بلیط هواپیما

دولت پايش را از آسمان بر زمين بگذارد

   دولت اعلام كرده است كه منابع تخصيص داده براي ارز ترجيحي به پايان رسيده است و چاره‌اي جز تغيير در نحوه پرداخت يارانه‌ها پيش پاي دولت نيست. چرا دولت به ج  ي دست گذاشتن روي يارانه‌ آرد، فكري براي رفع تحريم‌ها نمي‌كند تا درآمدهاي ارزي‌اش افزايش يابد؟
به اين دو سوال از دو بعد مي‌توان پاسخ داد؛ نخست از بعد ديپلماسي و دوم از بعد نظام بودجه‌ريزي. واقعيت اين است كه اين دولت فرصت طلايي خود را براي احياي برجام از دست داده است و از اين به بعد كشوري كه از احيا نشدن برجام بيشترين آسيب را مي‌بيند، ايران است نه هيچ كشوري. بنابراين انتظار اين است كه ايران براي تامين منابع ارزي خودش تحركي در امر احياي برجام صورت دهد. اينكه مسوولان مي‌گويند ارز نداريم، به وضوح دليلش تحريم‌هايي است كه عليه ايران وجود دارد. نكته دوم نظام بودجه‌ريزي در كشور و ايراد‌هايي است كه ما در آن مي‌بينيم. متاسفانه نگاه دولت‌ها در كشور به يارانه، صحيح نيست. واقعيت اين است كه يارانه حق مردم است و اگر هم قرار است تغييري در پرداخت آن صورت بگيرد، اين مردم هستند كه بايد از اين تغييرات منتفع شوند. در حال حاضر يارانه‌اي كه براي آرد پرداخت مي‌شود 70 هزار ميليارد تومان است. اگر دولت بخواهد اين 70 هزار ميليارد تومان را در بخش فرودست جامعه توزيع كند و اگر بتواند اين كار را بكند، آن بخش فرودست مي‌تواند به راحتي از منافع اين يارانه برخوردار شود. اما متاسفانه نظام بودجه‌ريزي ما با پديده‌اي روبه‌رو است كه من اسمش را مي‌گذارم بودجه‌خواري. اين يارانه به جاي اينكه به دست مردم برسد، با دست‌اندازي‌هايي از سوي نهادهاي مختلف روبه‌رو مي‌شود. بنابراين كاري كه دولت بايد بكند، اين است كه اين نظام بودجه‌ريزي را اصلاح كند تا اعمال تغييرات در پرداخت يارانه‌ها، منافعش به مردم برسد.
   ما در دولت آقاي احمدي‌نژاد تجربه هدفمندي يارانه‌ها را داشته‌ايم. اما در نهايت اوضاع به اين سمت پيش رفت كه درآمد ستاد هدفمندي يارانه‌ها، در جاهايي مصرف شد كه خلاف قانون بود. يارانه‌اي هم كه به مردم پرداخت شد حالا هيچ ارزشي ندارد. اخيرا نيز فهرستي منتشر شده در اين خصوص كه اين درآمد در برخي نهادها هزينه شده كه كاملا خلاف قانون اساسي است. چه اميدي مي‌توان داشت كه در خصوص يارانه آرد، اين اتفاق نيفتد؟
متاسفانه ايرادي كه در كشور ما وجود دارد، اين است كه نوعي تفكر انجمن حجتيه‌اي در ساختار تصميم‌گيري كشور ديده مي‌شود. مدام گفته مي‌شود كه مردم بايد مقاومت كرده و سختي‌ها را تحمل كنند. سخن از شعب ابي‌طالب به ميان مي‌آيد، اما واقعيت اين است كه در آن زمان پيامبر خودشان سنگ به شكم مي‌بستند و در كنار ديگر مردم تحريم‌ها را تحمل مي‌كردند. اما امروز مي‌بينيم كه كساني سخن از لزوم مقاومت و تحمل مردم به زبان مي‌آورند كه خودشان و خانواده‌شان در وضعيت مناسب زندگي مي‌كنند و سختي‌ها هيچ آسيبي به كيفيت زندگي آنها وارد نكرده است و در آن سو، اين مردم هستند كه بايد سختي بكشند. اين ديدگاه كه ما انتظار داشته باشيم كه بار تبعات همه نقص‌ها و سوء‌مديريت‌هاي كشور، روي دوش مردم باشد و انتظار داشته باشيم مردم همه سختي‌ها را تحمل كنند و از سوي ديگر عده‌اي كه اين سخنان را بر زبان مي‌آورند در شرايط آرام و با‌ثبات زندگي كنند، بسيار آسيب‌زاست.  در مورد بودجه‌خواران توضيح دادم. تاكيد مي‌كنم اگر اين فهرست منتشر شده در خصوص هزينه‌ شدن درآمدهاي ستاد هدفمندي يارانه در نهادهاي نامربوط درست باشد، كاملا خلاف قانون اساسي است و من تعجب مي‌كنم كه چرا صدايي از جايي و كسي بلند نمي‌شود و كسي به اين امر اعتراض نمي‌كند. اگر اين فهرست منتشر شده درست باشد، نهاد تبليغاتي فرهنگي كه در خارج از كشور فعاليت مي‌كند از درآمدهاي ستاد هدفمندي يارانه‌ها برخوردار شده است. اين امر كاملا خلاف قانون اساسي است. اين نشان مي‌دهد كه برخي نهادها به محض اينكه دچار كمبود بودجه مي‌شوند، به هر ترتيبي مي‌كوشند تا به نسبت قدرتي كه دارند به برخي منابع درآمدي دسترسي يافته و از آن برداشت كنند. در حالي كه اين منابع متعلق به مردم و يارانه‌ها حق مردم است. متاسفانه دولت‌هاي ما ياد گرفته‌اند كه نگاه‌شان به يارانه نگاه اعانه‌اي باشد. در حالي كه يارانه حق مردم و متعلق به مردم است. 

   روز گذشته آقاي رييسي در ديدار با بشاراسد گفتند كه منافع كشورهاي منطقه از طريق مقاومت تامين مي‌شود نه از ميز مذاكره. پيش‌تر هم آقاي رييسي بارها گفته بودند كه دولت‌شان اقتصاد را به برجام گره نمي‌زند. اما به نظر مي‌رسد در عرصه واقعيت اين تحريم‌هاست كه به اقتصاد ما گره خورده است. به نظر مي‌رسد كه دولت فعلي چندان به احياي برجام توجه نشان نمي‌دهد.
مقاومت و ديپلماسي دو روي يك سكه هستند. نه مقاومت نافي ديپلماسي است و نه ديپلماسي نافي مقاومت. ما در بسياري از مقاطع از مقاومت نتيجه گرفتيم و توانستيم منافع‌مان را تامين كرده و امنيت خود را تقويت كنيم. براي مثال ما در سوريه خيلي هزينه كرديم و توانستيم دستاوردهايي هم داشته باشيم. اما در مرحله بعدي و از بعد ديپلماتيك و اقتصادي آن، هنوز نتوانسته‌ايم بابت هزينه‌هايي كه در سوريه كرديم، برداشت داشته باشيم. اين در حالي است كه روسيه همين حالا اين كار را مي‌كند اما ما نه تنها برداشتي نداشته‌ايم، بلكه هنوز هم در حال هزينه‌كردن در سوريه هستيم. در موضوع برجام هم بايد بگويم دولت آقاي رييسي بايد پايش را از آسمان بر زمين بگذارد. البته ضعف دولت آقاي رييسي در زمينه برجام واضح و مشهود است.