینوای کشور را قربانی هوس‌بازی و لاس‌زدن با اجانب کند. یکی نیست از او بپرسد دیگر شما و فامیل شما از این یک مشت پا برهنه چه می‌خواهید؟ ثروت یک مملکت را به غارت بردید، املاک و اموال و نوامیس مردم از دست این خانواده سی سال است در امان نبوده، حالا هم مثل دزدها و بدکارها از تاریکی شب برای کودتا استفاده می کنید؟» با وجود بازداشت فاطمی و مطمئن بودن از اعدامش، هنوز دل اشرف و محمدرضا خنک نشده بود. برای خالی‎کردن عقده گذشته، شعبان جعفری یا همان شعبان بی‌مخ به معرکه فرستاده شد؛ آن‎ها وقتی فاطمی در حال انتقال از زندان به دادگاه بود، شعار طرفداری از شاه را بهانه کردند و بر سرش ریختند، شش ضربه چاقو به پیکر فاطمی وارد شد و هنگام اعدام، به دلیل عفونت زخم‌های همین حمله، تب 40 درجه داشت. با این حال، بازتاب اعدام فاطمی در نشریات آن زمان، چندان گسترده نبود و روزنامه‌ها، تنها در لفافه، برخی از حقایق را بازگو می‌کردند. روزنامه خراسان چه کرد؟ روزنامه خراسان، به عنوان یکی از روزنامه‌های محلی، جوان و فعال آن دوره، کوشید تا اخبار واقعی مربوط به اعدام دکتر فاطمی را در آن فضای پراختناق، حتی در قالب ستون‌هایی مانند «شایعات» منتشر کند. خبر اعدام، روز 20 آبان 1333، در یکی از ستون‌های صفحه دو روزنامه، همراه با عکس کوچکی از دکتر فاطمی منتشر شد؛ البته در صفحه یک هم، تیتر این خبر در قالب تیتر دو درج شده بود. روز بعد از این اتفاق، ماجرای عدم بخشودگی فاطمی توسط شاه، در صفحه چهار روزنامه خراسان و در قالب یک خبر حاشیه‌ای و به نقل از وزارت دربار، مربوط به ناراضی بودن گروهی از نظامیان از این تصمیم دانسته شد؛ حال آن‌که همه می‌دانستند موضوع اعدام، حتی پیش از برگزاری دادگاه نظامی هم قطعی بوده‌است. روز 23 آبان 1333، در شماره 1547 روزنامه خراسان، نخستین گزارش تقریباً مفصل را از اعدام دکتر فاطمی، به نقل از سرتیپ آزموده، دادستان ارتش، در صفحه یک و دو درج کردند؛ آزموده گفته بود که فاطمی ساعتی قبل از اعدام، روحیه  متزلزلی داشت، اما با سخنان وی، روحیه‌اش را بازیافت و اصلا کسی باورش نمی‌شد که او را پای چوبه اعدام می‌برند! دادستان نظامی مدعی بود که فاطمی با پای خود مسیر حرکت به سمت محل اعدام را طی کرده‌است و درباره حواشی این اعدام چیزی نگفت. با این حال، اسرار این اعدام برای خوانندگان خراسان، زیاد مخفی نماند. تقریباً پنج روز بعد، در 28 آبان 1333، خراسان در صفحه دو شماره 1551، در قالب ستون «شنیدنی‌ها» که عموماً نقل منابع دیگر بود و روزنامه خود را در صحت و سقم مطالب آن مسئول نمی‌دانست، ماجرای لحظات پایانی عمر فاطمی را برای خوانندگان بازگو کرد؛ رویترز گزارش داده بود که او در لحظات آخر فریاد «زنده‌باد ایران» و «زنده‌باد مصدق» سر داده و حتی پیش از انتقال به محل اعدام، خواسته بود اجازه دهند نماز بخواند، اما به بهانه‌های مختلف چنین مجوزی برایش صادر نشده‌است؛ گزارش‌هایی که به این صورت منتشر می‌شد، دقیقاً برخلاف اصل اخباری بود که روزنامه چندی قبل و به صورت رسمی، از قول مسئولان دولت کودتا منتشر کرد. در واقع خراسان می‌خواست، هرچند به صورت دوپهلو و در لفافه، خوانندگان خود را از حقایقی که رخ داده‌است، مطلع کند. سال‌ها بعد، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، انتشار گزارش‌ها و خاطرات کسانی که به‎نوعی با آن ماجرا ارتباط داشتند، نشان داد که حقیقت جز آن چیزی بوده‌است که سرتیپ آزموده در گزارش خود اعلام کرده بود.