آسیب‌شناسی با آسیب‌های اصلی فوتبال!

دورهمی سه‌شنبه برخی مدیران سابق فوتبال برای بررسی چگونگی واگذاری سرخابی‌ها یادآور دیالوگ معروف «شما جیب ما رو نزن» بود! خبر نه فیک بود و نه شایعه، عکس منتشر شده هم گویای تمام واقعیت بود.
مهدی رسول‌پناه، علی فتح‌الله‌زاده، علی‌اکبر طاهری، محمدحسین قریب، محمد رویانیان، داریوش مصطفوی، محمدمهدی نبی و چند نفر دیگر روز سه‌شنبه در آکادمی ملی المپیک جمع شدند تا شیوه واگذاری پرسپولیس و استقلال را آسیب‌شناسی کنند. یک نگاه به اسامی بیانگر واقعیت ماجراست؛ این جمع خودشان آسیب اصلی فوتبال باشگاهی هستند، ولی می‌آیند تا آسیب‌شناسی کنند حالا چگونه، مشخص است. اوضاع امروز فوتبال به‌خصوص اوضاع نابسامان دو باشگاه سرخابی حاصل سوءمدیریت همین آدم‌هاست، اما حالا همین‌ها می‌خواهند گند‌کاری‌های زمان مدیریت‌شان را آسیب‌شناسی کنند! در این بین یکی هم پیدا نمی‌شود که بگوید آن‌ها که خود آسیب ورزش هستند، چگونه می‌خواهند آسیب‌شناش باشند! فوتبال امروز به یکی نیاز دارد که ریشه امثال این‌ها را که کم هم نیستند، بخشکاند، نه اینکه دور هم جمع‌شان کند برای آسیب‌شناسی.
مدیرانی که تک‌تک آن‌ها سهمی بسزا در سنگین کردن باری که سرخابی‌های پایتخت امروز به دوش می‌کشند، دارند. سهمی پررنگ در خدشه‌دار شدن آبروی فوتبال ایران و انباشت بدهی‌های هنگفتی که حساب آن دیگر از دست همه در رفته است. مدیرانی که بی‌شک تک‌تک آن‌ها باید پای میز محاکمه کشیده شوند برای پاسخگویی به فجایعی که در زمان مدیریت خود به بار آورده‌اند، اما در کمال تعجب و ناباوری، تحت عنوان کارشناسان مدیریت، دور هم جمع می‌شوند برای یافتن راه حل مشکلاتی که خود نقش مستقیمی در به بار آوردن‌شان داشته‌اند.
مثل یک شوخی بی‌مزه می‌ماند یا طنزی که جای خنداندن، چشمانمان را پر از اشک حسرت می‌کند. نتیجه‌ای که می‌تواند نشان از عدم تبحر کارگردان، حداقل در این زمینه به‌خصوص داشته باشد. درست همانند تبحر نداشتن تک‌تک افراد حاضر در دورهمی سه‌شنبه در آکادمی ملی المپیک در زمینه مدیریت. امروز، اما همان مدیران ناکارآمدی که نقشی پررنگ در رقم زدن یک فاجعه عظیم مدیریتی در پرسپولیس و استقلال داشته‌اند، قرار است نقش ناجی را بازی کنند و راه‌حل ارائه دهند برای نجات! اما چطور ممکن است غریق‌نجاتی که شنا نمی‌داند بتواند فرد در حال غرق شدن را از مرگ نجات دهد؟!


نوک پیکان انتقادات را نمی‌توان به سمت میهمانان حاضر در جلسه برگزار شده در آکادمی ملی المپیک گرفت، مقصر این نمایش مضحک نه میهمانان که مغز متفکر برگزاری این جلسه با این افراد است. همان تفکر اشتباهی که روزی تک‌تک این آقایان را بر مسند مدیریت قرار داد و منحرف شدن فوتبال از مسیر درست را تضمین کرد. تفکری که هرگز از اشتباهات خود درس نگرفت و مدام به تکرار آن اصرار ورزید تا امروز شاهد اتفاقات ناخوشایند بسیاری در فوتبال ایران باشیم. اتفاقاتی که هزینه‌های هنگفت مالی و روانی را به دنبال داشته، اما گویا هنوز هم تجربه نشده که آقایان همچنان برای همفکری دست روی مهره‌های سوخته و امتحان پس‌داده‌ای می‌گذارند که هر کدام پرونده قطوری از اشتباهات نابخشودنی در تیم‌های باشگاهی تحت مدیریت خود را داشته‌اند. اشتباهات فاجعه‌باری که نه فقط هزینه‌های سنگین مالی به دنبال داشته که آبرو و وجهه فوتبال ایران را نیز در سطح بین‌المللی خدشه‌دار کرده است.
حضور این نفرات در جلسه‌ای تحت عنوان آسیب‌شناسی شیوه فعلی واگذاری باشگاه‌های پرسپولیس و استقلال برای ارائه راهکار مناسب در این خصوص این پرسش را مطرح می‌کند که آیا در فوتبال ایران تا این اندازه قحط‌الرجال است که از مسببان شرایط بغرنج امروز پرسپولیس و استقلال به عنوان کارشناس جهت ارائه راهکار به منظور حل مشکلات دعوت به عمل می‌آید. تصمیمی که بی‌شک دهن‌کجی واضحی است به افکار عمومی و مطالبه مردم در خصوص محاکمه متخلفانی که حالا در ردای کارشناس با احترام برای نظرخواهی از آن‌ها دعوت به همکاری و همفکری می‌شود، روندی که نشان می‌دهد اوضاع تا چه اندازه خراب است. متخلفان فوتبال که انتقاد‌های بسیاری به مدیریت آن‌ها وجود دارد، می‌شوند کارشناسانی برای ارائه راهکار جهت پیشبرد اصولی فوتبال، این اگر یک فساد سیستماتیک نیست، نام آن را چه چیز دیگری می‌توان گذاشت؟!