بلیط هواپیما

فاجعه در كمين شهرها

۱) تصاوير تلخ يكي‌يكي از راه مي‌رسند. تصاويري از ويراني يك سازه عظيم شهري و مرگ مردان و زناني كه خانواده‌هاي فراواني چشم انتظار بازگشت آنها بودند. زخمي شدن ده‌ها هموطن، گرفتار شدن صدها نفر ديگر زير آوار و نهايتا چشمان منتظر هموطناني كه با بهت و حيرت ابعاد ماجرا را دنبال مي‌كنند. اينجا آبادان است. شهر اولين‌ها، شهر روزهاي آفتابي و شب‌هاي شاد با مردماني كه همواره لبخند به لب دارند.اينجا آبادان است...
۲) به‌طور كلي ارتباط مستقيمي ميان علم مديريت، دانش مهندسي و بحث توسعه وجود دارد. بسياري از شهرها و كشورها، زماني كه قصد دارند تصويري از رشد و توسعه پايدار ارايه كنند، اقدام به ساخت نماها، نمادها و ساختمان‌هايي مي‌كنند كه طنيني از پيشرفت و رشد آنان را منعكس كند. احداث ساختمان‌هاي عظيم شهر نيويورك، لندن، پاريس و...در قرون اخير و سازه‌هايي چون تاج محل، طاق كسري، نماهاي رومي و...در قرون ماضي را در چنين اشل فكري مي‌توان تحليل و تفسير كرد. با اين مفروضات، حادثه فروريزي ساختمان متروپل آبادان بيانگر اين واقعيت روشن است كه ايران در حوزه دانش مديريت، برنامه‌ريزي و مهندسي با مشكلات فراواني دست به گريبان است. موضوع زماني حادتر و بحراني‌تر خواهد شد كه بدانيم برخي افراد كارشناس و دلسوز، قبل از احداث اين ساختمان نسبت به بروز مشكلات احتمالي در اين ساختمان هشدار داده بودند. اما مانند بسياري از پروژه‌هاي ديگر، اينجا هم رويكردهاي سوداگرانه و كاسبكارانه بر ساير شوونات غلبه پيدا كرده و در نهايت فاجعه آفريدند. 
شوربختانه مجوز احداث ساختمان متروپل ابتدا براي طبقات محدودتري صادر شده بود و بعد مانند بسياري از پروژه‌هاي ديگر بر حجم طبقات آن افزوده شد.  
۳) اما بايد توجه داشت، ردپاي سازه‌هايي از جنس متروپل را در ساير شهرهاي كشور نيز مي‌توان سراغ گرفت. سازه‌هايي كه هر كدام نمادي از فجايعي هستند كه هنوز متولد نشده‌اند و در صورت عدم توجه مسوولان و متوليان، دور نيست زماني كه آوار اين ساختمان‌ها به هوا بلند شود. به‌طور معمول در زمان بروز چنين حوادثي تعدادي مقصر شناسايي و دستگير مي‌شوند. كميته‌هاي ريشه‌ياب نيز تشكيل مي‌شوند و براي مدتي موضوع در راس تحليل‌هاي رسانه‌اي قرار مي‌گيرد. اما با گذشت مدت زماني محدود و با افتادن آب‌ها از آسياب، همه فراموش خواهند كرد كه بحران‌هايي چون متروپل چه بر سر خانواده‌هاي داغدار، مصدومين و آسيب‌ديدگان آورده است. همان‌طور كه ناخودآگاه جمعي جامعه از ياد برد كه فاجعه پلاسكو چه فجايعي را شكل داده و چه جان‌هاي عزيزي را گرفته بود.
۴) بنابراين مهم‌تر از اصل ماجراي متروپل، راهبردي است كه براي جلوگيري از تكرار اين حوادث در پيش گرفته مي‌شود. چنانچه ساختار مديريتي كشور از رويكرد سوداگرانه فعلي به سمت رويكردهاي تخصصي و معقول حركت نكند، احتمال تكرار چنين فجايعي در ساير شهرها، كلانشهرها و مناطق محتمل است. شخصا با آگاهي از اين حادثه به ياد ماجراي فروريزي سقف يكي از سالن‌هاي فرودگاه مهرآباد در سال ۵۳ خورشيدي افتادم كه منجر به كشته شدن ۱۸نفر شد. در آنجا سقف يكي از سالن‌ها به صورت موقت برداشته شده بود تا پاره‌اي از اصلاحات در آن انجام شود، اما بارش ناگهاني برف زمستاني و سنگين شدن سازه‌هاي موقت باعث بروز فاجعه شد. به عبارت روشن‌تر، دليل حادثه مهرآباد مشكلات فني و مهندسي نبود و يك اتفاق ريشه ماجرا بود. در سال‌هاي قبل از انقلاب، سازمان مديريت و برنامه‌ريزي، نظارت‌هاي قابل‌ توجهي در روند كلي احداث سازه‌هاي بزرگ داشت و رويكردهاي سوداگرانه در احداث اين نوع ساختمان‌ها حاكم نبود. 
به نظرم يكي از مهم‌ترين وظايف رسانه‌ها و تحليلگران در شرايط فعلي، طرح پرسش‌هاي درست براي جلوگيري از تكرار چنين فجايعي است. پرسش‌هايي از اين دست كه چگونه مي‌توان دامنه نظارت‌هاي ميداني را گسترش داد؟با چه مكانيسمي مي‌توان، سازه‌هاي مشكل‌ساز را شناسايي كرد و از قبل در خصوص آنها هشدار داد؟چه كمبودهاي تقنيني و مديريتي در اين حوزه وجود دارد و چگونه مي‌توان اين كاستي‌ها را رفع كرد؟شايد از طريق اين رويكردهاي شفاف رسانه‌اي بتوان بخشي از مشكلات موجود در نظام مديريتي و مهندسي را كاهش داد.