بلیط هواپیما

ايـران و قطـر انرژي اروپا را تامين كنند؛ نـه روسيـه

آرمان ملی- علیرضا پورحسین: وزیر خارجه قطر در جریان سفر به تهران و در دیدار با رئیس‌جمهوری ایران پس از بیان دعوت رسمی امیر قطر از رئیسی برای شرکت در اجلاس سران کشورهای صادرکننده گاز اذعان کرده است که قطر مصمم است تمام تلاش خود را برای افزایش سطح روابط با جمهوری اسلامی ایران در عرصه‌های مختلف سیاسی و اقتصادی به کار گیرد و امیر قطر شخصا روند توسعه روابط بین دو کشور را پیگیری می‌کند. وزیر خارجه قطر خاطرنشان کرده است که قطر نیز در مورد اینکه حضور نیروهای خارجی در منطقه آثار منفی دارد با ایران هم ‌نظر است و معتقدیم کشورهای منطقه باید با اتکا به همکاری‌های منطقه‌ای مسیر صلح و پیشرفت را در پیش گیرند. علاوه بر موضوعات فی ما بین و مساله حضور نیروهای خارجی در منطقه به نظر می‌رسد که موضوعات عراق، یمن و برجام نیز در این دیدار مطرح شده‌اند و طرفین در خصوص این مسائل تبادل‌نظر کرده‌اند. در راستای بررسی این مسائل «آرمان ملی» گفت‌وگویی با صباح زنگنه، تحلیلگر ارشد مسائل منطقه داشته است که در ادامه می‌خوانید.  با توجه به سفرهای پی در پی مسئولان قطری به ایران روابط دو کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ ایران و قطر در سال‌های اخیر روابط دوستانه و خوبی داشته‌اند و به همین علت رفت و آمدها به صورت طبیعی انجام می‌شد و همکاری‌ها در سطح بالایی قرار دارد. سفر اخیر وزیرخارجه قطر به تهران مشخصا برای تداوم همکاری‌ها در زمینه‌های مختلف است. امروز در منطقه وضعیت تا حدودی متشنج شده است که نمونه آن را در یمن شاهد هستیم و مشخصا قطر و ایران به دنبال همکاری برای پایان دادن به جنگ یمن هستند. حملات امارات و عربستان به یمن در روزهای اخیر شدت پیدا کرده و این امر نگرانی‌ها را تشدید کرده است. از سوی دیگر پاسخ یمن به امارات شرایط را تغییر داده است و آثار آن بسیار گسترده بوده است. امارات در شوک قرار گرفته و در تلاش است تا شورای همکاری خلیج فارس، اتحادیه عرب و حتی سازمان ملل را بسیج کند تا بر یمن فشار بیشتری به‌واسطه این حمله وارد کند. این تقابل مشخصا بر کل خاورمیانه تاثیرگذار خواهد بود و احتمالا طرف ایرانی و قطری به دنبال راه حل و نوعی همکاری هستند تا این بحران را پایان دهند.   آیا مسائل منطقه‌ای دیگری در این دیدار مورد رایزنی قرار گرفته است؟ با توجه به اینکه امروز آمریکا در قطر پایگاه نظامی دارد و تعدادی از نیروهای آمریکایی در این کشور مستقر هستند، مساله حضور نیروهای خارجی در خاورمیانه نیز مطرح شده است که مشخصا ایران در این خصوص بر این باور است که باید کشورهای منطقه خودشان امنیت خودشان را برقرار کنند. این مساله به عراق نیز مربوط می‌شود زیرا حضور نیروهای آمریکایی در عراق نیز با اما و اگرهایی مواجه شده و هنوز به صورت کامل از این کشور خارج نشده‌اند. این حساسیت نسبت به نیروهای خارجی حاضر در منطقه پس از ترور شهید سلیمانی بیشتر شده است و این پرسش مطرح شده که آیا سایر پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه نیز در این ترور دخیل بوده‌اند یا خیر؟ در مقابل عربستان و امارات به دنبال ترمیم روابط خود با ایران هستند که می‌تواند در شورای همکاری خلیج فارس تاثیرگذار باشد. قطر به عنوان یکی از اعضای این شورا که رابطه خوبی با ایران دارد در این خصوص احتمالا مطالبی را مطرح کرده است.   این احتمال وجود دارد که مقام قطری حامل پیامی برای ایران در خصوص برجام بوده باشد؟ با توجه به اینکه مذاکرات در وین با 5 کشور ادامه دارد در این دیدار قطری‌ها مسائلی را مطرح کرده‌اند و احتمالا در آینده نیز آمریکا به جمع‌ 5 کشور مذاکره کننده در وین اضافه شود. به نظر می‌رسد که قطر در این زمینه واسطه شده و پیام‌هایی را رد و بدل می‌کند. اکنون که به دلایل مشخص، آمریکا بعد از خروج از برجام، برای بازگشت به این توافق ابراز تمایل کرده، طبیعتا سایر کشورهای بزرگ هم نظراتشان را اصلاح خواهند کرد و این اتفاق در منطقه هم منعکس خواهد شد. درست است که موضوع مذاکرات هسته‌‌ای، موضوع خاص کشور ما است و تلاش‌‌های قدرت‌‌های بزرگ خصوصا آمریکا ایجاد محدودیت در این زمینه بود اما ایران در مذاکرات گذشته توانست حق غنی سازی را تثبیت کند. اکنون مناسب است کشورهای همسایه از اجمال این تحولات و گفت‌وگوها مطلع باشند تا اولا نقش ایران در منطقه را بیشتر مدنظر قرار دهند، ثانیا از این موضوع که ایران هیچ تصمیمی علیه آن‌ها اتخاذ نخواهد کرد و در جهت ایجاد امنیت، تفاهم و همکاری در منطقه گام خواهد برداشت، احساس آرامش کنند. باید توجه داشت که رویکرد اعتمادسازی ایران از اتخاذ تصمیمات منفی جلوگیری می‌کند. امروز به جای ایجاد نگرانی در منطقه باید به سمت ایجاد تفاهم و آرامش در منطقه حرکت کرد و طبیعتا این رویکرد ایران در رویکرد کشورهای خاورمیانه هم تاثیرگذار خواهد بود. مشخصا هر اندازه بتوانیم با کشورهای همسایه و دوستانمان در منطقه به رایزنی بپردازیم، کمک خواهیم کرد همسایگان ما هم مسائل خود را با ما در میان بگذارند و از اتخاذ تصمیمات منفی جلوگیری شود. از سوی دیگر ممکن است برخی کشورها از ایجاد شکاف و فاصله میان ایران و همسایگان سوءاستفاده کرده و تفسیرهای خود را به همسایگان القا کنند اما حضور ایران، در این رفت و آمدها و توضیحات و روشنگری از هر گونه سوءاستفاده‌‌های احتمالی سایرین جلوگیری می‌کند.   فارغ از مساله میانجیگری در خصوص برجام، آیا دستور کار دیگری نیز وجود دارد که به قطر ارتباط داشته باشد که تا این میزان فعال شده است؟ در روزهایی قرار گرفته‌ایم که احتمال حمله روسیه به اوکراین بیش از گذشته شده و هر روز در این خصوص اخبار زیادی منتشر می‌شود و عملا یک جنگ لفظی گسترده میان شرق و غرب در این خصوص شکل گرفته است. اگر این جنگ رخ دهد مشخصا میزان صادرات گاز روسیه به اروپا کم می‌شود و اروپا با مشکل بزرگی در حوزه انرژی مواجه می‌شود. قطر در این میان به عنوان یک راه حل مطرح شده است و به علت اینکه قطر رابطه خوبی با آمریکا دارد، ممکن است به عنوان جایگزین روسیه برای تامین گاز اروپا مطرح شود. باید توجه داشت که قطر یکی از بزرگ‌ترین ذخایر گازی جهان را دارد و در این حوزه پتانسیل زیادی دارد. با توجه به اینکه در خلیج فارس منابع گازی مشترکی با ایران دارند، می‌توان همکاری در حوزه انرژی با قطر داشت و از طریق عراق و سوریه گاز را به اروپا صادر کرد و مشخصا آمریکا نیز تمایل دارد تا از این طریق انرژی اروپا را تامین کند تا وابستگی اروپا به گاز روسیه کاهش یابد اما در این میان یک مانع بزرگ به نام تحریم‌ها وجود دارد که این فرصت خوب را از ایران گرفته است. آن چه اینک بر چینش ارتباطات تجاری و اقتصادی اثر بیشتری می‌گذارد، مسائل سیاسی است، بنابراین ناگزیریم به فکر اقتصاد سیاسی منسجم و پایدار باشیم. از همان دور اول تحریم‌‌ها باید به این فکر می‌بودیم، اینک نوع ارتباط ما با دنیا، مبتنی بر موضع‌ گیری سیاسی‌ کشورهای بزرگ نسبت به ما و موضع‌ گیری ما نسبت به این کشورهاست. اگر هدف توسعه کشور باشد باید تاثیر و وزن مسائل سیاسی در مسائل اقتصادی کاهش یابد. امروز جهان در حال تغییر است، یعنی اکنون جهان در مرحله انتقالی است. قدرت‌‌های بزرگ دیروز دیگر آن قدرت و اقتدار را ندارند. زمانی جهان دو قطبی بود، بعد دوره کوتاهی تک‌ قطبی شد و آمریکا قدرت بلامنازع جهان شد و اینک جهان در حال بازگشت به دوره چندقطبی است. باید بتوانیم خودمان را با توجه به روند حاکم بر تغییرهای جهان تنظیم کنیم و پاسخگوی نیازهای روزمان باشیم. ظرفیت‌‌های کشور کم نیست و موقعیت ژئوپلیتیک کشور بسیار بالاست، حضور نیروهای جوان در صحنه کشور هم یک فرصت بزرگ است. امروز بهترین موقعیت است تا از ظرفیت‌های خودمان که یکی از آنها انرژی است به بهترین شکل استفاده کنیم. مشخصا روس‌‌ها می‌خواهند قطب انرژی باشند اما ایران نیز می‌تواند با لغو تحریم‌ها از این عرصه سهم خوبی داشته باشد. قطر دبیرخانه اوپک گازی است و ایران نیز عضو اتحادیه گازی است. پس می‌توان همکاری خوبی در این عرصه داشت. روسیه نیز عضو این اتحادیه است اما ممکن است در آینده صادرات گاز این کشور به اروپا به مشکل بربخورد. ایران امروز از منابع انرژی خود در میادین مشترک نمی‌تواند استفاده کند زیرا تحریم‌ها اجازه سرمایه‌گذاری را به ایران نمی‌دهد و از سوی دیگر محدودیت‌های مالی برای ایران اجازه نمی‌دهد تا درآمد نقدی از صادرات انرژی خود داشته باشد. مشکل تحریم سبب شده تا ایران نتواند گاز را به صورت lng استخراج کند. این نوع گاز امروز مورد نیاز اروپا و چین است. رسیدن به این نقطه نیازمند مشارکت خارجی در میادین گازی ایران است. اینکه دو کشور در یک میدان گازی سهم داشته باشند و یکی همچون قطر به مراتب استخراج بیشتری داشته باسد با وجود اینکه جمعیت کم‌تری دارد، آثار مطلوبی بجا نمی‌گذارد. بنابراین باید به دنبال مسیرهای عادلانه‌تر و صادقانه‌تر بود. امروز مسیر ایران، عراق، سوریه بهترین مسیر برای صادرات گاز به جهان است و از مسیری که آمریکا به اروپا گاز صادر می‌کند به مراتب نزدیک‌تر است. به همین علت آمریکا در یک مسیر دوراهی قرار گرفته است و نمی‌داند با این تناقض چه کند. روسیه هم مشخصا از صادرات گاز ایران به اروپا خشنود نخواهد بود و به همین علت نیاز است تا گفت‌وگو کرد و با سایر کشورها به تفاهم رسید و مسیری را انتخاب کرد که به نفع همه طرف‌ها باشد.   ایران در این معادله چندوجهی در خصوص انرژی می‌تواند با قطر همکاری سیاسی و تجاری داشته باشد؟ قطر از مدت‌‌ها قبل‌‌تر دریافته بود که برای آنکه بتواند به‌رغم محدودیت‌‌های جغرافیایی خود تبدیل به یک قدرت شود لازم است تا نقش سیاسی فعالی در تحولات منطقه‌‌ای برعهده بگیرد. این از آن‌رو برای دوحه دارای اهمیت بود که این کشور کوچک اما دارای منابع قابل توجه انرژی، به شکلی در محاصره جغرافیایی عربستان و البته زیر سایه تجارت امارات متحده عربی قرار دارد. رقابت‌های معمول سیاسی اقتصادی از یک‌ سو و شکاف ایدئولوژیک با این دو کشور از سوی دیگر قطر را وامی‌داشت تا به دنبال یک ایفای نقش مستقل‌‌تر باشد. راه‌اندازی رسانه‌‌هایی در ابعاد جهانی در این کشور نیز در راستای همین سیاست و قوی‌‌تر کردن ابزارهای سیاست‌ ورزی و تأثیرگذاری بین‌المللی قطر بود. با این پیشینه قطری‌‌ها خصوصا طی چهار سال گذشته تحولات بسیار مهمی را در عرصه بین‌الملل تجربه کرده‌‌اند که اوج آن عمیق شدن اختلافات دامنه‌دار آن‌ها با عربستان سعودی و قطع رابطه دو طرف بود. در چنین شرایطی است که سفر وزیرامور خارجه قطر به کشورمان را باید در راستای تلاش‌‌هایی بیشتر و مهم‌تر از روابط دوجانبه تفسیر کرد. به نظر می‌رسد در این میان به‌جز مساله روابط دو جانبه، مساله تقویت همکاری‌های سیاسی نیز مطرح است. مسأله لبنان، مسأله یمن و همین‌ طور میانجیگری بین ایران و آمریکا نیز در همین راستا انجام می‌شود. قطر پیش از این هم در بحث لبنان و تلاش برای میانجیگری بین گروه‌‌های لبنانی تلاش‌‌های جدی انجام داده بود. زمانی تمام گروه‌‌های لبنانی با دعوت قطر در این کشور به یک توافق مشترک رسیده بودند. هر چند عملا این اقدام شبیه اقدام پیشتر عربستان تحت عنوان توافق طائف بود و در عمل هم به تمام اهداف خود نرسید اما نشان می‌دهد که قطر هم علاقه‌‌مند به این مساله است و هم آشنا به موضوع. مخصوصا اینکه این کشور مایل است معادلات لبنان کمتر به دست بازیگران سعودی رقم بخورد. از همین‌روست که قطری‌ها ایران را در این شرایط هم به لحاظ میزان نفوذ در لبنان و هم نزدیکی به مواضع همدیگر در برخی مسائل دیگر، به چشم یک متحد بالقوه در این معادله می‌بینند. از همین روست که سعی دارد با این رایزنی هم جبهه خود را تقویت کند و هم به راه‌‌حلی عینی‌‌تر برای مساله لبنان برسد. بنابراین زمینه برای همکاری در سایر حوزه‌ها نیز وجود دارد.