پیمان مولوی خبری از چرنوزیوم در اقتصاد ایران نیست

اولین بار که اصطلاح خاک چرنوزیوم را از پدرم شنیدم و از اهمیت و بازده خروجی‌اش آگاه شدم تصمیم به نوشتن این مقاله کردم، خاک سیاه یا چرنوزیوم‌ خاکی است که بیشتر در اروپای شرقی مخصوصا اوکراین وجود دارد و تقریبا حاصلخیز ترین خاک است که از انباشته شدن مقادیر زیادی مواد معدنی جنگلها در طول زمان ایجاد شده است. خاکی که بازدهی آن در تولید گندم و دانه های روغنی و … کاربرد فراوانی دارد.
این موضوع چه ربطی به اقتصاد دارد؟
کشورها برای توسعه اقتصادی و رشد تولید ناخالص داخلی شان که خروجی‌اش می‌شود رفاه عمومی و افزایش قدرت خرید نیازمند زیرساخت هستند، زیرساخت‌ها نیازمند سرمایه گذاری و سرمایه گذاری یا از انباشت ثروت ملی است و یا سرمایه گذاری مستقیم و غیر مستقیم خارجی.
حال بیایید ببینیم در این خصوص چه روی داده است، از سال ۱۳۹۱ روند تشکیل سرمایه در ایران به جای رشد که از سال ۱۳۶۸ تا انسان همواره رو به فزونی بود تا امروز منفی است و از آن ناراحت کننده تر عبور خط استهلاک از آن است، یعنی چه؟ یعنی همین جاده‌ها، پل‌ها، ساختمان‌ها، سوله‌ها، ماشین آلات به سبب نچرخیدن اقتصاد و در جا زدن آن در حال فرسوده شدن هستند و به عبارتی پول تعمیر و نگهداری کافی وجود ندارد.


از روی دیگر بر اساس گزارش اتاق تهران از سال ۱۳۹۱ تا امروز به صورت متوسط ۱۰ میلیارد دلار پول از ایران رهسپار کشورهای دیگر شده، ما جذب کننده که نبودیم هیچ، هر سال پولی را که می‌توانست تبدیل به زیرساخت شود و چرنوزیوم سپهر اقتصاد ایران را آماده بذر‌پاشی کند رها کرده‌ایم و خاک دارد فرسوده می‌شود و بایر.
کشورها در جهان دودسته‌اند، آنها که از فرصت‌ها بهره می‌برند و آن‌هایی که با تجربه و خطا فرصت‌ها را می‌سوزانند، ما در ایران ید طولایی در تجربه کردن تجربه های شکست خورده داریم و این ما را جزو گروه دوم می‌کند.
بنجامین گراهام سرمایه گذار شهیر و توانمند جمله‌ای دارد که برای ما آموزنده است، وی می‌گوید: شانس برای کسانی که آماده‌اند می‌آید! و ما هیچ وقت آماده نبوده‌ایم