اخبار ویژه

  انزوای حقوقی آمریکا و ماله‌کشی سیاسی یک غربگرا
کارشناس کم‌سواد نشریات زنجیره‌ای مدعی شد جمهوری اسلامی قبلاً می‌گفت مذاکره نمی‌کند اما حالا وارد مذاکره شده است.
علی بیگدلی در گفت‌وگو با نامه‌نیوز و درباره تیم مذاکره‌کننده جدید گفت: «ترکیب هیئت دیپلماتیک ما غیر از اینکه در توانایی دیپلماسی ضعف دارد، به این جهت مورد نقد است که این‌ها همان کسانی هستند که در گذشته هر نوع مذاکره با آمریکا و در ارتباط با برجام را کار خیانت‌آمیزی می‌دانستند. الان که خودشان مسئول شده‌اند می‌بینند که راهی غیر از مذاکره وجود ندارد اما این تعللی که صورت می‌گیرد به این خاطر است که این‌ها با توجه به پایبندی به اظهار نظرهای گذشته خود نمی‌توانند به سرعت وارد مذاکره شوند.»
بیگدلی در پاسخ به اینکه ایران در این مذاکره چطور می‌تواند موفق باشد و چه تصویری باید از خود ارائه دهد؟ گفت: «اگر قرار باشد با آن استراتژی‌های قبلی وارد مذاکره شویم، قطعا به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسیم. یک روز گفتیم که نه مذاکره می‌کنیم و نه جنگ می‌شود. اکنون اما وارد مذاکره شدیم و آقای امیرعبداللهیان هم گفته که آمریکا 10 میلیارد دلار به عنوان حسن نیت به ما بپردازد و آنها هم نپذیرفتند. من قبلا هم گفته‌ام که به هیچ وجه آمریکا این پیشنهادات قبل از مذاکره مثل لغو تحریم را نمی‌پذیرد. لذا ما بایستی سطح انتظارات را کاهش دهیم».


درباره این سخنان گفتنی است؛ اولاً آقای بیگدلی در حالی تیم جدید را پیش از شروع مذاکرات دارای ضعف خوانده که دربست از تیم قبلی جانبداری می‌کرد و شاهکار آن تیم در قالب برجام فاقد ضمانت، آشکار است.
ثانیاً هر قدر بی‌میلی نشان دادن در مذاکرات موجب افزایش قدرت چانه‌زنی است، رفتار ملتمسانه و مشتاقانه و عطش‌آمیز، قدرت چانه‌زنی را نابود می‌کند و متأسفانه در دوره گذشته، بعضاً شاهد ارسال این پاس اشتباه به طرف غربی بودیم و نتیجه آن را در عدم توازن داده‌ها و ستانده‌های برجام مشاهده می‌کنیم. ثالثاً تعبیر «نه مذاکره می‌کنیم و نه جنگ می‌شود»، بیان دقیق و حکیمانه رهبر معظم انقلاب درباره آمریکا و به اعتبار عهدنشناسی این دولت است؛ و همچنان سیاست جمهوری اسلامی ایران است. حالا هم تیم مذاکره کننده ما، قرار نیست مذاکره‌ای با دولت و تیم مذاکره‌کننده آمریکایی داشته باشد. در واقع پس از خروج گستاخانه از برجام، ‌آمریکا دیگر عضو توافق محسوب نمی‌شود و با تأکید ایران، حق شرکت در مذاکرات ایران با 4+1 را ندارد. این هم نوعی تنبیه و تنبه و مجازات دیپلماتیک نسبت به دولت یاغی آمریکاست تا دیگر غلط قبلی را در گردن‌کشی و زورگویی تکرار نکند.
رابعاً آقای بیگدلی و برخی مشابه‌های او چنان در زمینه لزوم کاهش انتظارات طرف ایرانی حرف می‌زنند که اگر نام گوینده را حذف کنیم، ‌مخاطب تصور می‌کند یکی از سخنگویان یا دیلماج‌های دولت آمریکا اظهار نظر کرده‌اند! و این در حالی است که طرف ایرانی در دولت سابق، هر چه تخفیف و تنازل -نادرست- بوده، انجام داده و با این همه، با عهدشکنی دولت آمریکا روبه‌رو شده است. بنابراین، مذاکره به مفهوم رایج چانه‌زنی و توافق جدید در وین هیچ معنایی ندارد و صرفاً برای مجبور کردن طرف یاغی برای لغو تحریم‌ها و دادن تضمین معتبر است؛ اگر که می‌خواهد برجام احیا شود. اقتصاد کشور در حال خروج از رکود است
یک روزنامه اصلاح‌طلب معتقد است اقتصاد کشور به تدریج در حال رشد و خروج از رکود است.
ابتکار می‌نویسد: اقتصادی که سه فصل پیاپی رشد را تجربه کند در آن شرایط می‌توانیم بگوییم اقتصاد کشور از رکود خارج شده است. چندی پیش رئیس کل بانک مرکزی در جلسه‌ای با‌ اشاره به وضعیت رکود در اقتصاد کشور گفته بود: با وجود آسیبهای همه گیری کرونا، اقتصاد ایران در فصل دوم سال ۲۰۲۱ رشد داشته و این نشان‌دهنده خروج ایران از رکود و حرکت آن به سمت بهبود است. آخرین آمارهای منتشره حاکی از رشد 6/2 درصدی تولید ناخالص داخلی ایران در فصل دوم سال ۲۰۲۱ است که دستاورد قابل توجهی با وجود محدودیت شدید ایران در دسترسی به منابع خارجی خود و در نتیجه عدم امکان خرید واکسن از خارج به‌دلیل تحریم‌های آمریکا است. بخش غیرنفتی در همان دوره 4/7 درصد رشد کرده که نشان‌دهنده آن است که اقتصاد ایران به‌طور قابل توجهی از رکود خارج شده و به سمت بهبود حرکت کرده است.
پیمان قربانی، معاون اقتصادی بانک مرکزی نیز در گفت وگویی به جزییات خروج اقتصاد ایران از رکود‌ اشاره کرده و گفته است: اقتصاد کشور از بهار سال گذشته تا بهار ۱۴۰۰ رشد اقتصادی مثبت داشته و از رکود خارج شده است. وقتی اقتصاد کشوری دو فصل متوالی رشد مثبت داشته باشد، می‌گوییم از رکود خارج شده است. در ایران هم از فصل دوم سال ۹۹ تا فصل اول سال ۱۴۰۰ بطور مستمر رشد اقتصادی مثبت را شاهد بوده‌ایم. در فصل تابستان ۹۹ رشد اقتصادی 3/5 درصد، پاییز سال گذشته
رشد ۳ درصد و زمستان رشد اقتصادی 5/4 درصد و در بهار امسال نیز
رشد 6/2 درصد را در کشور تجربه کردیم. البته ما در سال‌های گذشته بحث تحریم و بیماری کرونا را داشتیم که بیماری کرونا موجب شد رشد اقتصادی در بیشتر کشورها منفی شود اما در کشور ما این رشد منفی مهار شده و اقتصاد در مسیر مثبتی گام برداشته است.
صحبت خروج اقتصاد ایران از رکود در حالی است که برخی از کارشناسان و تحلیلگران اقتصادی معتقدند که نمی‌توان با چند ماه رشد اقتصادی مثبت گفت که اقتصاد از رکود خارج شده است. البته عده‌ای دیگر از کارشناسان بر این باورند که وقتی اقتصادی سه فصل پیاپی رشد را تجربه کند می‌توانیم بگوییم اقتصاد از رکود خارج شده است. در این راستا‌، هادی حق‌شناس، کارشناس اقتصادی با‌ اشاره به خروج اقتصاد از رکود به ابتکار گفت: ما یک تعریف علمی ‌از رکود داریم که با تعریف عامه مردم از رکود متفاوت است. دقیقاً همانند تورم که یک تعریف رسمی ‌نرخ تورم داریم اما تورم در نظر مردم به خصوص دهک‌های پایین به گونه دیگری تعریف می‌شود. بنابراین رشد اقتصادی نیز دارای دو تعریف است اما در کل اقتصادی که سه فصل پیاپی رشد را تجربه کند در آن شرایط می‌توانیم بگوییم اقتصاد از رکود خارج شده است. واقعا هم تیم اقتصادی دولت سابق نابغه بودند!
برخی حامیان دولت روحانی، ضمن تحریف واقعیت‌ها، بی‌کفایتی‌های دولت سابق را به دولت جدید که دو ماه بیش‌تر از تشکیل آن نمی‌گذرد، نسبت می‌دهند.
در این زمینه محمدجواد حق‌شناس (از مدیران وزارت کشور در دولت اصلاحات و عضو شورای سابق) به نامه نیوز گفت: در حوزه مسائل اقتصادی و معیشتی متأسفانه شاهد رنج بخش قابل توجهی از اقشار جامعه هستیم. امروز فشار تورم لجام گیسخته مثل یک آوار بر دوش خانوارهای دهک‌های پایین جامعه سنگینی می‌کند، این امید وجود داشت که این مسئله کنترل شود اما متأسفانه این اتفاق نیفتاد و ما همچنان شاهد افزایش فشار تورم هستیم و اقلام غذایی و کالاهای اساسی به طور روزافزون گران می‌شوند.
این فعال اصلاح‌طلب یادآور شد: کسانی که به آقای رئیسی رأی دادند و حتی کسانی که به ایشان رأی ندادند، حداقل انتظارشان از دولت و رئيس‌جمهور این است که مراقبت کنند و بیش از این مشکلات حاصل از تورم به جامعه منتقل نشوند.
وی افزود: از طرفی به نظر می‌رسد دولت در حوزه‌هایی درگیر شده است که جزء اولویت‌های جامعه نیست. تحریم‌ها روی جامعه اثر گذاشته است. متأسفانه حل و فصل تحریم‌ها با طرف‌های برجامی و رسیدن به موضعی که آثار مثبتی را برای جامعه به ارمغان آورد، با اما و اگرهای قابل توجهی روبه‌رو است و ما شاهد یک بی‌تصمیمی و بلاتکلیفی دولت در این حوزه هستیم.
وی مدعی شد: در خلال این چند ماه شاهد یک یأس و ناامیدی گسترده‌ای بودیم که نتیجه‌اش منجر به مهاجرت نخبگان، کارشناسان، متخصصان مانند پرستاران و پزشکان و حتی تولیدکنندگان شده است.
همچنین هادی حق‌شناس (استاندار گلستان در دولت روحانی که نامه‌نیوز از وی صرفا به عنوان «کارشناس اقتصادی» یاد کرده) مدعی شد: در اینکه آقای رئیس‌جمهور اراده و عزم راسخی برای حل مشکلات اقتصادی دارد و همه تلاشش را به کار گرفته است تا شرایط بهتر شود، شکی نیست اما دولت فعلا و بعد از گذشت سه ماه هنوز مشغول عزل و نصب است و می‌بینیم که هنوز استاندارها و معاون وزیرها می‌روند و می‌آیند و تا اینجای کار هیچ اتفاق خاصی در حوزه اقتصادی رخ نداده است.
وی افزود: «کسانی مانند آقای نیلی که پشت دولت آقای روحانی بودند باور داشتند که اقتصاد باید باز باشد و دولت کمترین دخالت را در بازار داشته باشد. این نظریه تا سال 96 هم جواب داد. اکنون اقتصاددان‌های برجسته‌ای در دولت آقای رئیسی نمی‌بینیم و نمی‌توانیم بگوییم که دولت سیزدهم قائل به اقتصاد آزاد است، قائل به اقتصاد دولتی است یا می‌خواهد ترکیبی از این دو را به کار گیرد. هنوز ستاد اقتصادی برجسته‌ای در دولت نمی‌بینیم که از یک نظریه مستحکم اقتصادی پیروی
کنند.»
درباره این اظهارات شایان ذکر است میزان تورم رسمی در دولت روحانی (بنابر اذعان خبرگزاری خبر آن‌لاین) حداقل 1/30 درصد افزایش داشته که یک رکورد بی‌سابقه است و رکورد تورم در ماه‌های پایانی دولت سابق به نزدیک 50 درصد رسید؛ همچنان که نقدینگی به عنوان عامل مهم تورم‌زا در همان دولت از 430 هزار میلیارد تومان به 4000 هزار میلیارد تومان (نزدیک 10 برابر) افزایش پیدا کرد.
ثانیا نظرسنجی‌ها می‌گویند مردم برخلاف اشرافیت سیاسی مقصر در وضع موجود، به آینده و اصلاحات دولت جدید امید دارند و اتفاقا اشرافیت خاص یا مقصر، همین سرمایه امید اجتماعی را هدف گرفته، تا خیانت‌ها و سوء مدیریت خود را توجیه کند.
ثالثا تحریم‌ها با وعده لغو شدن در روند برجام، بیش از دو برابر افزایش یافت.
رابعا جابه‌جایی مدیران در چند ماه اول اتفاقی طبیعی- بلکه به اعتبار ساختار معیوب دولت سابق- ضروری است. اما تمجید امثال آقای حق‌شناس از تیم اقتصادی دولت سابق، در نوع خود سوژه طنز و خنده و شاید گریه! است. چه این که سوغات هنرنمایی همان تیم با منطق «برجام و دیگر هیچ»، به جابه‌جایی رکوردهای رکود و تورم، نقدینگی، ضریب جینی (شکاف طبقاتی)، بیکاری، کاهش سرمایه‌گذاری مولد، گسترش واردات بی‌رویه قاچاق، تعطیلی تولید و 6 رتبه افول رتبه اقتصادی ایران در جهان ختم شد و با این همه آقای حق‌شناس ادعا می‌کند دولت رئیسی برخلاف دولت نابغه روحانی، دارای اقتصاددان‌های برجسته(!) و از این دست نیست! ایران برخلاف آمریکا از عهده مهار کرونا برآمد
همبستگی و روح جمعی در ایران و از هم گسیختگی اجتماعی در آمریکا موجب شد همزمان با کاهش تلفات کرونا در ایران به 120 نفر، تعداد مرگ و میرهای کرونایی در آمریکا به بیش از 1200 نفر برسد.
روزنامه جام جم در این باره نوشت: آخرین آمارها نشان می‌دهد که ۵۸ درصد از جمعیت آمریکا واکسن زده‌اند. این در حالی است که دولت این کشور از همان ابتدای ماجرای کرونا تلاش داشت تا بر شرایط تحمیلی کرونا به هر روشی غلبه کند. حتی اگر یادتان باشد ماسک‌های دولت آلمان - متحد خودشان- را روی هوا دزدیدند و به آمریکا فرستادند.
آنها با فایزر و جانسون‌اندجانسون و مدرنا اولین تولیدکننده‌ها و عرضه‌کنندگان واکسن بودند. اما با همه این حرفها امروز میزان تلفات ناشی از کرونا روزانه ۱۲۰۰ نفر در این کشور است و این عدد تلفات در روز در حالی است که در آمریکا مشکلی به نام کمبود واکسن وجود ندارد. اما از سوی دیگر در جامعه ایرانی امروز ۸۰ درصد دوز اول واکسن را زده‌اند. ایرانی‌ها از همان روز اول کرونا بر سر ماجرای ماسک با تغییر رفتارشان در کارخانه‌ها، خیریه‌ها و جهادی‌ها ماسک به اندازه کافی تولید کردند. برای معضل اقتصاد و گرفتاری خانواده‌ها انواع و اقسام طرح‌های خیریه‌ای مانند مواسات را اجرا کردند.
نویسنده می‌افزاید: ایران با تولید و واردات واکسن توانست به میزان کافی جامعه را ایمن کند که دیگر بعد از ادارات دولتی، صحبت از بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها می‌شود.
فارغ از مسائل پزشکی، اعداد در این دو جامعه به ما چه می‌گویند؟ امروز با آمریکایی‌هایی روبه‌رو هستیم که مشکل بزرگشان برای کنترل پاندمی در سطح ملی واکسن‌نزدن است. امروز آمریکا ۲۰ درصد با استاندارد جهانی برای اینکه زنجیره کرونا در سرزمین‌اش قطع شود فاصله دارد. جامعه آمریکایی زود به هسته سخت مخالفت در یک حرکت جمعی رسید. شبیه این اتفاق‌ها در ماجراهای دیگری مثل انتخابات ریاست‌جمهوری‌شان هم افتاد. نماد مهم آن روزها ‌اشغال کنگره شد. پایین آوردن و شکستن مجسمه‌های فرماندهان جنگهای داخلی و... نیز نمونه‌های مشابهی از نمایش حرکتهای جمعی جامعه می‌کند. شهید مطهری از این پدیده به نام روح جمعی یاد می‌کند. روح جمعی چیزی است که بر تمام اعضای جامعه حاکم است و بر همه گرایش‌ها، عواطف و تفکرات انسانی از زندگی اثر می‌گذارد.
روحی جمعی است که سه عنصر مهم وحدت، پیوند نسلی و رفتار جمعی را در جامعه شکل می‌دهد و وقتی ناتوان می‌شود موجب فروپاشی فرهنگی و از بین رفتن هویت جمعی می‌شود. فروپاشی فرهنگی موجب گسست اجتماعی و آغازگر دومینوی سقوط یک کشور است و برعکس آنکه روح جمعی بالایی دارد به قول فوکو وقتی «همه ملت» با هم هستند توانایی غلبه بر سخت‌ترین مشکلات را خواهد داشت. حالا فارغ از پمپاژهای رسانه‌های سیاه، کدام جامعه در حال پیشروی است؟